مفهوم واقعی «صلوات»

مفهوم واقعی «صلوات» چیست؟

امام كاظم(ع) درباره مفهوم واقعي «صلوات» فرمودند: «صلوات خداوند، رحمتى از ناحيه اوست و صلوات ملائكه، تقديس و پاك شمردن آنها نسبت به پيامبر(ص) است و صلوات مؤمنين، دعا و تقاضاى رحمت است از آنها براى پيامبر(ص)». با هر صلوات و سلامى كه به پيامبر(ص) فرستاده مى شود، رحمت تازه اى بر روان پاك او نازل مى گردد و بعيد نيست كه اين رحمت از ناحيه آن منبع عظيم الهى، به سوى امّتش نيز سرازير شود. از اين رو صلوات و درود بر پيامبر(ص) مايه رحمت، پاكى و آمرزش براى خود انسان است.

وجوب «صلوات فرستادن» بر پیامبر(ص)

«صلوات فرستادن» بر پیامبر(صلی الله علیه و آله) چه حکمی دارد؟

خداوند در آيه 56 سوره احزاب، امر به صلوات و سلام بر پيامبر(ص) كرده است و اين آيه دلالت بر وجوب صلوات بر پيامبر(ص) دارد؛ زيرا مى دانيم امر، ظاهر در وجوب مى باشد مگر اين كه قرينه اى برخلاف آن قائم شود. بنابراين، حدّاقل لازم است يك بار بر آن حضرت صلوات و درود و سلام فرستاده شود.

اهمیّت صلوات بر پیامبر(ص) در روایات اسلامي

صلوات بر پیامبر(صلی الله علیه و اله) در روایات اسلامی از چه جایگاهی برخوردار است؟

در روايات اسلامى اهميّت زيادى براى صلوات بر پيامبر(ص) ذكر شده است. صلوات بر پيامبر و آل او گناهان را محو، باعث نموّ [روح و جان] و سبب نور صراط [در قيامت] و افضل از آزاد كردن بردگان است و در ترازوى سنجش اعمال [در قيامت] چيزى سنگين تر از صلوات بر محمّد و آلش نيست. هر كس يك صلوات بر ايشان بفرستد خدا هزار صلوات در هزار صفّ از ملائكه، بر او مى فرستد. خدا فرشته اى را نزد قبر پيامبر(ص) مأمور ساخته که هر فردى از امّتش، صلوات بفرستد آن فرشته مى گويد: فلان كس، فرزند فلان، هم اكنون بر شما صلوات فرستاد.

دلیل تأکید فراوان بر فرستادن «صلوات»

فلسفه آن همه ثواب و فضیلت که در «صلوات» بر پیامبر اكرم(صلی الله علیه و اله) وجود دارد چیست؟

نخستين فلسفه آن اين است كه پيامبر اكرم(ص) و مقام شامخ او فراموش نشود. ادامه صلوات بر پيامبر(ص) رمز بقاى اسلام و نام مبارك او است. ديگر اين كه اين صلوات و درود سبب مى شود كه ما با مقام والاى آن حضرت بيشتر آشنا شويم و از اخلاق و اعمال و صفاتش الگو بگيريم. از طرفى صلوات، رحمت تازه الهى را بر روح پاك آنها فرو مى فرستد و از آنجا كه آنها منبع فيض اند، از سوى آنها به امّت نيز سرازير مى شود. هم چنين فرستادن صلوات و درود بر آن بزرگواران، نوعى حق شناسى و قدردانى از زحماتى است كه براى هدايت امّت كشيده اند.

تأثیر «صلوات» بر ترفیع مقام پیامبر(ص)

آیا «صلوات فرستادن» در بالا رفتن مقام و منزلت پیامبر(صلی الله علیه و اله) تأثیری دارد؟

اينكه بعضى از ناآگاهان مى گويند: «صلوات فرستادن» در بالا رفتن مقام و منزلت پیامبر(ص) هيچ اثرى ندارد چون پیامبر(ص) و اهل بيتشان به مقاماتى كه بايد برسند، رسيده اند حرف سستى است. انسان در سير تكاملى خود هيچ حدّ و مرزى را نمى شناسد و به سوى نامتناهى پيش مى رود، و لذا در بعضى از دعاها در تشهّد و غير آن چنين خوانده مى شود كه: «وَ ارْفَعْ دَرَجَتَهُ»؛ (درجه پيامبر اكرم(ص) را بالاتر از آنچه هست، بالا ببر).

جزء بودن «آل محمّد» در فرستادن صلوات بر پيامبر(ص)

آيا در فرستادن صلوات بر پیامبر اكرم(ص) بايستي «آل محمد» را هم بياوريم؟

روايات متعدّدى از طرق شيعه و اهل سنّت به ما رسيده كه در همه آنها تأكيد شده است كه به هنگام فرستادن صلوات بايد عبارت «آل محمّد(ص)» ذكر شود. مثلا در «الصواعق» ابن حجر آمده است كه پيامبر(ص) فرمود: «هرگز صلوات ناقص و ناتمام بر من نفرستيد! عرض كردند: صلوات ناقص و ناتمام چيست؟ فرمود: اينكه فقط بگوئيد: «اللّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّد» سپس امساك كنيد؛ بلكه بگوئيد: «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّد وَ آل مُحَمَّد»».

چرایی تاثیر «صلوات» در سنگینی اعمال انسان

اگر از صلوات ما كمالي به پیامبر(صلی الله عليه و آله و سلم) عايد نمي شود، پس چطور این همه سفارش به صلوات شده و روایات آن را موجب سنگینی اعمال انسان دانسته اند؟

ما با صلوات بر پیامبر(ص) ميزان اعمال خود را سنگين مي كنیم وگرنه از صلوات ما كمالي به حضرت عايد نمي شود. خداي سبحان كمالات لايق را به وي ارزاني داشته و ارزاني مي دارد، آنچه را ما طلب مي‏ كنيم به عنوان واسطه فيض و علت فاعلي سبب خير نخواهيم بود؛ بلكه به وسيله درود ما كمالاتشان ظاهر مي شود، علت فياضه ‏اش خداي سبحان است، از ما خيري به آن حضرت نمي رسد، هر چه ما داريم محصول تربيت آن حضرت است؛ مانند باغباني كه در روز عيد، دسته گلي از باغ بچيند و به صاحب باغ اهدا كند آيا باغبان چيزي از خود به صاحب باغ اهدا كرده است؟

معنای صلوات بر محمد و آل محمد(ص)

معنای صلوات بر محمد و آل محمد(صلی الله عليهم اجمعین) چیست؟

معناي صلوات بر پيامبر(ص) اين است كه: «خدايا رحمتت را بر پيامبر و آلش نازل فرما». وقتي رحمت بر حضرت نازل شد به ديگران هم مي رسد. ائمه(ع) هر مطلبي را كه از خدا مي خواستند قبل يا بعدش صلوات بود و می فرمودند: «خدا در پرتو صلوات، دعاي همراه آن را نيز مستجاب مي كند». نكته ديگر اين كه خدا درباره پيامبر(ص) نفرمود كه ما بر او صلوات مي ‏فرستيم تا او را از ظلمت ‏ها خارج و به نور برسانيم؛ زيرا او خود نور است؛ ولي درباره مؤمنان مي فرمايد تا آنان را از ظلمت‏ ها به نور خارج سازند؛ چون صلوات خدا، همان نوراني كردن است.

تفاوت صلوات خدا بر پیامبر(ص) با صلوات خدا بر مومنان

چه تفاوتی بین صلوات خدا بر پیامبر اكرم(صلی الله عليه و آله و سلم) با صلوات خدا بر مومنان وجود دارد؟

بين صلوات خدا بر پيامبر اكرم(ص) و مومنان دو تفاوت وجود دارد؛ 1- وقتي خدا بر پيامبر(ص) صلوات مي فرستد همه فرشتگان را با خود همراه مي كند؛ اما در تجليل از مؤمنان و صلوات بر آنان، خدا و فرشتگان هر كدام جدا جدا بر مؤمنان درود مي ‏فرستند. 2- خدا درباره پيامبر(ص) نفرمود كه ما بر او صلوات مي ‏فرستيم تا او را از ظلمت‏ ها به نور برسانيم؛ ولي درباره مؤمنان مي فرمايد: «ما و فرشتگان بر مومنان درود مي فرستيم تا آنها را از ظلمت‏ ها به نور خارج سازيم».

تأثیر صلوات خدا بر اعمال و رفتار مومن

صلوات خدا بر مومنان چه نقشی در رفتار آنها می گذارد؟

قرآن به مومنین مي فرمايد: «خداوند بر شما درود مي ‏فرستد و فرشتگان نيز، تا شما را از ظلمت‏ ها به نور خارج كنند»؛ معلوم مي شود صلوات خدا يعني نوراني كردن و اگر اين فيض قطع شود و خداوند بر كسي درود نفرستد در ظلمت باقي خواهد ماند. وقتي مؤمن از اين راه نوراني شد هم راه خود را مي بيند و هم مي ‏تواند راهبر باشد و به ديگران راه را نشان دهد.

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی
سامانه پاسخگویی برخط(آنلاین) به سوالات شرعی و اعتقادی مقلدان حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی
تارنمای پاسخگویی به احکام شرعی و مسائل فقهی
انتشارات امام علی علیه السلام
موسسه دارالإعلام لمدرسة اهل البیت (علیهم السلام)
خبرگزاری دفتر آیت الله العظمی مکارم شیرازی

قال الصّادق عليه السّلام :

... رَحِمَ اللّهُ دَمْعَتَکَ، اَما اِنَّکَ مِنَ الَّذينَ يُعَدُّوَنَ مِنْ اَهْلِ الْجَزَعِ لَنا وَالَّذينَ يَفْرَحُونَ لِفَرَحِنا و يَحْزَنُونَ لِحُزْنِنا، اَما اِنّکَ سَتَرى عِنْدَ مَوْتِکَ حُضُورَ آبائى لَکَ... .

وسائل الشيعه ، ج 10، ص 397