پاسداشت مقام «انسان» در قرآن

قرآن كريم در مقام تعريف «انسان» چه بياني دارد؟

هيچ توصيفى از «انسان»، بيانگر ماهيت واقعى انسان با همه ابعاد و زواياى گوناگون وى نيست؛ جز آنچه در قرآن آمده است كه با بهترين و والاترين توصيفات او را معرفي مى كند. قرآن می گوید: خداوند انسان را با دستان خود آفريد؛ از روح خود در وي دميد؛ امانت خود را به او سپرد؛ همه اسماء را به وي آموخت؛ همه فرشتگان را به سجده بر او واداشت؛ مقام خلافت خود را در زمين بدو بخشيد؛ هر آنچه را در آسمانها و زمين بود مسخر وى گردانيد و آن گاه به خود در اين آفرينش برتر تبريك گفت. آری به واسطه اين ويژگى هاى هفت گانه است كه انسان در اصل آفرينش و آغاز پيدايش بدانها مفتخر شده و بدين سان مخلوق برتر نام گرفته است.

تفاوت «شأن نزول» با «اسباب نزول»

آیا «شأن نزول» با «اسباب نزول» به یک معناست یا با هم متفاوت هستند؟

در بیان تفاوت «شأن نزول» با «اسباب نزول»، باید گفت: شأن نزول اعمّ از سبب نزول است: هرگاه درباره شخص و يا حادثه‌ اي، خواه در گذشته، حال يا آينده و يا درباره فرض احكام، آيه يا آياتى نازل شود، همه اين موارد را شأن نزول آن آيات مى گويند، مثلا مى گويند كه فلان آيه درباره عصمت انبياء يا حضرت ابراهيم(ع) و... نازل شده كه اين موارد را شأن نزول آيه مى گويند. اما سبب نزول، حادثه يا پيش آمدى است كه متعاقب آن، آيه يا آياتى نازل شده باشد و به عبارت ديگر آن پيش آمد باعث و موجب نزول گرديده باشد. لذا سبب، اخصّ است و شأن اعمّ است.

پیامدهاي منفی «تعصّب» و «تکبّر»

امام علی(علیه السلام) در خطبه 192 نهج البلاغه، درباره پیامدهاي منفی «تعصّب» و «تکبّر» چه هشدارهایی می دهد؟

امام علی(ع) با هشدار نسبت به «تعصّب نابجا» و «تکبّر» می فرماید: «شراره هاى تعصّب و كينه هاى جاهليّت را كه در دل هايتان پنهان شده خاموش سازيد؛ زيرا اين نخوت و تعصّب ناروا كه در مسلمان پيدا مى شود از القائات شيطان و نخوت ها و فسادها و وسوسه هاى اوست، تاج تواضع بر سر نهيد، و خودبرتربيني را زير پا افكنيد، حلقه هاى زنجير تكبّر را از گردن فرو نهيد و فروتنى را سنگر ميان خود و دشمنتان يعنى ابليس و سپاهيانش برگزينيد؛ زيرا او از هر امّتى لشكريان و ياوران و پيادگان و سوارانى دارد كه با كمك آنها در ميان همه اقوام و گروه ها نفوذ مى كند».

«نظریه تکامل» از منظر اسلام؟

آیا قرآن و نهج البلاغه، «نظریه تکامل» درباره خلقت و آفرینش اولیّه انسان را تأیید می نمایند؟

طبق آیات قرآن و روایات اسلامی، نخستین انسان از گل آفریده شده و حاصل تکامل انواع نمی باشد. قرآن کیفیّت آفرینش «انسان و نسلش» را در سوره سجده، آیه 7 و 8 چنین بیان می کند: «بَدَأَ خَلْقَ الْإِنْسانِ مِنْ طينٍ* ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ ماءٍ مَهين»؛ (آفرينش انسان را از گِل آغاز كرد* سپس نسل او را از عصاره اى از آب ناچيز و بى قدر آفريد).

سجده ملائکه و حضرت یعقوب(ع) بر غیر خدا!

با توجّه به اختصاص سجده برای خدا، دليل سجده کردن حضرت يعقوب(ع) و فرزندانش در مقابل یوسف(ع)، و سجده ملائکه در برابر آدم(ع) چيست؟

اولا: اينكه گمان شود «سجده» عبادتی ذاتى است و به جز «عبادت» هيچ عنوان ديگر بر آن منطبق نمی گردد، صحيح نيست؛ برای تحقّق عبادت، «قصد عبادت» نیز لازم است. اگر منظور از سجده صرف تحيّت و يا احترام باشد، بدون اينكه براى مسجود مقام ربوبيتی منظور گردد، در اينصورت نه دليل شرعى بر حرمت چنين سجده‏ اى هست، و نه دلیل عقلى.
ثانیا: سجده خانواده حضرت یعقوب(ع) به حضرت یوسف(ع)، يا براى خدا (سجده شكر) بوده که در اين صورت، در عين اينكه براى خدا بوده، تجليل و احترام براى حضرت یوسف(ع) نيز محسوب مى ‏شده است. یا اینکه، منظور از سجده مفهوم وسيع آن يعنى خضوع و تواضع است. از این دو معنا، معناى اول نزديك تر به نظر مى رسد. روایات نیز مؤید این معنا هستند؛ «كَانَ سُجُودُهُم ذَلِک عِبَادَة لِلِه».
ثالثا: سجده فرشتگان نیز یا براى خدا بود؛ ولى به خاطر آفرينش چنين موجود شگرفى به سوی آدم سجده کردند. يا اينكه سجده آنها براى آدم به معناى «خضوع» بود، نه پرستش. روایات مؤید هر دو معنا هستند؛ «كَانَ سُجُودُهُمْ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عُبُودِيَّةً وَ لِآدَمَ إِكْرَاماً».

ملاک و معیار در «مکّي» يا «مدني» بودن آيات و سُوَر

با چه ملاک و معیاری می توان یک آیه یا سوره را «مکّي» يا «مدني» دانست؟

بر اساس روایات، سه معيار در تقسیم سوره ها به «مکّي» يا «مدني» وجود دارد: 1. معيار زمان؛ که ملاك هجرت پيامبر(ص) از مكّه به مدينه است. 2. معيار مكان: هر چه در مكّه و پيرامون آن نازل شده مكّي است و هر چه در مدينه و پيرامون آن نازل گرديده مدني است. 3. معيار خطاب: هر سوره كه خطاب به مشركان باشد مكّي و هر سوره اى كه خطاب به مؤمنان باشد، مدني است. البته به خاطر جامع و مانع نبودن این ملاکها به سراغ علائم تشخيص ديگري مي رويم مانند: نصّ و خبر؛ علائم ظاهرى؛ علائم محتوايى و معنوى.

علت سجده نكردن شیطان بر «آدم»؟!

امام علی(علیه السلام) علت مخالفت «شیطان» با سجده كردن بر «آدم» را در چه چيزي دانسته است؟

امام علی(ع) در بیان علت سجده نکردن «شیطان» در برابر حضرت «آدم(ع)» می فرماید: «تعصّب و نخوت او به جهت خلقتش سبب تفاخر بر آدم گردید، از اين رو لباس تكبّر بر تن نمود، و پوشش تواضع را در آورد»؛ بر اساس سخن امام(ع)، ابلیس نخستین کسی است که تعصب و آيين استكبار را بنا نهاد. آنگاه حضرت با اشاره به سرنوشت شيطان مى فرمايد: «آيا نمى بينيد خداوند او را به سبب تكبّرش تحقير كرد و بر اثر خودبرتربينى اش وى را خوار گردانيد و به همين جهت او را در دنيا طرد كرد و آتش فروزان دوزخ را برايش آماده ساخت؟».

چرایی نامتناهی بودن خداوند؟

چرا خداوند نامحدود و نامتناهی است؟

اولا: اگر محدوديّتى در خدا باشد بايد از سوی يك عامل بيرونى ایجاد شده باشد؛ چرا که ذات خودش اقتضای محدودیت ندارد. لازمه اين سخن، آن است كه خداوند واجب الوجود نباشد، چرا كه از نظر حدّ وجودى خود مخلوق ديگر و معلول ذات ديگرى است.
ثانیا: اگر خداوند محدود باشد قابل شمارش خواهد بود و تصوّر وجود شریکی برای او امکان پذیر است؛ در نتیجه یگانگی او که براهین متعدّدی بر آن ارائه شده نیز اعتباری نخواهد داشت.
ثالثا: از آنجایی که واجب الوجود باید کمال مطلق باشد، یعنی واجد همه کمالات باشد، لازمه آن عدم محدودیّت است؛ زیرا اگر واجب الوجود محدود باشد، لازمه اش ترکیب از وجود و عدم است.
رابعا: حقّ تعالی، «وجود محض» و واقعیّت محض است و صفتی زائد بر ذات ندارد، و محدودیت یعنی ترکیب از وجود و عدم؛ بنابراین «وجود محض» با «محدودیّت» نمی سازد و مطلق کمال نمی تواند دارای محدودیّت باشد.

فلسفه «امتحان الهي» از زبان امام علي(ع)

امام علي(عليه السلام) درباره فلسفه «امتحان الهي» چه فرموده است؟

امام علی(ع) درباره فلسفه «آزمایش الهي» می فرماید: «اگر خدا مى خواست مى توانست آدم را از نورى بيافريند كه روشنايى، زيبايى و جمالش عقل ها را مبهوت كند، و اگر چنين مى كرد گردن ها در برابر آدم خاضع مى شد و آزمايش براى فرشتگان آسان می شد». در حقیقت همواره آزمایش بر خلاف ميل افراد بوده تا صفوف خداپرستان و هوی پرستان مشخص شود، به همين دليل حضرت مى فرماید: «خداوند خلق خود را با امورى مى آزمايد كه از فلسفه آن آگاهى ندارند تا مطيعان از عاصيان ممتاز گردند».

«كفر»، سرانجام «تكبّر»

بر اساس آیات و روایات، سرانجام تكبّرِ «ابليس» به کجا منتهي شد؟

بر اساس آيات و روايات، تكبّرِ «ابليس» سرانجام به «كفر» او انجاميد؛ زيرا دستور پروردگار مبنی بر سجده بر آدم(ع) را غير حكيمانه پنداشت و مطرود درگاه الهی گشت؛ اما او مى تواند با سجده كردن بر آدم به توبه واقعي دست يابد.

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی
سامانه پاسخگویی برخط(آنلاین) به سوالات شرعی و اعتقادی مقلدان حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی
تارنمای پاسخگویی به احکام شرعی و مسائل فقهی
انتشارات امام علی علیه السلام
موسسه دارالإعلام لمدرسة اهل البیت (علیهم السلام)
خبرگزاری دفتر آیت الله العظمی مکارم شیرازی

الإمام عليٌّ(عليه السلام)

الإيثارُ شِيمَةُ الأبرارِ

ايثار، خوى نيکوکاران است

ميزان الحکمه، جلد 1، ص 22