اگر «مرگ» نقطه پایان باشد، آفرینش جهان بیهوده خواهد بود!

مطالعه جهان آفرینش هم از نظر «عظمت» و هم از نظر «دقت» این حقیقت را اثبات می‌کند که این جهان بیش از آنچه تصور می‌کنیم وسیع و پرشکوه و اسرارآمیز است. اگر تشکیلات و سازمان این عالم پهناور را بنگریم و به عظمت و دقتی که در ساختمان این جهان عموما، و انسان از نظر جسمی و روحی خصوصا، به کار رفته بیندیشیم خواهیم دانست که «مرگ» نمی تواند پایان زندگی بشر و نقطه توقف هستی او باشد؛ زیرا در این صورت زندگی او و جهانی که پیرامون اوست بی حاصل یا نامفهوم و غیرمنطقی خواهد بود....

فلسفه آفرینش می گوید: عالم پس از مرگ وجود دارد

غالبا سوال می‌کنند فلسفه آفرینش ما و این جهان وسیع چیست؟ اگرما آفریده نمی‌شدیم چه می‌شد؟ باغبان، درخت را برای میوه می‌کارد، باغبان عالم هستی ما را برای چه کاشته است؟ ما که نمی فهمیم برای چه آمده ایم؟ و برای چه هستیم؟ و برای چه خواهیم رفت؟ به همین دلیل، احساس بیهودگی و پوسیدگی می‌کنیم، و این احساس رنج دهنده هر وقت از کار روزانه فارغ می‌شویم و لحظه‌ای در فکر فرو می‌رویم به ما دست می‌دهد. مطالعه آثار بعضی از فلاسفه و شعرا نیز نشان می‌دهد آنها نیز چنین احساسی را داشته اند. ولی شاید قبلا هم اشاره کرده باشیم که برای حل اینگونه سؤالات به ظاهر پیچیده باید از نقاط روشن و ساده شروع کرد، همان نقاط روشنی که «دکارت» فیلسوف فرانسوی مکتب خود را روی آن بنا نهاد...

«رستاخیز» و فرمان عمومی عدالت!

اگر یک نظر کلی به وضع عمومی عالم هستی بیفکنيم می‌بینیم قانونی به نام «نظم و عدالت» بر همه‌جا سایه افکنده است. این قانون به قدری نیرومند است که کوچکترین انحراف از آن سبب نابودی هرچیزی است. اگر آسمانها و زمین، یعنی این همه کرات عظیم و بی‌شماری که صحنه هستی را پر کرده اند برپا هستند بخاطر همین نظم و عدالت است که «بالْعَدْلِ قامَتِ السَّماواتُ وَ الاَْرْضُ».

«رستاخیز» در تجلیگاه فطرت

بحثهای مقدماتی درباره «رستاخیز» به پایان رسید. اکنون موقع آن است که به اصطلاح وارد ذی‌المقدمه شویم و دلایل اثبات چنان عالمی را با مشخصات و ویژگی‌هایش بررسی نمائیم. بنابر این در این مطلب بررسی می کنیم که چگونه از سه راه، فطری بودن «ایمان به زندگی پس از مرگ» را می توان اثبات کرد: از طریق غریزه عشق به بقاء و از راه وجود و ادامهء این ایمان در طول تاریخ بشر، و از طریق وجود نمونه کوچک دادگاه رستاخیز در درون وجود انسان...

رستاخیز انرژی‌ها بعد از مرگشان!

تفسير و معنی عمیق‌تری که به کمک دانشهای روز از آیه 80 سوره «یس» می فهمیم همان بازگشت انرژی ذخیره شده شده نور آفتاب به هنگام ترکیب سلولز نباتی (از کربن و اکسیژن و ئیدرژن) می‌باشد که وقت سوزاندن چوب و هیزم و تجزیه شدن سلولز و ترکیب «کربن» آن با «اکسیژن» هوا، آزاد می‌گردد. این نور و حرارت مطبوعی که در زمستان درون کلبه آن روستائی یا زیر کرسی ذغال‌سوز این شهرنشین را روشن و گرم می‌سازد، رستاخیز خود را آغاز کرده، و آنچه یک عمر از آفتاب گرفته بود اکنون پس می‌دهد، بدون کم وکاست، حتی به اندازه روشنی یک شمع در یک لحظه از آن کم نشده! ...

معاد و رستاخیز انرژیها!

تقریبا سرچشمه تمام انرژی‌های روی زمین از «آفتاب» است؛ این سخن نه اغراق آمیز است و نه مبالغه، بلکه یک واقعیت است. به عنوان مثال زغال سنگ، نیروی برق، بادها، چوبهای درختان و ... هنگامی که تاریخچه هریک را ورق می‌زنیم به عامل اصلی که نور آفتاب است برخورد می‌کنیم....

«رستاخیز» را بارها با چشم خود دیده‌ایم

قانون مرگ و حیات همه‌جا یکی است. اگر زندگی پس از مرگ غیرممکن باشد، باید زمین‌های مرده نیز از این قانون مستثنی نباشد و اگر ممکن است برای آدمیان هم ممکن است. اگر بیابان خشکیده دیروز که هیچ اثری از حیات در آن به چشم نمی‌خورد امروز آنچنان زنده و خرم و سرسبز شده‌اند که گوئی همیشه غرق حیات و زندگی و نشاط بوده، چرا این قانون را به زندگی و مرگ انسان‌ها تعمیم ندهیم؟ و راستی چه تفاوتی این دو با هم دارند؟! و این است یکی از صحنه‌های رستاخیز که بارها از کنار آن گذاشته‌ایم.

قرآن و عالم پس از مرگ

قرآن با استدلالهای زیبا و مثالهای جالب و منطق سهل و ممتنعی که هم عوام بی سواد از آن بهره می‌گیرند و هم دانشمندان موشکاف، رستاخیزی عظیم در مسئله «رستاخیز» بپا کرده است. شاید کمتر صفحه‌ای از قرآن باشد که ذکری از عالم پس از مرگ، و مسائل گوناگون مربوط به آن در آن نباشد، و این خود اهتمام قرآن را نسبت به این مسئله مهم روشن می‌سازد ...

«رستاخیز» پاسخی به معمّاها!

اگر ما از «رستاخیز» و زندگی پس از مرگ، چشم بپوشیم، پاسخی برای سوالات اساسی خود نخواهیم داشت؛ اما هنگامی که این زندگی را به عنوان یک حلقه تکامل در میان یک رشتۀ طولانی تكامل‌ها، مورد بررسی قرار دهیم، شکل مسأله عوض می‌شود و بیشتر شبهات و ایرادهای فلسفی مرتبط با حال و آینده زندگی بشر خود به خود حل خواهد شد....

رستاخیز در درون شماست!

درون وجود انسان دادگاه کوچکی است که نام آن «وجدان» است و فلاسفه آن را «عقل عملی» و قرآن «نفس لوامه» یا «نفس» و عرب‌ها «ضمیر» می‌نامند؛ و به راستی دادگاه عجیبی است که دادگاههای دنیای ما با آن همه عرض و طول در برابر آن چیز مسخره‌ای است. دادگاهی که «قاضي» و «شاهد» و «مجری احکام» و «تماشاچی» در آن، یکی است؛ همان نیروی مرموزی که نام «وجدان» به آن داده ایم. این دادگاه نیاز به وقت ندارد و گاهی یک لحظه، همه چیز در آن تمام است! اثری از دادگاه‌های استیناف و تجدید نظر و دیوان‌های عالی و عالی‌تر که همگی نشانه عدم اعتماد به کار دادگاه‌های قبلی است، در آن دیده نمی شود، و حکمش فقط یک مرحله دارد ...
پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی
سامانه پاسخگویی برخط(آنلاین) به سوالات شرعی و اعتقادی مقلدان حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی
تارنمای پاسخگویی به احکام شرعی و مسائل فقهی
انتشارات امام علی علیه السلام
موسسه دارالإعلام لمدرسة اهل البیت (علیهم السلام)
خبرگزاری دفتر آیت الله العظمی مکارم شیرازی

قالَ الصّادقُ عليه السّلام :

کُلُّ الْجَزَعِ وَ الْبُکاءِ مَکْرُوهٌ سِوَى الْجَزَعُ وَ الْبُکاءُ عَلَى الحُسَينِ عليه السّلام

هر ناليدن و گريه اى مکروه است ، مگر ناله و گريه بر حسين عليه السّلام .

بحارالانوار، ج 45، ص 313