قيامت 394 مطلب

تناقض آيات قرآن درباره «رؤيت خداوند»!

چگونه می‌توان آيات مختلف قرآن درباره «رؤيت خداوند» را با هم جمع نمود؟

 واژه «نظر» گاهى به معنى «ديدن» و گاهى به معنى «انتظار و اميد» است. در آياتی که صحبت از دیدن خدا در آخرت است، واژه «نظر» به معناى توقّع و اميد بندگان به رحمت خداوند در روز قيامت است. در واقع، آن روز همه نگاه‌ها به خداوند است و مؤمنان نيز اميدوارانه در انتظار پاداش الهى و تحقّق وعده‌هاى پروردگار خويش مى باشند.

تناقض آيات قرآن درباره «امكان تكلّم مجرمان» در قيامت!

راه جمع بین آياتی كه برای مجرمان در قیامت قدرت «تكلّم» قائلند و آيات ديگری كه آن را نفی می كنند چيست؟

اوّلا: گويندگان صواب كه در آيه 38 سوره نبأ به آن اشاره شده فرشتگان يا مؤمنانند نه مجرمان، و چنان كه مفسّران نيز گفته اند، سخن صواب ايشان همان شفاعت به حق است؛ چنان كه امام صادق(ع) در پاسخ به پرسشى درباره همين آيه فرمود: «كسانى كه در روز قيامت به آنان اجازه داده مى شود سخن صواب گويند، ما اهل بيت هستيم كه خدايمان را ستايش مى كنيم، بر پيامبران درود مى فرستيم و شيعيانمان را شفاعت مى كنيم».
ثانيا: در قيامت مراحل، مواقف و موقعيّت‌هاى مختلفى وجود دارد و خداوند مجرمان و کافران را از مطلق مخاصمه و مجادله در محضر خویش نهى نكرده، بلكه از مجادله به هنگام محاسبه اعمال نهى کرده است. چنانکه مخاصمه ياد شده در آیه 28 سوره ق، مربوط به مرحله پس از حسابرسى اعمال و در مقام عذرخواهى است، ولى مُهر شدن لب‌هاى مجرمان در زمان محاسبه و در حين انجام آن است كه مى كوشند گناهان خود را از اساس منكر شوند.

شبهات مستشرقین پیرامون «مکّي» و «مدني» بودن سُوَر

«مستشرقین» درباره «مکّي» و «مدني» بودن سوره ها و آیات «قرآن کریم» چه شبهاتی مطرح كرده اند و چه پاسخ هائي به آنها داده شده است؟

«مستشرقین» در ارتباط با مکّي و مدني بودن سوره ها، چند شبهه طرح كرده اند: 1. شيوه سُوَر مكّي، شدّت و پرخاش گرانه است اما سُوَر مدني مسالمت آميز است. 2. آيه ها و سُوَر مكّي كوتاه و آيه ها و سُوَر مدني بلندند. 3. در سُوَر مكّي از تشريع خبرى نيست؛ اما در سُوَر مدني هست. 4. در سُوَر مكّي، برهان و استدلال به چشم نمى خورد؛ ولى در سُوَر مدني وجود دارد و ... که به این شبهات پاسخ هایی داده شده است ...

تبيين آیات متشابه قرآن راجع به «رؤيت»

آیات متشابه قرآن راجع به «رؤيت» چگونه قابل فهم است؟

«اشاعره» گمان می کنند كه خداوند قابل رؤيت است و هنگامه رستاخيز، مؤمنان پس از فراغت از حساب به ديدار چهره ذات حقّ تعالى متنعّم مى گردند. از این رو «ابوالحسن اشعرى» در اين پندار، آيه «وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نَّاضِرَةٌ * إِلَىٰ رَبِّهَا نَاظِرَةٌ» را شاهد مى آورد. در پاسخ می توان گفت: «نظر» در این آیه با حرف «إلى» قرين شده و به معناى «چشم داشتن» مى باشد. از اين رو، معناى آيه بالا چنين است: در آن روزِ سخت و دشوار، رخسارهايى فرخنده و شكوفا است؛ زيرا به عنايت و لطف الهى چشم دوخته اند؛ يعنى «چشم داشت» دارند.

تبيين آیات متشابه قرآن راجع به «اعضاء و جوارح» خداوند

آیات متشابه قرآن راجع به «اعضاء و جوارح» خداوند چگونه تبيين مي شود؟

«اشاعره» مى پندارند كه خداوند داراى اعضا و جوارح است؛ دست، پا، صورت و چشم دارد و به آياتى تمسّک جسته اند كه در آنها واژه هاى «يد، وجه، عين و ساق» به كار رفته است. ولى در اين آيه ها دليلى بر پندار اشاعره وجود ندارد؛ زيرا عبارت «غُلِّ يَدْ» كنايه از عجز و ناتوانى است، در مقابل «بَسْطِ يَدْ» كه كنايه از قدرت و توانايى است و در استعمال رايج عرب با همين معنا به كار مى رود. همچنین عين، در آیات قرآن به معناي عنايت خاصّ است. در واقع مقصود در تمامی این آیات، معنی کنایی است.

منشاء شبهه «اختلاف» و پندار «تناقض» در قرآن؟!

چه مواردی موجب شده برخی گمان كنند آيات قرآن با هم در تناقض هستند؟!

خداوند، سلامت قرآن را از هرگونه اختلاف و تناقض درونى نشانه اعجاز و مافوق بشرى بودن آن مى داند. از اين روست كه گمان هرگونه اختلاف و تناقض در مطالب قرآن، توهّمى بيش نيست. برخى از موجبات اختلاف در قرآن عبارتند از: بيان حالت هاى مختلف يك موضوع و مراحل گوناگون رشد آن، اختلاف دو يا چند آيه در موضوع، تفاوت دو آيه به جهت وجه عمل، اختلاف در حقيقت و مجاز و اختلاف به دو اعتبار كه به همه اين موارد جواب داده شده است.

«توبه» موجب بی نیازی از «شفاعت»

با وجود «توبه» چه نیازی به «شفاعت» است؟

اگر سؤال شود با وجود «توبه» چه نيازي به «شفاعت» است، بايد گفت: اولاً: توبه شرايطي دارد كه اصلاح گذشته از آن جمله است و تنها ندامت كافي نيست؛ چه بسا خطاكارانى كه موفق به اين اصلاح نشده، اما پشيمانى سراسر وجود آنها را فرا گرفته، اگر دل به شفاعت نبندند از آمرزش الهى مأيوس شده و موجب غرق شدن بيشتر آنها در گناه مى شود. دوماً: گناهكاري كه هنوز توفيق توبه پيدا نكرده، اگر احساس كند امكان شفاعتش در آخرت وجود دارد، همين معنا لااقل سبب تشويق او به ترك گناهان ديگر و انجام اعمال خير خواهد شد.

«اعراف» و موقعيت آن در قيامت

از ديدگاه قرآن «اعراف» چیست و كجا قرار دارد؟

«اعراف» جمع «عُرْف» به معناى مكان بلند و مرتفع است و در اصل به معناى بال هاى اسب و تاج خروس آمده و گاه به مقامات افراد والامقام و بلندمرتبه گفته شده است. در قرآن سوره اى به این نام وجود دارد كه از آيات آن اجمالا استفاده مى شود كه آن، جايى است ميان بهشت و دوزخ، و گروهى از مردان الهى كه بهشتيان و دوزخيان را به خوبى مى شناسند در آنجا قرار دارند.

دليل عقلي بر وجود «اعراف»

آیا می توان با دلیل عقلي وجود «اعراف» را اثبات کرد؟

براى اثبات وجود «اعراف» هيچ دليل عقلي وجود ندارد؛ زيرا عقل تنها كليات مربوط به حساب و كتاب و پاداش و كيفر را اثبات مى كند؛ اما مواقف قيامت، مراحل پاداش و كيفر و چگونگى ورود بهشتيان در بهشت و دوزخيان در دوزخ و صراط و اعراف و مانند آن تنها با دليل نقلى قابل اثبات است.

معرفي «اعراف» و «اعرافیان»

از ديدگاه روایات اسلامی «اعراف» چیست و «اعرافیان» چه كساني هستند؟

روايات زيادى درباره «اعراف» و «اعرافیان» وارد شده كه بعضى ناظر به خود «اعراف» و بعضى ناظر به «مردان الهى» و بعضى نظر به «گروه واماندگان و ضعيف الايمان» دارند. در حديث آمده: «اعراف، ديوارى است ميان بهشت و دوزخ». روايتي مي فرمايد: «اعراف راهى است ميان بهشت و دوزخ، هركس از مؤمنان گنهكار را، امامى از ما [اهل بيت(ع)] شفاعت كند رهايى مى يابد و هركس برايش شفاعت نكند سقوط مى كند». در روايت ديگر آمده آنها شهيداني هستند كه شهادتشان مانع رفتن به دوزخ و نافرمانى پدرانشان مانع رفتن به بهشت شده و به اين خاطر بر ديوارى ميان بهشت و دوزخ قرار دارند. پس از رسيدگي به حساب خلق، مشمول رحمت الهي شده وارد بهشت مى شوند.

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی
سامانه پاسخگویی برخط(آنلاین) به سوالات شرعی و اعتقادی مقلدان حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی
تارنمای پاسخگویی به احکام شرعی و مسائل فقهی
انتشارات امام علی علیه السلام
موسسه دارالإعلام لمدرسة اهل البیت (علیهم السلام)
خبرگزاری دفتر آیت الله العظمی مکارم شیرازی

الإمام عليٌّ(عليه السلام)

الإيثارُ سَجِيّةُ الأبرار، و شِيمةُ الأخيار

ايثار، خصلت نيکوکاران و خوى نيکان است

ميزان الحکمه، جلد 1، ص 22