عید بودن عاشورا و استحباب روزه در این روز، قبل از شهادت امام حسین(ع)!

آیا روز عاشورا قبل از وقایع عاشورای سال 61 هجری روز عید بوده و روزه گرفتن در آن استحباب داشت؟!

اولا: در منابع حدیثی اهل سنت روایاتی نبوی بر استحباب این روزه وجود دارد؛ اما باید توجه داشت در بیشتر آن روایات نبوی گفته شده این حکم مقید به قبل از وجوب روزه ماه رمضان بوده است. ثانیا: مناقشات بسیار جدی در دلالت آن روایات نبوی از منابع اهل سنت وجود دارد. این اشکالات و تناقضات و مناقشات، اطمینان به مورد توصیه بودن روزه این روز را از سوی پیامبر اکرم(ص) با چالشی جدی مواجه می کند. ثالثا: در منابع شیعی نیز از ائمه معصومین روایاتی در فضیلت روزه این روز ذکر شده که نوعا مورد پذیرش سندی نیستند و در کنار آنها روایات بسیاری تا حد تواتر نقل شده که در آنها بیان های شدیدی در نهی از روزه گرفتن این روز به عنوان «تبرک جویی و مشابهت» به کار بنی امیه و قاتلان امام حسین وجود دارد. این روایات موافق با عمل و رفتارهای اصحاب ائمه می باشند. رابعا: عید بودن این روز فریبی اموی است که مستضعفین فکری اهل سنت آن را باور کرده و در این روز با «عنوان عید» روزه می گیرند و متاسفانه عدّه ای نیز عروسی های خود را به این روز موکول می کنند و باعث رنجش برادران شیعه خود می شوند. در حالی که شیعه برای امام حسین از آن جهت عزا می گیرد که او نواده رسول خدا و یکی از مصادیق آیه تطهیر و آل کسا و یکی از افراد مباهله و سید جوانان بهشت است. امام حسین از آن جهت که نواده رسول خدا و احیاگر دین اوست برای ما ارزش دارد و فردی درون مذهبی نیست.

گزارشات تاريخی در مورد چگونگی و جزئيات برخورد سپاه كوفه با قافله امام حسين(ع)؟

در مورد چگونگی و جزئيات برخورد سپاه كوفه با قافله امام حسين(عليه السلام) چه گزارشاتی به ما رسيده است؟

اولين برخورد امام حسين(ع) با سپاه عراق، برخورد با سپاه حرّ بود كه وظيفه داشت امام(ع) را به كوفه ببرد كه با مخالفت امام(ع) به ناچار در صحراي خشك و سوزان فرود آمدند. فردای روز ورود امام(ع) به کربلا، سيل ورود سپاهیان ابن زیاد به كربلا فزوني يافت و فرماندهي به عمر سعد رسيد. ابن سعد از پیشنهاد امام(ع) براي بازگشت خوشحال شد؛ اما با مخالفت شمر و دستور جنگ از طرف ابن زياد روبرو شد و چون تلاش امام(ع) براي كنار كشيدن ابن سعد نتيجه‌اي نداد، جنگ آغاز شد و با شهادت امام حسين(ع) و يارانش به پايان رسيد.

گزارشات تاريخی درباره اعزام حضرت مسلم(ع) به كوفه

گزارشات تاريخی درباره اعزام حضرت مسلم(عليه السلام) به كوفه چه می‌گويد؟

اولین اقدام امام حسين(ع) در پاسخ به نامه های کوفیان، فرستادن مسلم به کوفه بود. امام او را مورد خطاب قرار داد و فرمود: «اگر مشاهده کردی که مردم یکپارچه متمایل به بیعت من هستند، بسرعت خبر آن را به من برسان تا من بر حسب آن عمل کنم». مسلم که در حدود چهل سال داشته، از میان خود اهل بیت برای چنین امر مهمّی به کوفه فرستاده شد. مسلم پس از ورود به کوفه به منزل مختار رفت و شروع به گرفتن بیعت کرد. در مدّت سی و پنج روز حدود هجده هزار نفر با او بیعت کردند. جاسوسان بنی امیّه در نامه‌ای به یزید نوشتند: اگر نیاز به کوفه دارد، درباره آن هر چه زودتر تصمیم مناسبی بگیرد. مسلم مشغول جمع‌آوری نیرو و سلاح بود كه یزید، ابن زیاد را برای کوفه برگزید و او با تهدید، كوفيان را سرکوب و با گماشتن جاسوس، به محلّ اختفای مسلم دست يافت و او را دستگير و به شهادت رساند.

ورود ابن زياد به كوفه و نقش آن در تصميم گيری كوفيان درباره قيام امام حسين(ع)؟

ورود ابن زياد به كوفه چه نقشي در تصميم گيري مردم كوفه نسبت به قيام امام حسين(ع) داشت؟

کمتر مردمی را می‌توان یافت که بتوانند با وجود دیکتاتوری مسلط و جسور، دست به مخالفت زده و در برابر قدرت حاکم، اظهار سرکشی بکنند. هنگامی که نعمان بن بشیر حاکم کوفه بود، مردم با سهل‌گیری او، به راحتی اظهار تشیّع کردند و زمانی که مسلم به کوفه آمد، بشدّت از او حمایت کردند.

عوض شدن حاکم و جایگزینی ابن زیاد به جای ابن بشیر، اوضاع را به کلّی عوض کرد. خشونت ابن زیاد، بسیاری از مردم را به هراس انداخت و کسانی که زودرنج بوده و عجولانه تصمیم‌گیری می‌کردند، نه تنها از ناحیه ابن زیاد خود را در معرض تهدید دیدند، بلکه در اثر تبلیغات ابن زیاد دایر بر آمدن قریب الوقوع سپاه شام، به کلی خود را باختند. هنوز چند روزی نگذشته بود که عقب‌نشینی هواداران مسلم شدّت یافت.

اشراف شهر که اکنون اطمینان به حکومت کوفه داشته و تثبیت امویان را آشکار می‌دیدند به روشنی به حمایت از امویان پرداختند. به طور طبیعی بسیاری از مردم نیز مخالفت با رؤسای قبایل را چندان به مصلحت خود نمی‌دانستند. وقتی که مسلم به قصر ابن زیاد حمله کرد، همین اشراف با تهدید و تطمیع، یاران او را به حداقل رساندند و قدرت خود را بر مهار مردم خویش نشان دادند.

نقل‌های تاريخی درباره بُعد الهی و غيبی واقعه كربلا

درباره بُعد الهی و غيبی واقعه كربلا چه نقل‌هائی وجود دارد؟

از مسائلی که در بُعد تاریخی حماسه عقیدتی کربلا سهم بسزایی دارد، مسأله «غیب» است. امری که موجب شد تا در بررسی این واقعه تاریخی اختلافاتی پیش آمده و بیشتر بصورت مقابله یک امر کلامی با یک مسأله تاریخی عنوان شود. در این زمینه روایات بسیاری وجود دارد که در بیشتر آنها آمده است که رسول خدا(ص) از شهادت امام حسین(ع) خبر داده بودند. علامه امینی بخشی از این نقل‌ها را در کتاب «سیرتنا و سنتنا» فراهم آورده‌اند. کتاب‌های اهل سنت مملو از این اخبار و آثار است. علاوه بر این روایات، اخباری نقل شده که به صراحت یا اشارت، وقوع حادثه کربلا را قبل از اتفاق افتادن آن، خبر داده است.
امّا طبیعی است که نه تنها امام حسین(ع)، بلکه پیامبر(ص) نیز در زندگی سیاسی خویش، از عنصر «غیب» استفاده نمی ‌کرد، جز در مقام اثبات نبوّت یا امامت؛ «رفتار پیامبر(ص) و ائمه مطابق ارزیابی سیاسی موجود بود». آگاهی از غیب را خداوند به طریقی به آنها داده است - به وسیله جبرئیل یا خواب و امثال آن- چرا که اصل غیب جز در اختیار خداوند نیست. اسوه بودن پیامبر(ص) و امام(ع) هم مبتنی بر وضع موجود و ارزیابی ظاهری است، نه بر غیب.

توجيه غلو كنندگان مقام ائمه(ع) نسبت به واقعه كربلا؟

غاليان كه برای ائمه(ع) الوهيت قائل بودند چگونه واقعه كربلا را توجيه می‌كردند؟

غاليانی كه براي ائمه(ع) الوهيت قائل بودند می‌گفتند كه همان‌طور كه به جاي عيسی(ع) فرد ديگري دار زده شد در کربلا نیز حنظلة بن اسعد شامی به جاي امام حسين(ع) كشته شد. اين اعتقاد با خبر پيامبر(ص) مبني بر كشته شدن امام حسين(ع) ناسازگار است و امام رضا(ع) نيز ضمن لعن آنها فرمودند: «به خدا سوگند که کشته شد حسین(ع) و کشته شد کسی که بهتر از او بود، یعنی امام علي(ع) و امام حسن(ع) و هیچ یک از اهل بیت رسالت نیست مگر آنکه کشته می‌شود و مرا به زهر شهید خواهند کرد و این خبر از پيامبر(ص) به من رسیده است».

قیام حسین بن علی قیامی کور بود!

با توجه به مناسبات عصر حسین بن علی و دنیا زدگی مردم و بی اعتنایی آنها به حق جویی و با توجه به سنگینی کفّه قدرت به نفع بنی امیّه و کم بودن امکان پیروزی برای حسین بن علی، چرا ایشان اقدام به قیام کرد؟! آیا چنین قیامی مصداق قیام کور نیست؟

اولا: اگر امام حسین(ع) تشنه قدرت بوده و قصد قیام کور داشتند، بعد از شهادت برادرشان این کار را می کردند؛ اما چون معاویه خود را عامل به قرآن و سنت معرفی کرده بود، حجت شرعی برای این کار نداشتند. از طرفی معاويه هرگز تقاضاى بيعت نكرد.

ثانیا: ایشان بر اساس تمام بودن حجت حداقلی ظاهری (دعوت عراقیها و ضعف یزید) و بر اساس احساس تکلیف و انگیزه های دینی اقدام به قیام کرد. بعضى معتقدند كه واقعاً در كوفه يك زمينه صددرصد آماده اى بود و يك جريان غير مترقَّب اوضاع را دگرگون كرد. از نظر تاريخى اگر امام حسين به آن نامه ها ترتيب اثر نمى داد، به طور مسلّم در مقابل تاريخ محكوم بود.

ثالثا: امام حسین(ع) با درخواست بیعت یک فاسق روبرو بود و نمی توانست با چنین شخصی بیعت کند. یزید که فاقد هرگونه صلاحیتی برای اداره امور مسلمین بود، بعد از رسیدن به قدرت در اولین اقدام از امام حسین(ع) تقاضای بیعت کرد. در چنین شرائطی امام حسين(ع) فرمود: «هرگز شخصى همانند من، با مردى همانند وى بيعت نخواهد كرد».

رابعا: انگیزه امام انجام وظیفه ای دینی بود نه انگیزه ای مادی و سیاسی؛ بسیاری از انبیاء و اولیاء الهی و آزادگان جهان با وجود موانع و آماده نبودن زمینه ها بر علیه وضع موجود اقدام به قیام کردند؛ چرا که اعتراض و اصلاح طلبی در امور جامعه خود را وظیفه خود می دانستند. نمی توان درباره هر واکنش اجتماعی با معیار اقتصاد یا «منافع» تحلیل ارائه داد. امام به منظور اصلاح امّت جدّش و جامعه اسلامى قیام کرد و اگر دست به این کار بزرگ نمى زد به یقین امروز خبرى از اسلام نبود.

خامسا: شهادت امام حسین(ع) موجب بیداری امت شد و «پیروز حقیقی» او بود؛ قیام ایشان اگرچه در ظاهر سرکوب شد اما زمینه ساز قیام های بعدی علیه یزید شد. حرکت اصلاح گرانه امام حسین، خون غیرت و حق طلبی را در رگ های بسیاری از انسان های نخوت زده به جریان انداخت.

دستور ندادن یزید برای شهادت امام حسین(ع)!

آیا این سخن صحیح است که یزید دستوری برای شهادت امام حسین(ع) نداده بود و ابن زیاد خودسرانه عمل کرده است؟!

اولا: منابع مختلف تاریخی از دستور یزید برای کشتن امام حسین(ع) خبر می دهند؛ با توجه به این منابع ذهبی شاگرد ابن تیمیه هم در مواقع مختلف یزید را آمر قتل امام حسین معرفی کرده است. ثانیا: اگر یزید دستور به قتل امام حسین(ع) نداده بود، چرا ابن زیاد را مؤاخذه نکرد و مقام او را ترفیع داد!؟ چرا به او اجازه داد جوایز فراوانی از بیت المال به قاتلان امام پرداخت شود؟! ثالثا: اگر یزید از این وقایع خبر نداشت و از قتل امام ناراحت بود، چرا سر امام را به کاخ دمشق فراخواند؟! چرا با عصا زدن، به سر مبارک ایشان اهانت کرد؟!

سوق يافتن حركت سياسی شيعه بعد از قيام كربلا به سمت حركت علمی و فرهنگی

بعد از قيام كربلا حركت سياسی شيعه به چه سمت و سوئی سوق پيدا كرد؟

جنبش کربلا آخرین تلاش سیاسی ممکن برای بازگرداندن حکومت به آل علي(ع) است به طوري كه امام سجاد(ع) با سیاست نظامی خداحافظی کرد و علاوه بر اين كه در اندیشه سامان دادن قیام شیعی دیگری نبود؛ بلكه با جنبش‌های سیاسی- نظامی مخالف اموی و هوادار علویان نيز همکاری نکرد. فقه امام، دعای امام و شخصیت امام در شیعه به عنوان یک الگوی امامت شیعی پذیرفته شد. پس از رحلت امام سجاد(ع) حرکت شیعی دو بخش شد. بخشی به رهبري امام باقر(ع) مشی پدر را دنبال می‌کرد و بخشی با مشی انقلابی به رهبري زید بن علی قرار داشت.

آثار بُعد عاطفی فاجعه کربلا؟

بُعد عاطفی فاجعه کربلا چه آثاری در جامعه شیعیان و مسلمانان دیگر داشت؟

یکی از جنبه‌های حادثه کربلا، بُعد عاطفی آن است. شهادت شانزده تن از اهل بیت پیامبر(ص) به آن صورت استثنایی امری سخت بوده و اندوه ناشی از آن در قلوب شیعه به صورت امری پایدار در آمد.  اثر عاطفی آن بلافاصله در شیعه پدیدار شد و توّابین به عنوان اولين گروهی بودند که تحت تأثیر این بُعد قضیه قرار گرفته و به خاطر مقصر دانستن خود، راه قيام و شهادت را انتخاب نمودند.

با نگاهی به آنچه در احادیث امامان(ع) درباره اقامه عزاء و زیارت مرقد امام حسین(ع) وارد شده می‌توان دریافت که به سرعت بعد عاطفی کربلا جای خود را در جامعه شیعه باز کرده و حتی گروه‌هایی از سُنّیان را نیز به خود جذب کرد.  به مرور عزاداری سالانه آغاز شد و ادبیات شیعی نیز تحت تاثیر این قضیه و سایر رخدادهای خونینی که برای شیعیان (اعم از زیدی با امامی) پیش آمد، ادبیاتی مبتنی بر «مرثیه» شد.

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی
سامانه پاسخگویی برخط(آنلاین) به سوالات شرعی و اعتقادی مقلدان حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی
تارنمای پاسخگویی به احکام شرعی و مسائل فقهی
انتشارات امام علی علیه السلام
موسسه دارالإعلام لمدرسة اهل البیت (علیهم السلام)
خبرگزاری دفتر آیت الله العظمی مکارم شیرازی

الإمام علىٌّ(عليه السلام)

غايةُ المَکارِم الإيثارُ

اوج مکارم اخلاق، ايثار است

ميزان الحکمه، جلد 1، ص 24