تفاوت نگاه قرآن به «پيامبران(علیهم السلام)» با ساير كتب آسماني

نگاه قرآن كريم به «پيامبران(علیهم السلام)» چه تفاوتی با ديدگاه ساير كتب آسمانی دارد؟

تحفظ بر منزلت پيامبران الهى، ويژگى قرآن است. اين در حالى است كه در تورات از شأن ايشان كاسته شده است. قرآن يادى از پيامبران الهى نكرده جز در هاله اى از تكريم و احترام، چنان كه ايشان را يكسره از پليدى ها منزّه و پاك شناسانده است.

اما در تورات، داستانى از داستانهاى پيامبران را نمى بينيم؛ مگر آن كه پر از اهانت و تحقير است كه گاه به حدّ ابتذال مى رسد؛ همراه با نكوهش هايى كه هرگز شايسته بندگان مخلص الهى نيست.

شک و تردید برخی پیامبران در وجود الهی و معاد!

حضرت ابراهيم(ع) از خدا خواست تا زنده شدن مردگان را ببیند و حضرت موسی(ع) نیز از خداوند تقاضای رویت کرد؟! این موارد چگونه با یقین پیامبران و عصمت ایشان سازگار است؟!

کمی تأمل در متن آیات و رجوع به روایات نشان می دهد درخواست این دو پیامبر بزرگ الهی با یقین آنها به توحید و معاد و عصمت آنها منافات ندارد و همانطور که در قرآن آمده حضرت ابراهیم با وجود ایمان به معاد برای اطمینان قلبی چنین درخواستی کرد؛ «لِيَطمَئنّ قَلبى»، آن هم درباره چگونگى و کیفیت رستاخيز نه درباره اصل معاد. حضرت موسی هم درخواست رؤیت قلبی نمود. حتی اگر رؤیت ظاهری اراده شود، اين تقاضا را از زبان برخی از جاهلان قوم كرد که اصرار داشتند كه بايد خدا را ببينند تا ايمان آورند وگرنه خود او یقین داشت که خدا با چشم دیده نمی شود.

عدم باور ابراهيم(ع) به «معاد» و درخواست «احياي مردگان»؟!

مگر حضرت ابراهیم(ع) به «معاد» ایمان نداشت که مشاهده «احیای مردگان» را از خداوند خواست؟

از نمونه هاى تاريخى و عينى «معاد» كه قرآن بر آن تكيه كرده، سرگذشت ابراهيم(ع) و داستان مرغ هاى چهارگانه است. ابراهيم(ع) از خدا خواست تا چگونگي زنده كردن مردگان را به او نشان دهد. خدا فرمود: مگر به قدرت ما ايمان نداري؟ عرض كرد: چرا، ايمان دارم ولكن مي خواهم قلبم آرام گيرد. به دستور خدا، ابراهيم(ع) چهار مرغ را گرفت و سر بُريد و اجزاى آنها را با هم مخلوط كرد، بعد آن را چند قسمت نمود و هر قسمتى را بر كوهى نهاد. آن وقت نام هر پرنده را صدا زد و مشاهده كرد كه پرندگان يك يك زنده شدند و به سوي ابراهيم آمدند.

«شجاعت» حضرت ابراهیم(ع) از نگاه قرآن

«شجاعت» بی نظیر حضرت ابراهیم(علیه السلام) در قرآن چگونه منعکس شده است؟

قرآن در سوره «انبیاء»، درباره شجاعت حضرت ابراهيم(ع) در برابر بت ‏پرستان متعصّب تأكيد مي كند كه اين پيغمبر بزرگ الهى، در مبارزه با بت‏ پرستى در عين تنهايى در برابر انبوه دشمنان خشمگين و خطرناك كمترين سستى به خود راه نداد. در واقع «شجاعت» يكى از فضايل بزرگ پيامبران اولواالعزم بوده است كه در راه خدا كمترين سستى به خود راه ندادند و از ترس اين رذيله بزرگ اخلاقى پاك و مبرّا بودند.

قرآن و بیان «لجاجت» قوم ابراهیم(ع)

قرآن کریم با چه بیانی از «لجاجت» قوم ابراهیم(علیه السلام) یاد نموده است؟

آیات 64 تا 68 سوره «انبیاء» به لجاجت قوم ابراهیم(ع) و بت پرستان بابِل اشاره دارد؛ هنگامی که حضرت در واقعه شکسته شدن بت ها، با برهانی روشن بی اعتباری عقاید آنها را ثابت کرد، حق را نپذیرفتند و با وجود آگاهی از موهوم بودن خدایان شان، با لجاجت از راه حق روی گردانده و مشرک شدند. آرى، لجاجت و تعصّب حجاب سخت و سنگينى است، تا آنجا كه انسان را از واضح ترين مسايل بى خبر مى كند.

قرآن و سفارش به فرو بردن «غضب»

چه آياتی از قرآن در مورد حلم و بردباری و فرو بردن «غضب» نازل شده است؟

خداوند در قرآن به ستایش بردبارى و ترك غضب سفارش مى كنند، مثلا در آیه 114 سوره توبه، حضرت ابراهیم(ع) را با عنوان «اوّاه حلیم»؛ (دلسوز در هدایت گری و بردبار) می ستاید. حتی زمانی که به او بشارت اسماعیل را می دهد، از ميان تمام صفات برجسته انسان، تنها روى صفت بردبارى اسماعیل تكيه می کند (سوره صافات، آيه 101). همچنین در سوره اعراف، آيه 199 به پیامبر(ص) توصیه می فرماید که در مواجهه با جاهلان بردبار باشد، و ...

حضرت ابراهیم (ع) و پاکی از دروغ

آیا طبق نقل قرآن در سوره انبیاء حضرت ابراهیم (ع) دروغ گفته است؟

اشکال می کنند که حضرت ابراهیم(ع) در حال سلامت کامل گفت: «من بیمارم» و همچنین شکستن بتها را به گردن بت بزرگ انداخت. این سخنان دروغ نبود چراکه اوّلا: چه بسا بیمارى مختصری در جسم او وجود داشته ثانیاً: سُقْم و سَقَمْ گاهی به معناى ناراحتى هاى روحى نیز به کار مى رود. در مورد شکستن بتها هم عبارت ایشان یک جمله شرطیه است یعنی اگر بتها سخن بگویند این کار را کرده اند. و سخن ابراهیم(ع) نوعى کنایه است که به این وسیله خرافى بودن عقائد بت پرستان را به رخ آنها بکشد.

استدلال حضرت ابراهيم(ع) بر نفي الوهيّت اجرام آسمانی به افول آنها

چگونه حضرت ابراهيم(عليه السلام) از افول و غروب اجرام آسماني بر نفي الوهيّت آن ها استدلال کرد؟

حضرت ابراهيم(ع) از افول و غروب كواكب و خورشيد و ماه استدلال بر نفى الوهيّت آنها كرد و گفت: چنين موجوداتى ممكن نيست خداى جهان باشند؛ چرا که اولا: افول ممکن بودن موجود را مى فهماند، و هر موجود ممكنى محتاج به خالق است. ثانیا: افول، مطلق حركت را مى فهمند، و هر متحرّكى حادث است و هر حادثى محتاج به وجود قديم و ازلى مى باشد. ثالثا: غروب، زائل شدن حکومت و سلطنت را می فهماند.

مقايسه ماجرای ملاقات حضرت ابراهيم با فرشتگان در قرآن و تورات

ماجراى ملاقات ابراهيم(علیه السلام) با فرشتگان در قرآن و تورات چگونه بيان شده است؟

در قرآن فرشتگان مجازات قوم لوط، براى بشارت فرزند، نزد ابراهيم (ع) مى آيند او مى خواهد از آنها پذيرايى كند، اما آنها چیزی نمی خورند، چيزى نمى گذرد كه از ماجرا آگاه مى شود. او در صدد شفاعت بر مى آيد و...  در اين هنگام به او و همسرش بشارت تولد فرزند مى دهند. در تورات  کنونی خدا و سه فرشته با ابراهیم ملاقات می کنند و از غذایی که آماده کرده می خورند.  بعد خدا بشارت فرزند را به ساره می دهد و او می خندد ولی وقتی خدا به او می گوید چرا خندیدی منکر می شود... .

امتحان حضرت ابراهيم(ع) بوسيله مال فراوان

جریان امتحان شدن حضرت ابراهیم(ع) به وسيله مال چه بود؟

حضرت ابراهيم(ع) در مورد ثروت فراوانش توسط فرشته الهي امتحان شد. آن فرشته نزديك ابراهيم(ع) آمد و با صداي بلند گفت: «سبّوح قدوس رَبُّنا و ربّ الملائكة و الروح». ابراهيم از شنيدن نام محبوب خود چنان به وجد آمد كه نيمي از مالش را به او بخشيد و فرمود: اگر يك بار ديگر اين نام را بر زبان آوري نصف ديگر مالم را به تو مي بخشم. آری انسان مي تواند به جايي برسد كه همه چيزش را فداي معبودش كند.

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی
سامانه پاسخگویی برخط(آنلاین) به سوالات شرعی و اعتقادی مقلدان حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی
تارنمای پاسخگویی به احکام شرعی و مسائل فقهی
انتشارات امام علی علیه السلام
موسسه دارالإعلام لمدرسة اهل البیت (علیهم السلام)
خبرگزاری دفتر آیت الله العظمی مکارم شیرازی

قال الصادق (عليه السلام) :

وَدَّ مَنْ فِي الْقُبُورِ لَوْ أَنَّ لَهُ حَجَّةً وَاحِدَةً بِالدُّنْيَا وَ مَا فِيهَا

مردگان در گورهايشان آرزو مى کنند: کاش دنيا و آنچه در دنيا هست را داده و به جاى آن پاداش يک حج به آنها داده مى شد.

وسائل الشيعة: 11/110