راه برقراری «صلح و آشتی» در جامعه

چگونه می توان بين افراد جامعه «صلح و آشتی» برقرار کرد؟

در برقراری صلح و اصلاح روابط بين مردم، علاوه بر روان شناسی و روان کاوی، بايد از نکاتی بهره برد: 1- باید ریشه های اختلاف را شناخت. 2- بايد از شتاب زدگی دوری کرد. 3- تحريك عواطف مذهبى و شخصيت دادن به طرفین کمک می کند تا انعطاف به خرج داده و گذشت نماید. 4- گاه لازم است اصلاح كننده، خودش نیز در این راه فداکاری کند، مثلا اموالى را خرج نماید. 5- مصلح بايد با پرهیز از جانبدارى، خود را علاقه مند به هر دو طرف نشان دهد. 6- در این راه صبر و حوصله به خرج دهد.

هدف از قيام و تلاش «حضرت شعيب(ع)»

حضرت شعيب(علیه السلام) هدف از قيام و تلاش خود را چه چیزی بیان فرموده است؟

حضرت شعيب(ع) در بیان اهداف خود می گوید: «من براي اصلاح تا سر حد توانايی قيام مي کنم و توفيق من در اين امر جز به يارى خدا نيست». هدف شعیب اصلاح عقيده، اخلاق، عمل، و روابط اجتماعی بود. جالب اين كه شعيب(ع) هنگامى اين سخن را به قوم گمراه گفت كه آنها غرق فساد مالى و اخلاقى بودند. با این حال مى گفتند: «از تو كه آدم عاقلى هستى بعيد است بخواهى در برابر آزادى ما بايستی». آنها با اینکه او را انسانى فرزانه مى دانستند، اما همين كه براى اصلاح فساد عقيدتى و فساد مالى آنها قيام كرد، با او مخالفت کردند.

عزاداری عاملی برای تخدیر اجتماعی و مانع عمل گرایی انقلابی!

گریه عامل فروکش کردن خشم انقلابی نسبت به دشمنان حق است و عقده‌های متراکم جبهه حق را تخلیه می‌کند؛ آیا جامعه ای که با عزاداری همه احساسات خود را تخلیه می کند، می تواند اهل اقدام و عمل باشد؟!

اولا: استمرار حیات شیعه حول عزاداری امام حسین(ع) در دوران سخت و پرتقیه خلفای اموی و عباسی خلاف این فرض را ثابت می کند.
ثانیا: هر اقدام انقلابی متوقف بر تزکیه و آموزش آحاد جامعه و گرد آمدن حول موضوع و «هدفی واحد» است که این مهم نیز در مجالس عزاداری امام حسین انجام می گیرد.
ثالثا: خاستگاه همه انقلابها، توفیقات و اقدامات اصلاح گرانه شیعه در نیم قرن اخیر، «مجالس عزادرای» امام حسین(ع) بوده اند.

«اصلاح» اصلی ترین سیاست امام علی(ع)

چرا امام علی(عليه السلام) در ابتدای خلافت اصلی ترين سياست خود را بر اصلاح امور جامعه قرار داد و چه اقداماتی در اين راستا انجام گرفت؟

امام به سبب پایبندی به دین و سنت، به فكر اصلاح جامعه بود. امام اساساً توسط قاتلين خلیفه پیشین بر سر كار آمد تا به زعم آنها خرابی ها را اصلاح كند. امام در مقابله با دنیاگرایی، عُمّال خویش را از نشستن سر سفره های رنگین نهی ‌کرد و در برابر سیاست عدم کتابت حدیث اقدام عملی نمود. در واقع امام تبیین دین را در رأس اقدامات اصلاحی خود قرار داده و کوشید تا با طرح سنت پیامبر(ص) و احیای اصول و فروع فراموش شده دین، جامعه را به سمت اصلاح هدایت کند.

گرفتاری ها، نتیجه گناهان یا امتحان الهی؟

بلا و رنج و گرفتاری های ما نتايج گناهان ما می باشد يا امتحانی الهی است؟

مطابق آیات و روایات و بررسی های به عمل آمده، گرفتاری های مختلفی كه در دنیا به سراغ انسان‌ها می آید، حکمت های گوناگونی دارند كه برخی از آنها عبارتند از: آزمایش و امتحان الهی، کفّاره و تطهیر گناهان، و برخی از آنها نیز ثمره بی تدبیری و سهل انگاری های انسان در زندگی است.

فرق بين «صدقه» و «معروف»

با توجه به آيه 114 سوره «نساء» چه فرقی ميان «صدقه» و «معروف» وجود دارد؟

در فرق بين «صدقه» و «معروف» نوشته اند: صدقه به معنی کمک های مستحبی بلاعوض و معروف به معني قرض الحسنه مي باشد. و بعضى براى معروف مفهوم عامى قائل شده اند كه شامل تمام كارهاى نيك مى شود، بنابراین معروف تمام صدقات را در بر می گیرد. پيامبر(ص) ما فرمايند: «يکي از بهترين صدقاتی که خدا و پيامبرش آن را دوست دارند، اصلاح در بين مردم است هنگامى كه نسبت به يك ديگر بدبين شوند، و نزديك ساختن آنها به يك ديگر، هنگامى كه دور شوند».

عدالت تسکین قلب ها

چرا حضرت زهرا فرمودند: عدالت تسکین قلب هاست؟

یاد شدن از عدالت به عنوان تسکین دهنده قلب ها در بیانات دیگر معصومین نیز مسبوق به سابقه است. این عدالت در زمینه خانواده زمینه شکل گیری احسان و درستکاری زن و مرد در حق هم را پدید می آورد، در حوزه اقتصاد موجب کاهش فاصله طبقاتی و تبعیض و ظلم در حق مردم و در سایر حوزه های اجتماعی و عمرانی زمینه ساز افزایش برکات و پدید آمدن آبادانی و اصلاح کار خلق و... می گردد و همه این موارد موجب اطمینان خاطر و تسکین دل ها می گردد.

«عرضه اعمال» به اولیای الهی، و «ستّار العیوبی خداوند»!

مگر خداوند «ستّار العیوب» نیست؟! پس چرا طبق آیه 105 سوره توبه علاوه بر خداوند، پیامبر و گروهی از مومنین نیز اعمال انسان را می بینند؟! یا طبق بیان برخی از روایات، اعمال انسان به ائمه(علیهم السلام) عرضه می گردند؟! از آن گذشته چرا برخی عرفا می توانند با چشم برزخی بر حقیقت پنهان آدمیان آکاهی یابند؟!

اولا: این گونه نیست که خداوند در همه احوال از رسوایی بدکاران و معصیت کاران جلوگیری و آبروی شان را حفظ کند؛ خدا عیب انسانهای هتّاک(پرده در) و بی پروا را آشکار می کند. ثانیا: اطلاع معصومین و اولیاء از اعمال آدمی نتیجه اثر وضعی گناه می باشد؛ چون گناه هر کس اثری وضعی در نظام تکوین می گذارد که بندگان صالح و متقی خدا قدرت تشخیص چنین آثاری را دارند و علم آنها همیشه از ارائه گزارش ناشی نمی شود. ثالثا: هنگامى که انسان بداند علاوه بر خداوند، پیشوایان محبوبش و برخی از اولیاء الهی نیز می توانند از رفتارهایش مطلع شوند، بدون شک بیشتر رعایت مى کند و مراقب اعمال خود خواهد بود. رابعا: از آنجا که آن اولیای گرامی از هیچ تلاشی برای کمک به انسان و رشد دادن او کوتاهی نمی کنند علم آنها به اعمال ما برای خود ما مفید خواهد بود. خامسا: انسان ‌هایی که می توانند علم به اعمال انسان داشته باشند، جز آنچه که مطلوب و مرضی الهی است نخواهند دید. خداوند اطلاع از اعمال بندگان را به کسانی عنايت مي کند که محرم اسرار باشند.

ارزيابی سفر امام حسين(ع) به عراق از لحاظ سياسی

با توچه به سوابق سیاسی و تاریخی اهل کوفه چرا امام حسین به عراق رفتند؟! آیا امام فریب کوفیان امام را خورد؟!

اولا: کمتر زمانی بوده که کار سیاسی توسط یک فرد انقلابی، با احتمال به موفقیت قطعی انجام شده باشد. از این رو صحیح نیست که فکر کنیم امام باید صد در صد در مورد پیروزی این سفر، اطمینان داشته باشد. امام اهدافی را در چند سطح در نظر داشت؛ دستیابی به هر یک از این اهداف عمل به وظیفه دینی و پیروزی بود و حجّت ظاهری را تمام می کرد. سیل نامه‌های اهل عراق نشان می‌داد عده زیادی نه تنها او را حفاظت خواهند کرد، بلکه با دشمنش خواهند جنگید، در مقابل از هیچ نقطه دیگری از او دعوت به عمل نیامد. اگر امام بعد از دریافت نامه ها به عراق نمی‌رفت، همه کتب تاریخی می‌نوشتند: اگر به عراق رفته بود پیروز می‌شد! چرا ایشان به نامه‌های مردم پاسخ مثبت نداد؟! چرا اجازه داد که در حجاز به دست عمّال یزید به شهادت برسد و هیچ اقدامی نکند؟!
ثانیا: واقعیّت های تاریخی نشان می دهد که یزید اجازه نمی‌داد کسی چون امام حسین(ع) بدون بیعت با او، راحت زندگی کند و امام حسین(ع) نیز کسی نبود که به آرامی زندگی کند؛ در این صورت تنها انتخاب یزید در صورت عدم بیعت، کشتن امام بود. وقتی قرار باشد امام یبعت نکند، چه کار باید می کرد؟ اگر امام بنا داشت در جایی مستقر شود، کجا را باید بر می‌گزید؟ سرزمینهایی مثل مدینه و مکّه در شرایطی نبود که در برابر خواست یزید مبنی بر کشتن امام، مقاومتی از خود نشان دهد. تنها عراق که کانون شیعیان امام بود می‌توانست مورد توجه قرار گیرد. این منطقه از جهات دیگری نیز از شام متنفر بود.
ثالثا: امام بدون تحقیق و اتمام حجّت تسلیم نامه ها نشد. امام برای این که میزان حمایت مردم را بهتر بشناسد، نماینده مستقیم خود، یعنی مسلم بن عقیل را که فردی کاملاً مطمئن بود به کوفه فرستاد. زمانی كه مسلم به کوفه رفت و مردم گروه گروه با او بیعت کردند، نامه‌ای به امام حسین(ع) نوشت که: «بیش از بیست هزار نفر با تو بیعت کرده‌اند، وقتی نامه به دست تو رسید، بشتاب».

قیام حسین بن علی قیامی کور بود!

با توجه به مناسبات عصر حسین بن علی و دنیا زدگی مردم و بی اعتنایی آنها به حق جویی و با توجه به سنگینی کفّه قدرت به نفع بنی امیّه و کم بودن امکان پیروزی برای حسین بن علی، چرا ایشان اقدام به قیام کرد؟! آیا چنین قیامی مصداق قیام کور نیست؟

اولا: اگر امام حسین(ع) تشنه قدرت بوده و قصد قیام کور داشتند، بعد از شهادت برادرشان این کار را می کردند؛ اما چون معاویه خود را عامل به قرآن و سنت معرفی کرده بود، حجت شرعی برای این کار نداشتند. از طرفی معاويه هرگز تقاضاى بيعت نكرد.
ثانیا: ایشان بر اساس تمام بودن حجت حداقلی ظاهری (دعوت عراقیها و ضعف یزید) و بر اساس احساس تکلیف و انگیزه های دینی اقدام به قیام کرد. بعضى معتقدند كه واقعاً در كوفه يك زمينه صددرصد آماده اى بود و يك جريان غير مترقَّب اوضاع را دگرگون كرد. از نظر تاريخى اگر امام حسين به آن نامه ها ترتيب اثر نمى داد، به طور مسلّم در مقابل تاريخ محكوم بود.
ثالثا: امام حسین(ع) با درخواست بیعت یک فاسق روبرو بود و نمی توانست با چنین شخصی بیعت کند. یزید که فاقد هرگونه صلاحیتی برای اداره امور مسلمین بود، بعد از رسیدن به قدرت در اولین اقدام از امام حسین(ع) تقاضای بیعت کرد. در چنین شرائطی امام حسين(ع) فرمود: «هرگز شخصى همانند من، با مردى همانند وى بيعت نخواهد كرد».
رابعا: انگیزه امام انجام وظیفه ای دینی بود نه انگیزه ای مادی و سیاسی؛ بسیاری از انبیاء و اولیاء الهی و آزادگان جهان با وجود موانع و آماده نبودن زمینه ها بر علیه وضع موجود اقدام به قیام کردند؛ چرا که اعتراض و اصلاح طلبی در امور جامعه خود را وظیفه خود می دانستند. نمی توان درباره هر واکنش اجتماعی با معیار اقتصاد یا «منافع» تحلیل ارائه داد. امام به منظور اصلاح امّت جدّش و جامعه اسلامى قیام کرد و اگر دست به این کار بزرگ نمى زد به یقین امروز خبرى از اسلام نبود.
خامسا: شهادت امام حسین(ع) موجب بیداری امت شد و «پیروز حقیقی» او بود؛ قیام ایشان اگرچه در ظاهر سرکوب شد اما زمینه ساز قیام های بعدی علیه یزید شد. حرکت اصلاح گرانه امام حسین، خون غیرت و حق طلبی را در رگ های بسیاری از انسان های نخوت زده به جریان انداخت.

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی
سامانه پاسخگویی برخط(آنلاین) به سوالات شرعی و اعتقادی مقلدان حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی
تارنمای پاسخگویی به احکام شرعی و مسائل فقهی
انتشارات امام علی علیه السلام
موسسه دارالإعلام لمدرسة اهل البیت (علیهم السلام)
خبرگزاری دفتر آیت الله العظمی مکارم شیرازی

الإمامُ عليٌّ(عليه السلام)

مَن راقبَ أجلَهُ اغتَنَمَ مُهَلَهُ

هر که مراقب اجل خود باشد، فرصتهايش را غنيمت شمارد

ميزان الحکمه، جلد 1، ص 44