نقش طلحه و زبیر در قتل عثمان

طلحه و زبیر چه نقشی در قتل عثمان داشتند؟

طلحه و زبیر از اولین کسانی بودند که برای فشار بر عثمان سپاه جمع کرده و ادعای خلافت نیز داشتند. برخی از صحابه از جمله امام علی(ع) و ابن عباس و حسن بصری و مالک اشتر، صریحا به نقش این دو نفر در شوراندن مردم علیه عثمان و زمینه چینی برای قتل عثمان اشاره کرده اند. به خصوص طلحه که منابع تاریخی به دشمنی بسیار شدید و تند او با عثمان، گواهی می دهند.
به هر حال این دو نفر در رفتاری بسیار عجیب و با اینکه نقش مهمی در شورش علیه عثمان داشته اند، بعداز بیعت با امام علی(ع)، وقتی دست خود را کوتاه از خلافت و حتی امارت یافتند، علم خونخواهی عثمان را برافراشتند و به همین بهانه همراه با عایشه بر علیه امام علی(ع) در جنگ جمل شرکت کردند.

شبهه در «اعتبار سندی» نهج البلاغه و «انتساب مضامین» آن به امیرالمؤمنین(ع)

آیا درست است که روایات نهج البلاغه سند ندارد؟! آیا مضامین این کتاب می تواند از علی ابن ابی طالب باشد، در حالی که: در آن به صحابه رسول خدا(ص) توهین شده؛ دارای اصطلاحات فلسفی است؛ خطبه های طولانی دارد؛ متون بسیار مسجّع دارد؟!

1. تحقیقات پژوهشگران تاریخ و حدیث نشان می دهد که نصوص نهج البلاغه در کتب و منابع حدیثی نویسندگانی از شیعه و اهل سنت که پیش از تولد سید رضی نگاشته شده اند، وجود دارد.
2. اکثریت قریب به اتفاق مطالب نهج البلاغه مستدل و یا در خور استدلال هاى منطقى است و نیازى به سلسله اسناد به عنوان مباحث تعبدى وجود ندارد.
3. سید رضی هنگام جمع آوری بیانات حضرت، بنا بر گزینش و اختصار داشته است؛ لذا اسناد روایات را ذکر نکرده است.
4. محتوای نهج البلاغه، آن قدر بلند و عمیق و والاست که گواهى مى دهد تنها از مصدری «عالی» چون فکر پیامبر(ص) یا امام معصومى تراوش کرده است.
5. عالمان و ادبای اهل سنّت مثل ابن ابی الحدید و ابن الخشاب انتساب مضامین آن را بنا بر تجمیع شواهد سندی حداقلی با شواهد مضمونی(وحدت اسلوب ادبی آن)، به حضرت علی(ع) قبول دارند.
6. چرا باید سیّد رضی و یا هر کس دیگری افتخاری بس بزرگ را که می توانست با آن بر تمام سخنرانان و شیواسخنان برتری یابد به دیگری نسبت دهد؟!
7. شواهد قرآنی نشان از آن دارد که که همه صحابه عادل نبودند و مخدوش سازی اعتبار و اصالت نهج البلاغه با تمسک به ادعای «عدالت برای همه صحابه» تا چه اندازه سست است.
8. سخنان مسجع در سخنان رسول خدا(ص) و خلفا و صحابه ديگر نيز يافت می شود.
9. اهل بلاغت تصریح می کنند که بلاغت در واقع چیزی جز مطابقت مقال با مقتضای حال و شرایط پیرامونی آن نیست و اگر لازم باشد خطبه ها باید طولانی باشند.
10. آن حضرت در بند استفاده از کلمات و اصطلاحات فلسفی خاص نبوده اند و مراد آن حضرت معنای لغوی آن واژه ها بوده نه معنای مصطلح فلسفی.

عوامل اختلاف قرائت در قرآن

چه عواملی سبب اختلاف قرائت در قرآن شده است؟

عوامل اختلاف در قرائت قرآن، به دوران صحابه، و پس از وفات پيامبر(ص) باز مى گردد. در آن زمان، صحابه بر سر جمع و نظم و تأليف قرآن اختلاف كردند و همين امر سبب اختلاف در بین قاریان گردید. اين اختلافات موجب شد تا در عهد عثمان، مُصحف واحدى تهيه شده و به مراكز مهم كشور اسلامى فرستاده شود. عوامل این اختلافات عبارت بودند از: 1. ابتدايى بودن خط. 2. بى نقطه بودن حروف. 3. عارى بودن کلمات از علائم و حركات. 4. نبودن «الف» در كلمات.

جعل سند برای «قُرّاء سبعه»

کتب قرائات چگونه سعی کرده اند برای «قُرّاء سبعه» سند تراشی نمایند؟

اَرباب كتبِ قرائات برآن شده اند تا سندهايى براى قرائت قُرّاء، به ويژه «قُرّاء سبعه» دست وپا کنند و قرائت آنان را مستند به پيامبر(ص) نمایند، و در اين راه از مشايخ قُرّاء استفاده كرده و سلسله مشايخ را به عنوان سلسله اَسناد قرائات جلوه داده اند؛ در حالى كه سلسله مشايخ را نمى توان سلسله اَسناد روايت گرفت؛ زيرا شاگردى كه نزد استادِ خود تعليم يافته، تربيت شده اوست نه راوى از وى؛ همانند آراى فقهي فقها كه هر نظريه فقهى به همان صاحب نظر انتساب دارد، نه به شيخ او تا حالت نقل و روايت پيدا كند!

نظر ائمه(ع) در مورد قرائات مختلف قرآن

ائمه شیعه(ع) در مورد قرائات مختلف قرآن چه نظری ارائه کرده اند؟

از ائمه(ع) سخنانى درباره قرآن وارد شده كه به مهم ترين موضوعات قرآنی اشاره دارد و حاكى از دقّت نظر و ژرف انديشى آنان درباره اين كتاب مقدّس است. همچنين نشان دهنده ميزان عنايت و اهتمام آنان به حفظ و حراست نصّ قرآن و جلوگيرى از تحريف و تأويل آن است. امام صادق(ع) به «محمد بن وراق» فرمودند: «دوست ندارم كه قرآن با رنگى جز رنگ سياه نوشته شود، همان گونه كه در اوّلين بار نوشته شده است». اين سخن، نشانه دقّت و علاقه شديد امام(ع) نسبت به حفظ و سلامت قرآن است تا آنجا كه در رنگ خط نيز ترجيح دادند كه به همان نحوى كه اول بار نوشته شده، محفوظ باقى بماند، تا بدين وسيله قرآن با چيزى غير قرآن اشتباه نشود.

تاکید شیعه بر احادیث ائمه اهل بیت و فراموشی احادیث پیامبر(ص)!

چرا شیعه به احادیث ائمه اهل بیت تاکید دارد و احادیث پیامبر(ص) را به فراموشی سپرده است؟!

شیعه معتقد است حدیث امامان معصوم(ع) حدیث پیامبر(ص) و عین سنّت ایشان است. شیعه در نیل به سنّت صحیح پیامبر به آنها اعتماد دارد، چون آنها مصداق آیه «تطهیر» هستند؛ یعنی آنها در تلقی، درک و انتقال صحیح سنت نبوی معصوم هستند. همچنین آنها مصداق واقعی «اهل الذکر» و صاحبان حقیقی علم و باب علم نبوی هستند: «انا مدینة العلم و علی بابها».

از طرفی امامان اهل بیت مصداق «ثقلین» هستند، لذا سنّتشان در کنار کتاب خدا و سنّت رسول خدا حجّت است. پیامبر(ص) در حدیث ثقلین از مسلمانان خواسته است که به قرآن و عترت او تمسک جویند تا گمراه نشوند. پیامبر(ص) بخش عظیمی از حقایق و معارف قرآن را برای مردم بیان کرد، ولی بخش دیگری را که شرایط بیان آنها فراهم نبود، یا مصلحت این بود که در زمان های بعد بیان شود را به عترت معصوم خود سپرد تا آنان بیانش کنند.

شیعه مروّج اصلی سنت پیامبر(ص) می باشد؛ چرا که شیعه بعد از رحلت پیامبر(ص) هرگز نقل احادیث پیامبر را ممنوع نکرد و پیوسته به احادیث ایشان برای فهم بهتر اسلام و قرآن تمسک می کرد. امّا در مقابل اهل تسنّن مدتها نقل احادیث پیامبر را ممنوع اعلام کردند و شعار آنها این بود که: «حَسْبُنا كِتابُ الله‏»؛ (کتاب خدا برای ما کافی است)، غافل از اینکه کتاب خدا را باید با سنت پیامبر(ص) و راهنمایی اهل بیت(ع) تفسیر کرد.

سرانجام مُصحف امام علی(ع)

عاقبت بر سر مُصحفی که توسط امیرالمومنین علي(ع) جمع آوری و تالیف شد، چه آمد؟

به روايت «سلمان فارسى»، زمانی كه امام علي(ع) مورد بى مهرى مردم قرار گرفت، در خانه نشست و به جمع آورى قرآن پرداخت، و پس از اِتمام، آن را به مسجد آورد؛ در حالى كه مردم پيرامون ابوبكر گرد آمده بودند، به آنان گفت: بعد از مرگ پيامبر(ص) تاكنون به جمع آورى قرآن مشغول بودم، تمام آنچه بر پيامبر(ص) نازل شده است جمع آوري كرده ام. آن گاه يكى از سران گروه با ديدن آنچه امام(ع) فراهم كرده بود، گفت: به آنچه آورده اى نيازى نيست. امام(ع) فرمود: ديگر هرگز آن را نخواهيد ديد، و دیگر كسى آن را نديد.

مُصحف «زید بن ثابت» و سرانجام آن

ماجرای تألیف مُصحف توسط «زید بن ثابت» چه بود و چه بلایی بر سر مُصحف او آمد؟

پس از شهادت عده اي از حافظان قرآن در جنگ یمامه، ابوبکر از «زید بن ثابت» خواست تا قرآن را جمع آوری کند. زيد با وجود سنگينى كار، به ناچار آن را پذيرفت. وی در نخستين اقدام اعلام كرد: هر كس هر چه از قرآن نزد خود دارد، بياورد، لکن هيچ چيز را به عنوان قرآن نمى پذيرفت، مگر آن كه دو شاهد بياورد كه آنچه آورده جزء قرآن است. شاهد اول نسخه خطى، يعنى نوشته اى كه حكايت از وحى قرآنى داشته باشد. شاهد دوم شاهد حفظى، يعنى ديگران نيز شهادت دهند كه آن را از زبان پيامبر(ص) شنيده است. بدين كيفيت، زيد آيه ها و سوره هاى قرآن را جمع آورى كرد و آن را از پراكندگى نجات داد. سرانجام مروان - حاكم معاویه در مدینه - اين مُصحف را از ورثه حفصه گرفت و از بین برد.

مراحل انجام کار در یکسان سازی مُصحف ها

کمیته یکسان سازی مصاحف چه مراحلی را برای انجام این کار تدارک دید؟

كميته يكسان سازى مصاحف در انجام مأموريت خود سه مرحله اساسى را طى كرد: 1. جمع آورى منابع صحيح براى تهيه مُصحف واحد و انتشار آن بين مسلمانان. 2. مقابله مصحف هاى آماده‌ شده با يكديگر. 3. جمع آورى مُصحف ها و يا صحيفه هايى كه قرآن در آنها ثبت شده بود از تمامى بلاد اسلامى و نابود كردن آنها، و بالاخره الزام همه مسلمانان به قرائت اين مُصحف و منع آنان از تلاوت مُصحف هاي ديگر؛ اما سهل انگاری خلیفه در انتخاب اعضای کمیته، و تسامح و عدم دقت از سوی اعضا، سبب پیدایش اختلاف در قرائت قرآن گردید.

تعداد مُصحف های عثمانی و سرنوشت آنها؟

عثمان چه تعداد نسخه از قرآن جمع آوری کرد و سرنوشت مُصحف ها چه شد؟

مورّخان در تعداد نسخه های عثمانی اختلاف دارند. «ابن ابى داود» تعداد آنها را شش نسخه دانسته، در حالی که «يعقوبى» دو نسخه ديگر را بر اين تعداد اضافه كرده ‌است؛ اما پس از گذشت زمانى طولانى، تغييرات و دگرگونى هايى در اين مُصحف ها به وجود آمد مانند نقطه گذاری، علامت گذاری و در نهایت نوشتن قرآن با خط نسخ زیبای عربی و دیگر خطوط متداول كه اين تغييرات به تدريج مُصحف هاى اوليه را كه در زمان عثمان نوشته شده بود، به دست فراموشى سپرد و رفته رفته اثرى از آنها باقى نماند.

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی
سامانه پاسخگویی برخط(آنلاین) به سوالات شرعی و اعتقادی مقلدان حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی
تارنمای پاسخگویی به احکام شرعی و مسائل فقهی
انتشارات امام علی علیه السلام
موسسه دارالإعلام لمدرسة اهل البیت (علیهم السلام)
خبرگزاری دفتر آیت الله العظمی مکارم شیرازی

قال ابي عبدالله (عليه السلام)

مَنْ مَاتَ فِي طَرِيقِ مَکَّةَ ذَاهِباً أَوْ جَائِياً أَمِنَ مِنَ الْفَزَعِ الاَْکْبَرِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ.

کسى که در راه رفتن يا بازگشتن از مکه بدرود حيات گويد، از ترس و هراس روز قيامت ايمن گردد.

تهذيب الاحکام: 5/23/68