منظور از «ولایت مطلقه» فقیه؟

منظور از «ولایت مطلقه» فقیه چیست؟

«ولایت فقیه» به معنای جواز تصرف و سرپرستی و عهده دار شدن شخص فقیه در یک امر خاص است. گاه این امر شخصی است مانند اجرای عقد نکاح و گاهی امری کلی مثل عهده داری حکومت جامعه اسلامی. اقوال مختلفی بین فقها وجود دارد که محدوده مجاز برای اعمال ولایت فقیه تا چه اندازه است؟ آیا فقیه بر همه شؤون حکومتی و اجتماعی، امور حسبه، اموال و انفس مردم و...  ولایت دارد یا نه ولایت او منحصر است در سرپرستی امور خاص؟

به باور امام خمینی هر اختیاری که پیامبر اسلام(ص) در اداره جامعه اسلامی داشته برای فقیه عادل هم ثابت است اعم از تدارک و بسیج سپاه، تعیین والیان ولایات و استانداران، گرفتن مالیات و صرف آن در مصالح مسلمانان و... البته این درباره اختیاراتی است که معصوم(ع) از جنبه ولایت و سلطنت اجتماعی و سیاسی دارد.

شکل و قالب حکومت اسلامی؟

آیا حکومت اسلامی شکل و قالب مشخصی دارد؟

حکومت اسلامی حکومتی است که قوانین و ضوابط آن از شرع مقدس اخذ گردد و معیار مهم در اسلامی بودن یک حکومت، توجه به اجرای صحیح احکام شرع و قانون الهی است. بهترین مصداق آن حکومت پیامبران و ائمه معصومین می باشد، اما فقها نیز بر اساس سفارش معصومین وظیفه دارند در دوران غیبت برای تشکیل حکومت اسلامی و اجرای صحیح قوانین الهی تلاش کنند.

قالب حکومت چنانکه روند تاریخ و زندگی اجتماعی بشر نشان داده است، تابع «اقتضائات زمان و مکان» بوده است؛ چنانکه می دانیم پیامبران یا امامان معصوم از طرف خداوند منصوب به حكومت بودند، امّا آنها هم براى پيشرفت كار خود و جلب حمايت توده هاى مردم در بسيارى از مواقع از بيعت آنها بهره مى‏ گرفتند و با آن رسميت بيشترى به حكومت خود مى بخشيدند.

بنابراین رکن اصلی اسلامی بودن یک حکومت، محتوا و قوانین حاکم بر آن حکومت می باشد و قالب آن می تواند به شکلهای مختلف باشد که فرقی نمی کند که معصوم(ع) در رأس حکومت باشد یا فقها که در صورت عدم حضور ائمه(ع) از سوی آنها تایید شده اند، یا اینکه افراد دیگری مجری حکومت باشند اما قوانین خود را از فقها اخذ کنند.

تدابير اسلام برای اجرای صحيح قوانين

اسلام برای اجرای صحيح قوانين چه تدابيری انديشيده است؟

در اسلام و حكومت اسلامى برنامه هاى وسيعی براى اجراى قوانين و جلوگيرى از تخلّفات پيش بينى شده است. وجود دستگاه قضائی، امر به معروف و نهی از منكر و مسئله «حسبه» از آن‌ جمله اند. اجراى حدود و امور حسبيه از شاخه هاى امر به معروف و نهى از منكر است. امر به معروف و نهى از منكر داراى سه مرحله است كه دو مرحله زبانی و قلبی، وظيفه عمومى مردم و مرحله يدی وظيفه حكومت است كه مسئله حسبه نام دارد.

تأثير «امر به معروف و نهی از منکر» در کاهش تخلفات

چگونه «امر به معروف و نهی از منکر» مفاسد و تخلفات را در جوامع اسلامی کاهش می دهد؟

«امر به معروف و نهى از منكر» در واقع تعميم مسأله حكومت و تثبيت مشاركت عموم است؛ زيرا از اين طريق جلوی بسيارى از تخلّفات گرفته مى شود و مردم به انجام وظايف فردى و اجتماعى خود آشنا مى شوند. اين كه به حكم اسلام، درون خانه، اگر فرزند تخلّف كند والدين مسئول اند و اگر والدين مرتكب خلافى شوند؛ فرزند بالغ مسئول است و نيز اگر در شرقِ عالَم، گناهى واقع شود و در غربِ جهان كسى بتواند به نحوى جلوگيرى آن را بگيرد و نگيرد در آن سهيم است، بى شك تأثير بسيار عميقی در پيشگيرى از گناه و دعوت به انجام وظايف دارد.

منظور از «اداره حسبه» و وظايف آن

منظور از «اداره حسبه» چیست و چه وظایفی به عهده آن می باشد؟

امر به معروف دو شاخه دارد؛ شاخه عمومى، كه همه مردم را در بر مى گيرد و شاخه خصوصى، كه مخصوص حكومت است. از وظايف اداره حسبه در گذشته، نظارت بر كار كسبه، تجّار، كشاورزان، نظارت بر امور منكرات در كوچه‌ و بازار، رسيدگى به صحّت وزن و پيمانه و بهداشت نانوايان، شرايط كشتار، گرمابه داران، پزشكان، آموزگاران، اذان گويان و خادمان مساجد، واعظان، نامه نويسان و نظارت بر كارهاى تاجران، دريانوردان، معماران و ... بود. آری اداره این امور برعهده حکومت بوده و محتسبان هر جا خلافى مى ديدند، برخورد كرده یا تحويل قاضى مى دادند.

 

نشر «فرهنگ اسلامی» وظیفه حكومت اسلامی

آيا می توان تعليم و تربيت و ترويج فرهنگ اسلامی را از وظايف حكومت اسلامی دانست؟

با توجه به اينكه انسان موجودی فرهنگی است و هر گونه اصلاح در وضع جامعه بدون نفوذ در فكر و روح او امكان پذير نيست؛ لذا در جوامع امروزى براى رسيدن به اهداف سياسی، اقتصادی و ... سعى مى کنند در فرهنگ ملّت ها نفوذ كنند. در برنامه حكومت اسلامى كه از متن قرآن و سنّت استنباط مى شود، روى مسائل فرهنگى، تعليم و تربيت و تبشير و انذار تكيه شده و برنامه هاى گوناگونى در اشكال مختلف براى اين معنى در نظر گرفته اند.

ويژگی ها و صفات قاضی از منظر قرآن

قرآن چه ويژگی ها و صفاتی را برای قاضی لازم می داند؟

هر چند در قرآن مجيد صفات و شرايط قاضی به طور مبسوط نيامده است، ولى تعبيراتى در قرآن ديده مى شود كه عمده صفات و شرايط در آن جمع است؛ به حق داورى كردن در ميان مردم، عدم پيروى از هوا و هوس، حكم و داورى به «ما انزل الله» بعنوان شرط ايمان و عدالت، نداشتن تمايلات شخصى و وسوسه هاى خودخواهانه مردم، عدم دشمنى ها و خصومت ها از شرايط مطرح برای قاضی است.

آداب «قضاوت» در اسلام

«قضاوت» در اسلام چه آدابی دارد؟

قضاوت در اسلام دارای آدابی است از جمله این که قاضى درباره مردم محل مأموريتش تحقيق كند و خانه و مركز قضاوت را در وسط شهر قرار دهد و ورودش را مناديان خبر دهند. جلسه قضا را در محلّ آشكارى قرار دهد و تمام مدارك مردم را از قاضى پيشين بگيرد. اگر محل قضاوت، مسجد باشد هنگام ورود به مسجد نماز تحيّت بخواند و پشت به قبله بنشيند و وضع زندانيان را بررسى كند، در ميان شاهدان تبعيض قائل نشود. در مجلس داورى جمعى از دانشمندان را دعوت كند تا اگر خطايى كرد تذكر دهند. خود براى خريد به بازار نرود و ... .

علت هشدار به «قضات» در روايات اسلامی

چرا در روايات اسلامی به قضات هشدار داده شده است؟

با اينكه قضاوت براى اهل آن واجب كفايى و گاه واجب عينى است و يكى از عبادات محسوب مى شود با اين حال پیامبر(ص) می فرماید: «زبان قاضى در ميان شعله آتش است تا داورى او پايان يابد، و در اين صورت يا به بهشت مى رود يا به سوى جهنّم!». امام صادق(ع) نیز می فرماید: «قاضيان چهار گروهند: كسى كه به ظلم داورى مى كند؛ در حالى كه آگاه است، و كسى كه به ظلم قضاوت مى كند و ناآگاه است؛ و كسى كه به حق قضاوت مى كند؛ در حالى كه ناآگاه است. آنان اهل دوزخ اند. و كسى كه به حق قضاوت مى كند در حالى كه مى داند او در بهشت است!).

تفاوت «قضاوت» در اسلام با مكاتب مادی

چه فرق هایی بین «قضاوت» در اسلام با مكاتب مادی وجود دارد؟

در اسلام قاضى بايد در مسائل و احكام صاحب نظر باشد؛ اما در دنياى امروز تنها آگاهى بر مواد قانون كافی است. در نظام قضائى امروز، اعتماد به قاضى در محدوده قضاء كافى است ولى در اسلام اين مقدار كافى نيست بلكه قاضى بايد از هر نظر پاك بوده باشد؛ زيرا عدالت به معنى پرهيز از هر گونه گناه است. قاضى در نظام قضائى امروز اگر به حقّ داورى كند هر چند ناآگاهانه باشد مسئول نيست اما چنين قاضى از نظر اسلام در پيشگاه خدا مسؤل است.

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی
سامانه پاسخگویی برخط(آنلاین) به سوالات شرعی و اعتقادی مقلدان حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی
تارنمای پاسخگویی به احکام شرعی و مسائل فقهی
انتشارات امام علی علیه السلام
موسسه دارالإعلام لمدرسة اهل البیت (علیهم السلام)
خبرگزاری دفتر آیت الله العظمی مکارم شیرازی

قالَ الصّادقُ عليه السّلام :

ما مِنْ عَيْنٍ بَکَتْ لَنا اِلاّ نُعِّمَتْ بَالنَّظَرِ اِلَى الْکَوْثَرِ وَ سُقِيَتْ مِنْهُ.

هيچ چشمى نيست که براى ما بگريد، مگر اينکه برخوردار از نعمتِ نگاه به (کوثر) مى شود و از آن سيرابش مى کنند.

جامع احاديث الشيعه ، ج 12، ص 554