چگونگی اداره نظام اجرائی حكومت در عصر پيامبر(ص)

نظام اجرائی حكومت اسلامی در عصر پيامبر(صلی الله علیه و اله) چگونه بود؟

حكومت اسلامى در عصر پيامبر(ص) با وجود سادگی، مقتدر و کامل بود؛ مسجد پيامبر(ص) از يك سو پايگاه اصلى حكومت و كانون نظام اجرائى و از سوی ديگر كانون آموزش و پرورش و تعليم و تربيت بود و از سوى سوم ستاد ارتش اسلام و مركز فرماندهى كل قوا به حساب مى آمد و از سوى دیگر محكمه قضا و به اصطلاح كاخ دادگسترى بود. پيغمبر اكرم(ص) براى هر كدام از اين امور، مسئول يا مسئولينى برگزيده بود.

علت «هجرت» پیامبر(ص) از مکه به مدینه؟

چه چیز باعث «هجرت» پیامبر(ص) از مکه به مدینه شد؟

سران قريش از وجود پيغمبر(ص) احساس خطر شديدى كردند كه اگر برنامه آن حضرت به همین صورت ادامه يابد به زودى همه قدرت خويش را از دست خواهند داد و شهر مكّه برایشان به صورت زندانى در خواهد آمد، بنابراين تصميم گرفتند يكى از این سه برنامه را در برابر آن حضرت اجرا كنند: يا حضرت را به قتل برسانند و يا براى هميشه زندانى كنند و يا از مكّه تبعيد نمايند، اكثريت آنها كشتن حضرت را ترجيح دادند لذا پيغمبر اكرم(ص) به فرمان پروردگار تصميم گرفت از دايره محاصره به طرز اعجازآميزى خارج شود و شبانه راه مدينه را پيش گيرد.

اجازه نقض پيمان يک طرفه به پيامبر اسلام در قرآن؟!

بر اساس آيه 58 سوره انفال به پيامبر اسلام(ص) اجازه داده شده است، که پيمان خود را به صورت يک طرفه نقض کند؛ آيا اين اجازه با سفارشات متعدّد اسلام بر وفاي به پيمان تناقض ندارد؟! و آيا اين يک امتياز ويژه براي پيامبر اسلام بود که حقّ نقض پيمان داشته باشد؟!

اولا: این حکم، حکم موردی بود و پیامبر درباره همان حکم خاص مجاز به پیمان شکنی بود. ثانیا: پیامبر اسلام بعد از ظهور نشانه های خیانت از طرف مقابل، به عنوان ضد حمله ای پیش دستانه، مأمور به نقض عهد می گردد و موظّف است که این نقض پیمان را به طرف مقابل اعلام کند. ثالثا: طرف پیمان پیامبر یهودیانی بودند که به گواهی تاریخ، همواره به بهانه های گوناگون پیمان شکنی می کردند. بنابراین پیامبر اسلام به پیمان شکنی یکجانبه و بدون مقدّمه مکلّف نشده است، بلکه به هوشیاری و عدالت در برابر پیمان شکنی مکلّف شده است.

«معراج» مسأله‌اي بین ادیانی

آيا «معراج» مسأله‌اي اسلامي است يا در ساير اديان نيز مطرح است؟

علاوه بر مسلمانان، مسيحيان نير قائل به «معراج» هستند. مطالعه عهدين نشان مى‌دهد كه مسيحيان، «معراج» را درباره مسيح بصورت عجيبى معتقدند، آنها مى‌گويند: مسيح پس از اين كه مرده بود و دفن شده بود! از «قبر» بيرون آمد و بر شاگردانش ظاهر شد به آسمان «صعود» كرد و اکنون در نزد «خداى پدر!» زندگي مى‌كند.

برنامه ریزی «منافقان» برای نابودی اسلام

منافقان از چه زمانی برنامه خود را برای نابودی اسلام آغاز کردند؟

نکوهش شدید قرآن از منافقان، نشان دهنده جمعیت قابل توجه آنهاست. برنامه این گروه با ورود پيغمبر(ص) به «مدينه» و تشکیل حكومت اسلامى شروع شد. آنها بدلیل اینكه با ظهور اسلام منافع خود را در خطر می ديدند، به ظاهر اسلام را پذيرفتند، ولى در واقع برای ضربه زدن به آن تلاش می کردند. البته تلاش آنها برای مخفی ماندن نیت شان، به صورت کامل اثر نبخشید و در لحظات حساس چهره واقعى خود را نشان مى دادند. مواردی مانند: كناره گيرى از جنگ، قضیه مسجد ضرار، جاسوسى براى مشركان در آستانه فتح مكّه و دامن زدن به شایعات و ... .

عوامل گسترش فعالیت «منافقان» پس از پیامبر(ص)

عوامل گسترش فعالیت منافقان، پس از پیامبر(صلی الله علیه و آله) چه بود؟

پس از رحلت پيامبر(ص) از یک سو كسى [از رهبران جامعه] نبود كه منافقان را توبيخ كند و مردم را به پرهيز از آنان فراخواند، و از سوى ديگر فتح بلاد و كثرت غنائم، بسيارى از مسلمانان را به خود مشغول كرد و از توطئه هاى منافقان غافل ساخت. لذا آنها توانستند اهداف خود را به پیش برند و حتی در دوران خلفا بسيارى از پستهاى حساس مناطق اسلامى را در دست گیرند. علاوه بر اینکه حاکمان ظالم نیز آنان را وسیله ای برای رسیدن به اهداف شوم خود قرار داده و مورد حمایت های مادی و معنوی خویش قرار می دادند.

لعن شدگان توسط پیامبر(ص) در جنگ اُحد

پیامبر(صلى الله علیه وآله) چه کسانى را در روز جنگ اُحد لعنت نمود؟

عبدالله بن عمر مى گوید: رسول خدا(ص) در روز جنگ احد چنین نفرین نمود: «خداوندا لعنت کن ابو سفیان را، خداوندا لعنت کن حارث بن هشام را، خداوندا لعنت کن سهیل بن عمر را، خداوندا لعنت کن صفوان بن امیه را». سپس این آیه نازل شد: «لیس لک من الأمر شىء أو یتوب علیهم أو یعذّبهم فإنّهم ظالمون».

نظر ابوطالب در مورد آشکار شدن دعوت پیامبر(ص)

طبق منابع اهل سنت وقتى پیامبر(صلى الله علیه وآله) موضوع آشکار شدن دعوت را با ابوطالب مطرح کرد چه پاسخى شنید؟

در منابع اهل سنت مثل نهایة الطلب و... آمده که وقتی پیامبر(ص) می خواست دعوت خود را آشکار کند، ابو طالب به پیامبر(ص) گفت: تو از لحاظ مجد و شرف، بلند مرتبه هستى و طایفه ات قوّى و پدری والامقام داری ... و همانا پدرم مى گفت: از صلب من پیامبرى خارج مى شود و دوست دارم آن زمان را درک کنم و به او ایمان بیاورم، پس هر کدام از فرزندانم که او را درک کرد باید به او ایمان بیاورد.

مديريت پيامبر(ص) در مدينه، عامل پيشرفت و جهاني شدن اسلام

مديريت پيامبر(صلی الله علیه و اله) در مدينه، چه تأثيري بر جهاني شدن اسلام داشت و ایشان برای پيشرفت اسلام در سالهای اولیه هجرت چه اقداماتی انجام دادند؟

بعد از ورود پيامبر(ص) به مدينه، حوادثى رخ داد كه هر يك چهره جديدى از اين مديريّت الهى به جامعه انسانی نشان داد و هرکدام تأثير بسیاری در جهاني شدن اسلام داشت، مانند: ارائه عدل اسلامى در آغاز هجرت؛ عقد مُواخات؛ قرار دادن مسجد به عنوان پايگاه عبادت و حكومت؛ پيمان عدم تعرّض؛ پرهيز از جنگ در جبهه هاى مختلف و ... .

پول گرفتن پیامبر اسلام از مسلمانان برای نجوا و درد دل با ایشان؟!

بر اساس آيه 12 سوره مجادله، کساني که مي خواستند با پيامبر اسلام(ص) صحبت کنند، بايد پولي (صدقه) را قبل از آن پرداخت مي کردند؛ آيا اين حکم باعث نمي شود که مردم فقير از درد دل با پيامبر خود باز بمانند؟! و يا آيا قرار بوده که به هر بهانه اي از مردم پول بگيرند؟

حكم مزبور از آغاز جنبه موقتى داشته و هدفی را دنبال می کرد؛ پس از محقّق شدن هدف آیه، آن حکم نسخ شد. اين دستور به خاطر آن بود كه گروهى از مردم، مخصوصا اغنيای جامعه مرتبا مزاحم پيامبر(ص) مى‏ شدند و با او نجوى مى‏ كردند؛ اين كار علاوه بر اين كه وقت گرانبهاى پیامبر(ص) را مى گرفت، سبب اندوه و نگرانی ديگران(فقرا) می شد. ضمن اینکه در این آیه نه تنها از فقرا براي درد دل پولي خواسته نشده است، بلکه خود این صدقات هم به فقرا می رسید.

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی
سامانه پاسخگویی برخط(آنلاین) به سوالات شرعی و اعتقادی مقلدان حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی
تارنمای پاسخگویی به احکام شرعی و مسائل فقهی
انتشارات امام علی علیه السلام
موسسه دارالإعلام لمدرسة اهل البیت (علیهم السلام)
خبرگزاری دفتر آیت الله العظمی مکارم شیرازی

قال ابي عبدالله (عليه السلام)

إِذَا دَخَلْتَ الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ فَادْخُلْهُ حَافِياً عَلَى السَّکِينَةِ وَ الْوَقَارِ وَ الْخُشُوعِ...

هنگامى که به مسجد الحرام وارد شدى، با پاى برهنه و با آرامش و متانت و خشوع داخل شو.

کافى: 4/401