نحوه برخورد و رفتار بهشتیان با یکدیگر

نحوه برخورد و رفتار بهشتیان با یکدیگر چگونه است؟

در بهشت سخنان محبّت آميزى ميان انسان ها رد و بدل مى شود، همه راست مي گويند و با يكديگر صميمى و مؤدّب هستند، همه در آرامش و نشاطند و از حرف هاى زشت و ناموزون، دروغ و تهمت، بدگويى و سرزنش، حرف هاى خشن و خارج از حدودِ ادب خبري نيست. اينها از ويژگى هاى بهشت و بهشتيان است. «قرآن» مي فرمايد: «آنها در بهشت نه سخن لغو و بيهوده اى مى شنوند، نه گفتارِ گناه آلود، تنها چيزى كه مى شنوند سلام است سلام». علاوه بر اينها بهشتيان سرگرمى هاى شادى آفرين، جلسات اُنس و سرور، سخنان شيرين و مزاح هاى جالبي نيز دارند.

پاداش داشتن «تولّی و تبرّی» از ديدگاه قرآن

از ديدگاه قرآن پاداش کسانی که نسبت به دوستان خدا «تولّی» و نسبت به دشمنانش «تبرّی» دارند چیست؟

«دوستى با دوستان خدا و دشمنى با دشمنان او»، يكى از كليدهاى بهشت است. قرآن درباره پاداش آنان مي فرمايد: «آنها كسانى هستند كه خدا ايمان را بر صفحه قلوبشان رقم زده و با روحى از سوى خودش آنان را تقويت نموده و آنها را در باغ هايى از بهشت وارد مى كند كه نهرها از زير درختانش جارى است، هم خدا از آنها خشنود است و هم آنها از خدا خشنودند».

ويژگي هاي عشق هاي مقدّس و حقیقی

به چه عشق هائی، عشق هاي مقدّس و حقیقی می گویند؟

در عشق هاى حقيقى و مقدّس، روحِ انسان نورانيّت فوق العاده اى پيدا مى كند و همه چيز را جز معشوق حقيقى فراموش مى كند و تحمّل تمام شدائد را براى رسيدن به وصال او و برخورداري از جذبه هاى عنايت و لطفش آسان مى شمرد. در حدیث قدسی آمده: «هنگامى كه بنده ام به من توجّه پيدا كند، به من عشق مى ورزد و من هم به او عشق مى ورزم و هنگامى كه به من عشق ورزد حجاب ميان خودم و او را بر مى دارم، تا به مقام شهود نائل گردد». به فرموده پیامبر(ص) برترين مردم كسى است كه عاشق عبادت باشد و آن را در آغوش بگيرد و با قلبش آن را دوست داشته باشد و با جسدش آن را لمس كند.

مصادیقي از «زهد» پیامبر اکرم(ص)

امام علی(ع) در خطبه 160 «نهج البلاغه» به كداميك از مصادیق «زهد» پیامبر اکرم(ص) اشاره می فرماید؟

امام در خطبه 160 «نهج البلاغه»، درباره «زهد» پیامبر اکرم(ص) مي فرمايد: «پيامبر اكرم[كه درود خدا بر او و خاندانش باد] روى زمين [بدون فرش] مى نشست و غذا مى خورد و با تواضع، همچون بردگان مى نشست، با دست خود پارگى کفش خويش را مى دوخت و با دست خود لباسش را وصله مى زد. بر درازگوش برهنه سوار مى شد و [حتى] كسى را پشت سر خود سوار مى كرد. پرده اى بر در اتاق خود ديد كه در آن تصويرهايى بود، همسرش را صدا زد و فرمود: آن را از نظرم پنهان كن كه هر زمان چشمم به آن مى افتد به ياد دنيا و زر و زيور آن مى افتم».

دستورات امام علي(ع) برای «اصلاح زبان»

امام علي(ع) برای «اصلاح زبان» چه دستوراتی بیان می فرماید؟

ایشان می فرماید: «انسان بايد زبان خود را نگه دارد؛ زيرا اين زبان، سركش است و صاحبش را به هلاكت مى افكند، به خدا سوگند! باور نمى كنم بنده با تقوایی از تقوای خود سود برد، مگر اینکه زبانش را حفظ كند، زبان مؤمن، پشت قلب او قرار دارد و قلب منافق، پشت زبان اوست؛ چرا كه مؤمن هرگاه بخواهد سخنى بگويد نخست مى انديشد؛ اگر خير بود اظهار مى كند و اگر شرّ بود آن را پنهان مى سازد؛ ولى منافق آنچه بر زبانش جارى مى شود مى گويد؛ در حالى كه نمى داند كدام به سود اوست و كدام به زيان او».

کلمه وسط «قرآن» و معناي آن

کدام کلمه در «قرآن» کلمه وسط و میانی است و به چه معنايي است؟

در برخى از قرآن ها كلمه «وَ لْيَتَلَطَّفْ» را كمي درشت و برجسته نوشته اند تا به عنوان کلمه وسط قرآن معلوم باشد. در اينكه معناي اين كلمه چيست؟ دو معنا را مرحوم طبرسی بيان كرده است: 1. آهسته و بی سر و صدا رفت و آمد کردن. 2. چانه نزدن و معامله را راحت انجام دادن. به هر حال، كلمه وسط قرآن همانند آيات قبل و بعد آن، پيام لطف و محبّت و دوستى و صفا مى دهد.

اسباب ایجاد عشق و محبت به خداوند

کداميك از دلائل خداشناسی علاوه بر معرفت، به انسان عشق و محبت به خداوند نیز می دهد؟

امام علي(ع) در نهج البلاغه تاکید می کند که نبايد در كُنه ذات خدا انديشيد! بلكه بايستي در جهان آفرينش و خلقت او تفكّر نمود. علت اين دستور اين است كه انديشه در كُنه ذات خداوند، انسان را به سوى شرك و تشبيه مى برد و تفكّر در جهان آفرينش و خلقت به سوى ايمان و توحيد آميخته با عشق و محبّت و اخلاص به خداوند؛ اما دلايل ديگر خداشناسى مانند: «برهان وجوب و امكان» یا «برهان غنا و فقر» كه بر محور دور و تسلسل و مانند آن دور مى زنند، دلايل خشكى هستند كه معرفت مى آورند، ولى از عشق و محبّت و اخلاص در آنها هيچ خبري نيست.

عشق و معرفت «فرشتگان» به خداوند از زبان امام علي(ع)

امام علي(علیه السلام) معرفت و عشق «فرشتگان» به خداوند را چگونه به تصویر می کشد؟

امام علي(ع) درباره مقام معرفت و عشق فرشتگان به پروردگار مي فرمايد: «فرشتگان شيرينى معرفت پروردگار را چشيده و از جام محبّتش سيراب شده اند و [در عين حال] خوف او در اعماق جانشان جايگزين شده است، لذا قامتشان از كثرت اطاعت و عبادت خم شده است؛ ولى با اين حال، رغبت فراوانِ آنها به عبادت او، حال تضرّع و نشاط آنها را از بين نبرده است [و هرگز ملالی به آنها دست نمى دهد]». در واقع امام(ع) با این سخنان مردم را به سرمشق گرفتن از آنها دعوت مى كند كه چگونه راه و رسم معرفت و خلوص و بندگى مستمر را در پيش بگيرند.

معنای واقعی «زهد»

«زهد» در روایات اسلامی چگونه معرفی شده است؟

مفهوم واقعی «زهد» ترك دلباختگى به دنيا و عدم اسارت در چنگال زرق و برق آن است. در روایات اسلامی نیز به این مسئله اشاره شده است: امام علي(ع) می فرماید: «از مهم ترين اخلاقى كه انسان را بر حفظ دينش يارى مى دهد، زهد در دنياست». امام صادق(ع) نيز در این خصوص می فرماید: «هنگامى كه مؤمن از دنيا پرستى كناره گيرى كند، ترقّى و تكامل مى يابد و شيرينى محبّت خدا را مى چشد».

«اسلام»، دیني سهل و آسان

آیا دين «اسلام»، دیني سهل و آسان است؟

«اسلام» شريعتى است سهل و آسان، به طوري كه همه اعمال انسانها را تحت برنامه قرار مى دهد و برنامه اش مايه تنفّر مردم نمى شود. دقت در احکام اسلام چه در عبادات، معاملات، روابط انسانها و چه در مجازات ها، همه در پرتو اين اصل تنظيم شده؛ حتی در شدیدترین مجازات های اسلامی نیز این اصل رعایت شده است. البته محبّت و مدارا و برخوردِ خوب در مورد كسانى است كه شرارت را پيشه خود نساخته اند؛ اما اسلام در برابر ستمگران و اشرار و اوباش برخورد سختى دارد، تا امنيّت جامعه، در جهات مختلف خدشه دار نشود.

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی
سامانه پاسخگویی برخط(آنلاین) به سوالات شرعی و اعتقادی مقلدان حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی
تارنمای پاسخگویی به احکام شرعی و مسائل فقهی
انتشارات امام علی علیه السلام
موسسه دارالإعلام لمدرسة اهل البیت (علیهم السلام)
خبرگزاری دفتر آیت الله العظمی مکارم شیرازی

قالَ الصّادقُ عليه السّلام :

ما مِنْ عَيْنٍ بَکَتْ لَنا اِلاّ نُعِّمَتْ بَالنَّظَرِ اِلَى الْکَوْثَرِ وَ سُقِيَتْ مِنْهُ.

هيچ چشمى نيست که براى ما بگريد، مگر اينکه برخوردار از نعمتِ نگاه به (کوثر) مى شود و از آن سيرابش مى کنند.

جامع احاديث الشيعه ، ج 12، ص 554