محرومیّت برخی افراد از اسباب هدایت الهی!

چرا خداوند همه را هدایت نکرده و راه کمال را برای همگان باز ننموده است؟!

هدایت الهی شامل همه موجودات و انسانها می گردد، امّا اگر کسی خود بستر رشد و هدایت تکوینی را نابود کند یا در برابر هدایت تشریعی عناد ورزد، ضلالت او به اختیار خود است. هدایت الهی چون نور خورشید و باران بر وجود همگان نازل می شود، امّا بعضی از انسانها از معرض نور و باران می گریزند.

هدایت و ضلالت الهی به معنای زمینه سازی یا از بین بردن زمينه هاى مساعد است، بدون اينكه فرد توسط اراده الهی بر هدایت یا گمراهی اجبار شده باشد. این توفیقات و یا سلب توفیقات از سوی خداوند بی حساب و کتاب نیست؛ بلکه هر بنده ای با اعمال اختیاری خود که شامل نافرمانی و کفر و نفاق یا با توبه و جهاد و اطاعت فرامین خداوند است، توفیقات الهی را به خود جلب و یا از خود سلب می کند.

«عرضه اعمال» به اولیای الهی، و «ستّار العیوبی خداوند»!

مگر خداوند «ستّار العیوب» نیست؟! پس چرا طبق آیه 105 سوره توبه علاوه بر خداوند، پیامبر و گروهی از مومنین نیز اعمال انسان را می بینند؟! یا طبق بیان برخی از روایات، اعمال انسان به ائمه(علیهم السلام) عرضه می گردند؟! از آن گذشته چرا برخی عرفا می توانند با چشم برزخی بر حقیقت پنهان آدمیان آکاهی یابند؟!

اولا: این گونه نیست که خداوند در همه احوال از رسوایی بدکاران و معصیت کاران جلوگیری و آبروی شان را حفظ کند؛ خدا عیب انسانهای هتّاک(پرده در) و بی پروا را آشکار می کند. ثانیا: اطلاع معصومین و اولیاء از اعمال آدمی نتیجه اثر وضعی گناه می باشد؛ چون گناه هر کس اثری وضعی در نظام تکوین می گذارد که بندگان صالح و متقی خدا قدرت تشخیص چنین آثاری را دارند و علم آنها همیشه از ارائه گزارش ناشی نمی شود. ثالثا: هنگامى که انسان بداند علاوه بر خداوند، پیشوایان محبوبش و برخی از اولیاء الهی نیز می توانند از رفتارهایش مطلع شوند، بدون شک بیشتر رعایت مى کند و مراقب اعمال خود خواهد بود. رابعا: از آنجا که آن اولیای گرامی از هیچ تلاشی برای کمک به انسان و رشد دادن او کوتاهی نمی کنند علم آنها به اعمال ما برای خود ما مفید خواهد بود. خامسا: انسان ‌هایی که می توانند علم به اعمال انسان داشته باشند، جز آنچه که مطلوب و مرضی الهی است نخواهند دید. خداوند اطلاع از اعمال بندگان را به کسانی عنايت مي کند که محرم اسرار باشند.

رابطه «مواهب الهی» با «نیاز افراد»

امام علی(ع) در بیان تناسب بین «نعمت های الهی» با «نياز افراد» چه فرموده است؟

امام علی(ع) با اشاره به رابطه «نیازها» و «مواهب الهی» می فرماید: «كمك به اندازه نياز نازل مى شود»، اين سخن امام(ع) دو پيام دارد: نخست، هرچه هزينه انسان بيشتر شود تلاش وى نیز بيشتر شده و رزقش بیشتر مى شود. دوم، پیام معنوی است که خداوندِ روزى رسان، به افرادى كه براى زندگى هزينه بيشترى دارند، روزى وسيع ترى می دهد. خداوند می فرماید: «فرزندانتان را از ترسِ فقر به قتل نرسانيد، ما آنها و شما را روزى مى دهيم»، هم چنین پیامبر(ص) می فرماید: «هر كس دامنه انفاق را گسترش دهد خدا روزى او را وسيع تر مى كند».

امر نكردن بندگان به تكاليف دشوار از سوی خداوند

آيا خداوند بندگانش را به تكاليف دشوار امر می كند؟

آیه 185 سوره «بقره» از آياتى است كه هم تكليف مالايطاق را نفى مى كند، و هم تكاليف شاق و موجب عسر و حرج را؛ و اين كه «فخررازى» در ذيل آيه گفته است دلالتى بر عموم ندارد اشتباه محض است، چرا كه الف و لام در «اليسر» و «العسر» براى جنس است، و در اين گونه مقامات دلالت بر عموم دارد. البتّه اين قانون مانند همه قوانين ممكن است استثنائاتى داشته باشد از قبيل امر به جهاد و نظائر آن.

تاثير «اراده خداوند» در سرنوشت اقوام

آيا «اراده خداوند» در سرنوشت اقوام تاثير دارد؟

خداوند درباره سرنوشت انسان ها و اعمالشان می فرمايد: «و هرگز در مورد كارى نگو: من فردا آن را انجام می دهم، مگر اين كه خدا بخواهد». اين آيه تاكيد می كند كه مشيّت الهى فوق همه مشيّت ها است؛ يعنی تا او چيزى را اراده نكند واقع نمى شود. اگر خدا به انسان آزادى داده است براى آزمايش و تربيت است؛ البته مفهوم آزادى اراده، به معنی سلب قدرت از خدا نيست؛ چون اراده انسان يكى از عوامل است و صدها عامل ديگر هستند كه از قدرت انسان خارجند و به خدا مربوط مى شوند.

وعده نصرت مومنان و شهادت انبیاء و اولیای الهی!

اگر مشیت و اراده خدا بر یارى مؤمنان است، چرا بسیارى از انبیاء در طول تاریخ به شهادت رسیدند؟!

نصرت و یاری الهى در مورد پيامبران و مؤمنان به صورت‏هاى مختلف جلوه مى‏ كند؛ كه برخی از آنها اگرچه در يك نگاه سطحى و اولیه شكست دانسته می شود، ولى در واقع پيروزى و نصرت الهى را در بر دارد. باید توجه داشت که پیروزی به عصر و زمان خاص و مكان خاصّى محدود نمى شود، لذا هرگز انبيا و مؤمنان شكست نخوردند؛ چرا كه در نهايت، عقيده و مرام آنان باقى ماند و در حقيقت يارى خدا نسبت به اعتقادات آنان، همان يارى آنان است.

سنت تغییر ناپذیر الهى

منظور از این که «سنت الهى تغییر ناپذیر است» چیست؟

طبق آیه 43 سوره فاطر و آیات دیگر، سنت الهى تغییر ناپذیر است؛ زیرا خداوند به همه امور گذشته و آینده آگاه است و اینگونه نیست که با گذشت زمان، به مسائلى واقف شود که او را از سنت دیرینه اش بازدارد. منظور از«سنت»، قوانین ثابت و اساسى «تکوینى» یا «تشریعى» الهى است که هرگز دگرگونى در آن روى نمى دهد و این از یکسو، به همه رهروان راه حق دلگرمى و آرامش مى بخشد، و از سوى دیگر، وحدت دعوت انبیاء و یکپارچگى قوانین حاکم بر نظام آفرینش و نظام زندگى انسان ها را روشن مى سازد.

شکست مسلمانان با وجود وعده نصرت الهی!

چگونه سنت یارى مؤمنان با کشته شدن و شکست آنان در برخى جنگ ها سازگار است؟

درباره این که چگونه سنت یارى مؤمنان با کشته شدن و شکست آنان در برخى جنگ ها سازگار است، باید گفت: اولاً؛ پیروزى، معنى وسیعى دارد، و همیشه به معنى غلبه ظاهرى بر دشمن نیست. همانند شهادت امام حسین(ع) در «کربلا» را نمی توان شکست نامید، زیرا مسلمانان را از خطر بنی امیه آگاه کردند و اسلام را از سقوط، رهایى بخشید. ثانیا؛ وعده خداوند، دایر به غلبه مومنان، یک وعده مشروط است نه مطلق، و این وعده الهى مخصوص کسانى است که از قلب و جان، خواهان رضاى الهی و از نظر عمل در خط فرمان او باشند.

منظور از «سنّت هاى الهى»

منظور از «سنّت هاى الهى» چيست؟

منظور از «سنّت هاي الهي» قوانين ثابت و اساسى «تكوينى» يا «تشريعى» الهى هستند كه قابل دگرگونى و تغيير نيستند،‌ به طوري كه هم بر اقوام گذشته حاكم بوده اند و هم بر اقوام امروز و آينده حكومت خواهند كرد. يارى پيامبران، شكست كفار، لزوم عمل به فرمان هاى الهى هر چند ناخوشايند محيط باشد، عدم فايده توبه به هنگام نزول عذاب الهى و مانند اينها جزء اين سنت هاى جاودانى مى باشند.

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی
سامانه پاسخگویی برخط(آنلاین) به سوالات شرعی و اعتقادی مقلدان حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی
تارنمای پاسخگویی به احکام شرعی و مسائل فقهی
انتشارات امام علی علیه السلام
موسسه دارالإعلام لمدرسة اهل البیت (علیهم السلام)
خبرگزاری دفتر آیت الله العظمی مکارم شیرازی

الإمام علىٌّ(عليه السلام)

بالإيثار يْسْتَرَقُّ الأحرارُ

با ايثار، آزادگان به بندگى کشيده مى شوند

ميزان الحکمه، جلد 1، ص 24