«تفسير به رأى» در میان دانشمندان غرب زده

«تفسير به رأى» در میان دانشمندان غرب زده چقدر رواج دارد؟

بعضى از مفسران غرب زده تلاش می کنند مفاهيم قرآنى را بر اساس اصول علوم طبيعى و يا موازين مادى تفسير كنند، لذا گهگاه گرفتار تفسير به رأى شده اند. به عنوان مثال نویسنده تفسیر «المنار» ذیل آيه 260 سوره «بقره» می نویسد: «منظور اين است كه چهار مرغ را انتخاب كن و آنها را چنان تربيت كن كه با تو انس بگيرند، آن چنان كه هر وقت آنها را صدا بزنى به سراغ تو بيايند. سپس هر يك را بر كوهى بگذار، آنها را صدا كن آنها به سرعت به سوى تو مى آيند. همين گونه است فرمان پروردگار هنگامى كه بخواهد مردگان را زنده كند آنها را طبق فرمان تكوين صدا مى زند كه زنده شويد، بلافاصله زنده مى شوند».

استفاده قرآن از واژه «استضعاف» به جاي «استعمار»

قرآن با چه تعبیری از واژه «استعمار» یاد نموده است؟

قرآن واژه ای زیبا برای «استعمار» انتخاب کرده که بیانگر همه محتوای آن در تمام اشکالش و با تمام ریزه کاری هایش است. واژه پرمعنی «استضعاف» را انتخاب کرده که هر گونه «استثمار»، تضعیف فکری، سیاسی، اقتصادی و... را به منظور بهره کشی از فرد یا گروهی در بر می گیرد. از سوي ديگر قرآن به «مستضعفان» وعده پیروزی داده؛ زیرا آنان بالقوه نیرومندند، هرچند موقتا تحت فشار دشمن قرار دارند؛ اما دائما در تلاش و تکاپو هستند. از این رو می فرماید: «ما اراده کرده ایم تا ... آنان را پیشوایان و وارثانِ روى زمین قرار دهیم».

مکان و موقعیت «بهشت»

موقعیت و جايگاه مکانی بهشت كجاست؟

بهشت جاويدان الهى در ماوراء آسمان دنياست و وسعتش به اندازه پهنه زمين و آسمان دنيا يا به مراتب وسيعتر است؛ چرا كه بيانى از اين فراتر نبوده است كه «قرآن» درباره وسعت بهشت بگويد و به اين ترتيب هم موجود است و هم در آسمان است و هم وسعتش به اندازه وسعت زمين و آسمان دنياست. آری هيچ مانعى ندارد كه بر فراز اين ستارگان ثوابت و سيّار و كهكشان ها، عوالم بزرگ ديگرى باشد كه از آسمان و زمين ما به مراتب گسترده تر باشد.

منظور از «ابواب جهنّم»

منظور از «ابواب جهنّم» چیست؟

مفسران درباره اينكه منظور از «ابواب جهنّم» چيست؟ چند احتمال داده اند؛ 1. درب هاى ورودى دوزخ همه به يك كانون منتهى مى گردد. 2. منظور، طبقات مختلف دوزخ است كه از نظر شدّت عذاب با يكديگر متفاوتند. بنابراين هر يك از اين درب هاى هفتگانه به يكى از اين طبقات باز مى شود. روايات متعددي از طريق شيعه و سني مؤيد اين تفسير است. 3. تعدّد دربها به خاطر تعدّد اقوام مختلفى است كه از آنها وارد مى شوند. 4. منظور، اعمال و گناهانى است كه سرچشمه ورود در دوزخ است.

«معجزه» ابزاري تبلیغي یا وسیله اي دفاعي؟!

آیا پیامبران از «معجزه» به عنوان وسیله تبلیغی استفاده می کردند یا آن را به عنوان ابزار دفاعی بکار می گرفتند؟

بدون شكّ «معجزه» براى پيامبران، يك وسيله اثباتى است تا سند نبوّت و شاهد صدق دعوت آنان قرار گيرد و گواه آن باشد تا كه از جهان غيب پيام آورده اند. از سویی سيره پيامبران و صراحت قرآن، «معجزه» را ضرورت دفاعى می دانند؛ زیرا اساسا هيچ پيامبرى از همان آغاز، دعوت خود را با معجزه همراه نکرده و تنها در مواجه با منكران و به درخواست آنان ـ يا بدون درخواست و صرفا براى دفع شبهات آنان ـ معجزه آورده است. از این رو «معجزه» ابزاری دفاعی است.

«معجزه» بودن قرآن كريم از جهات مختلف

قرآن كريم از چه جهت «معجزه» پیامبر اكرم(ص) است؟

انديشمندان در مورد اعجاز قرآن بحث هاى دامنه دارى مطرح كرده اند که به برخی از آنها اشاره می شود: 1. ارباب ادب و سخن دانان عرب، اعجاز قرآن را در گرو فصاحت و بلاغت والاى آن دانسته اند. 2. اسلوب بيان و سبك و شيوه نظم قرآن، جمله بندى ها و چينش الفاظ و عبارات، در قالبى نو و اسلوبى تازه بر عرب عرضه شده، كه كاملا بى سابقه بوده و پس از آن نيز كسى مانند آن نياورده است. 3. قرآن شامل معارف عاليه و تعاليم حكيمانه اى است كه تا آن روز، در توان بشريّت نبوده كه بدان دست یابد و ... .

حقیقت «سِحر و جادو» و راه دفع آثار آن

آيا «سحر و جادو» واقعيت دارد؟ و اسلام چه دستوراتي براي دفع آثار آن داده است؟

اصل «سِحر و جادو» واقعیت دارد؛ ولى غالب آنچه را مردم سِحر و جادو مى پندارند اوهام و خيالات و خرافاتى بيش نيست و در آنجا هم كه سِحر است غالباً چشم بندى است نه واقعيّت. «قرآن» در داستان حضرت موسی(ع) و ساحران فرعون تأكيد كرده كه ساحران چشم های مردم را تسخیر کردند و چشم بندی نمودند؛ يعنى آنها مار و اژدها توليد نكردند؛ بلكه چشم بندى كرده و از عوامل روانى استفاده نمودند، و مردم خيال كردند كه آنها دست به كار بزرگى زده اند. بهترين راه ها براى دفع آثار سِحر: خواندن نمازها در اوّل وقت، خواندن پنج مرتبه آية الكرسى و دادن مقداري صدقه در هر روز است.

جايگاه «نيكان و پاكان» از نگاه قرآن

از ديدگاه قرآن جايگاه «نيكان و پاكان» كجاست؟

در اينكه بهشت جاى «نيكان و پاكان» است شكي نيست؛ چراكه «قرآن» با صراحت آن را پاداشى براى چنان اشخاصى ذكر كرده است: «آنها كه با ايمان و عمل صالح در محضر پروردگارشان حاضر شوند درجات عالى دارند، اين درجات عالى همان باغ هاى جاويدان بهشتى است كه از زير درختانش نهرها جارى است، جاودانه در آن مى مانند و اين است پاداش كسى كه خود را پاك و پاكيزه كند!».

معرفي زینت های بهشتی در «قرآن»

از ديدگاه «قرآن»، زینت های بهشتیان چگونه است؟

زينتِ مناسب معمولا اثر روانى دارد و به روح انسان نشاط و شادابى مى دهد و به همين دليل هم در «قرآن» و در روايات، تأكيد شده كه مسلمانان حتى در حال عبادت زينت هاى مشروع را فراموش نكنند و از لباس هاى پاكيزه، رنگ هاى مناسب، شانه زدن موها، به كار بردن عطريات و بوى خوش و از انگشترهاى مختلف استفاده كنند. «قرآن» درباره زينت هاي بهشتيان مي فرمايد: «آنها در بهشت با دست بندهايى از طلا آراسته شده اند». در آيه ديگر مي فرمايد: «آنها در بهشت با دست بندهايى از طلا و با تزئيناتى از مرواريد آراسته مى شوند».

حضرت یوسف(ع) و پذیرفتن ولایت و منصب طاغوت!

با اینکه خداوند از پذیرش ولایت طاغوت نهی فرموده، چرا حضرت یوسف(ع) تحت ولایت طاغوت زمانش در آمده و یکى از کارگزاران او بود؟! و حتی درباره عزیز مصر از کلمه «ربّ» - «انَّهُ رَبِّى أَحْسَنَ مَثْواىَ» - استفاده نموده است؟!

رسیدگی به اوضاع اقتصادی محرومین و رفع ستم هایی که به آنها شده آن قدر مسئولیت و مأموریت مهمی است که یوسف(ع) به خاطر انجام آن حاضر به همکاری با چنان حکومتی شد تا - چنانکه در روایات ما نیز آمده - شخص صالح در دستگاه حکومت جور پناهگاهی برای محرومان گردد.
همچنین بسیاری از مفسران استفاده از واژه «رب» را برای عزیز مصر بی اشکال می دانند؛ چون این واژه - همان طور که مثال های زیادی در خود سوره یوسف دارد - فقط برای خداوند به کار نمی رود.

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی
سامانه پاسخگویی برخط(آنلاین) به سوالات شرعی و اعتقادی مقلدان حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی
تارنمای پاسخگویی به احکام شرعی و مسائل فقهی
انتشارات امام علی علیه السلام
موسسه دارالإعلام لمدرسة اهل البیت (علیهم السلام)
خبرگزاری دفتر آیت الله العظمی مکارم شیرازی

الإمام علىٌّ(عليه السلام)

لايَنفعُ العملُ للآخِرَةِ مَعَ الرَّغبةِ في الدُّنيا

با وجود ميل و خواهش به دنيا، کار براى آخرت بى فايده است

ميزان الحکمه، جلد 1، ص 58