تولد اعجاز آمیز در کعبه فضیلت منحصر به فرد امام علی(ع)

آیا تولّد شخصی به نام «حکیم بن حزام» در کعبه صحّت دارد؟! مگر این فضیلت تنها مربوط به امیر المومنین(ع) نمی باشد؟!

دلالت منابع تاریخی بر جریان تولد حکیم بن حزام در کعبه قطعی نیست؛ این ادعا حدود سیصد سال بعد از تولد حکیم بن حزام، توسط افراد مجهولی نقل شده است و شواهد فراوانی وجود دارد که جعلی می باشد. این روایت مشکوک بدلیل اتهامات و شائبه های بسیاری مردود و غیر قابل پذیرش است. حافظ کنجی از علمای اهل سنت نیز می گوید: «امیر مؤمنان(ع) شب جمعه سیزده رجب، سال سی ام بعد از واقعه عام الفیل در داخل خانه خدا به دنیا آمد. کسی پیش از آن حضرت و بعد از آن، در داخل کعبه به دنیا نیامده است و این، از فضایل اختصاصی آن حضرت است که خداوند به جهت بزرگداشت مقامش به او عنایت کرده است».

ايرادات وارده بر فلاسفه جديد راجع به «وحي»

ديدگاه فلاسفه جديد راجع به «وحي» با چه ايراداتي مواجه شده است؟

نظريه فلاسفه جديد كه «وحي» را به عنوان يكى از مظاهر شعور باطن و يا وجدان ناآگاه معرفى كرده اند داراي اشكالات متعدّدي است؛ ازجمله: 1. هيچ گونه دليلى مبنى بر تطبيق مسئله وحى بر موضوع شعور ناآگاه وجود ندارد. 2. اين چه اصرارى است كه تمام حقايق جهان و محتويات فكر انسانى را تنها با همين معلومات تجربى فعلى تفسير كنيم؟ 3. سخن فلاسفه با اظهارات پيامبران و كتب آسمانى سازگار نيست و هرگز پيروان اديان را قانع نمى كند. 4. اين طرز تفكر، بيشتر به طرز تفكّر فلاسفه مادّى شبيه است كه اصرار دارند همه چيز را طبق اصول مادّى گرى خود تفسير كنند.

شاخصه های «اعجاز تشريعی» قرآن؟

برای «اعجاز تشريعی» قرآن چه شاخصه هایی می توان برشمرد؟

انسان همواره پرسش هايى درباه هستى و راز آفرينش با خود داشته و پيوسته در تلاش بوده تا پاسخ هاى قانع كننده اى براى آن بيابد؛ دين، آن گونه كه قرآن عرضه كرده، پاسخ تمامى اين پرسش ها را داده، و دانشی را بر انسان عرضه داشته كه خود جوياى آن بوده و نتوانسته به روشنى به آن راه يابد، و اين خود دليل اعجاز قرآن است. این نوآوری ها عبارتند از: نوآوری های دین در دو بعد معارف و احکام، که به دور از اوهام و خرافات است، نوآوری در توصیف صفات جمال و جلال الهی، تبیین قداست مقام انبیاء و جامعیت احکام اسلامی.

راه شناخت «پيامبر» واقعی

چگونه مي توان «پيامبران» راستین را از مدعیان دروغین تشخیص داد؟

اگر كسي بپرسد از چه راه هائي مى توان يقين كرد مُدّعى پيامبرى از طرف خداوند مبعوث شده و آيين خود را از طريق وحى دريافته است؟ در پاسخ مي گوئيم: از سه راه مي توان به صدق ادعاي مُدّعي پيامبري پي برد: 1. اعجاز 2. مطالعه در حالات مُدّعى نبوّت و بررسى محتويات آيين او و جمع آورى قرائن 3. گواهى پيامبران پيشين.

«معجزه» دلیلی بر صدق مُدّعي نبوّت

چگونه «معجزه» و انجام كار خارق العاده، بر راستگوئي مُدّعي نبوّت و درستى تعليمات او دلالت دارد؟

بعضى اشکال می كنند چگونه انجام يك كار خارق العاده بر راستگويى مُدّعى نبوّت و درستى تعليمات او دلالت دارد؟ و اساساً چه ارتباطى ميان اين دو وجود دارد؟ در پاسخ باید گفت: پيامبر با ادّعاى «رسالت» مطلبِ خارق عادتى ادّعا مى كند؛ او مى گويد از طريق وحى حقايقى به او تعليم داده مى شود و مأموريت دارد كه مردم را راهنمايى و هدايت كند؛ و به دلیل اين ادعای عجيب و خارق العاده هميشه مى بينيم كه پيامبران با اعتراضِ شديدِ مردم روبرو مي شدند و مردم حاضر نبودند زير بار آنها بروند؛ لذا آنها بايستي یک امر خارق العاده محسوس را كه براى همه قابل مشاهده باشد انجام دهند تا صدق گفتارشان ثابت گردد.

تعلّق گرفتن «معجزه» به «محال عقلی»؟!

آيا امكان دارد «معجزه» به «محال عقلی» تعلّق بگيرد؟

«معجزه» هر چه كه باشد امكان ندارد كه به «محال عقلى» تعلّق بگيرد. به عبارت ديگر: معجزات در عين اينكه برخلاف جريان عادى طبيعت است (و به همين جهت آن را خرق عادت مى نامند) بايد امر ممكنى باشد تا عقل بتواند آن را بپذيرد.

مسئله «اعجاز قرآن» و پیشینه این بحث

مسئله «اعجاز قرآن» به چه معناست و این بحث از چه زمانی وارد کتب مسلمانان شده است؟

اعجاز از ريشه «عجز» به معنى ناتوان ساختن مى باشد. ناتوان ساختن بر دو گونه است: يكى آن كه توانايىِ كسى قهرا از وى سلب شود و او به عجز درآيد. ديگر آن كه كارى انجام گيرد كه ديگران از انجام آن عاجز باشند، بدون آن كه درباره آنان هيچ گونه اقدام منفى به عمل آمده باشد. اعجاز قرآن از نوع دوم است؛ يعنى قرآن در بلاغت، فصاحت، و...، به اندازه ای اوج گرفته كه دور از دسترس بشريت قرار دارد. مسأله «اعجاز قرآن» از دير زمان مورد بحث بوده و رساله «بيان اعجاز القرآن» قديمى ترين اثر در اين زمينه می باشد.

«معجزه» ابزاري تبلیغي یا وسیله اي دفاعي؟!

آیا پیامبران از «معجزه» به عنوان وسیله تبلیغی استفاده می کردند یا آن را به عنوان ابزار دفاعی بکار می گرفتند؟

بدون شكّ «معجزه» براى پيامبران، يك وسيله اثباتى است تا سند نبوّت و شاهد صدق دعوت آنان قرار گيرد و گواه آن باشد تا كه از جهان غيب پيام آورده اند. از سویی سيره پيامبران و صراحت قرآن، «معجزه» را ضرورت دفاعى می دانند؛ زیرا اساسا هيچ پيامبرى از همان آغاز، دعوت خود را با معجزه همراه نکرده و تنها در مواجه با منكران و به درخواست آنان ـ يا بدون درخواست و صرفا براى دفع شبهات آنان ـ معجزه آورده است. از این رو «معجزه» ابزاری دفاعی است.

منظور از «تحدّي» در قرآن

«تحدّي» در قرآن به چه معنی است و مراحل و دامنه وسعت آن چه مقدار است؟

«تحدّي» به معناى هم آورد خواستن است، و قرآن بارها ناباوران را به مبارزه و هم آوردى خوانده است. در مرحله اول به طور مطلق گفته سخنى مانند قرآن بياورند سپس به اندازه ده سوره را مطرح کرده، و با قاطعيّت هرچه تمام تر، ناتوانى نهايى آنان را إعلام کرده و می گوید يك سوره همانند قرآن بياورند، و در پایان، اَبديّت اعجاز و تحدّي قرآن را اعلام کرده و می فرماید: «اگر تمامى انس و جنّ گرد هم آيند و بخواهند همانند اين قرآن بياورند، هرگز نتوانند». در واقع تحدّي قرآن فراگير بوده و همه جهانيان را شامل مى شود.

شاخصه های «اعجاز بیانی» قرآن

چه شاخصه هایی برای تعریف «اعجاز بیانی» قرآن می توان ذکر نمود؟

«اعجاز بيانى» قرآن را مى توان در پنج بخش خلاصه نمود: 1. گزینش کلمات؛ به گونه ای که انتخاب کلمات و واژه های به کار رفته در قرآن کاملا حساب شده است. 2. سبک و شیوه بیان؛ قرآن سبکی نو و روشی تازه ارائه داده که مورد پذیرش و پسند شنوندگان قرار گرفته است. 3. نظم آهنگ قرآن؛ یکی از مهم ترین جنبه های اعجاز بیانی قرآن است. 4. وحدت موضوعی یا تناسب معنوی میان آیات هر سوره، یکی از ویژگی های قرآن است. 5. نکته ها و ظرافت ها؛ در قرآن استعاره، تشبیه، کنایه و نکات بدیع و ... به کار رفته است.

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی
سامانه پاسخگویی برخط(آنلاین) به سوالات شرعی و اعتقادی مقلدان حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی
تارنمای پاسخگویی به احکام شرعی و مسائل فقهی
انتشارات امام علی علیه السلام
موسسه دارالإعلام لمدرسة اهل البیت (علیهم السلام)
خبرگزاری دفتر آیت الله العظمی مکارم شیرازی

الإمامُ علىٌّ(عليه السلام)

جاهِدْ نَفسَکَ، واعمَلْ للآخِرةِ جُهْدَکَ

با نفس خود بستيز و توان و کوشش خود را براى آخرت به کار گير

ميزان الحکمه، جلد 1، ص 58