«تبعيض جنسيّتی» نشانه تأثيرپذيری قرآن از فرهنگ جاهلی!

آيا اين سخن كه "قرآن كريم متأثر از فرهنگ جاهلی جنس مرد را برتر از جنس زن می داند" صحيح است؟!

در عصر نزول قرآن، فرهنگ حاكم بر جامعه عرب ارزشی برای زن قائل نبود، و زن هيچ بهره‌اى از ميراث و حق رأى نداشت؛ اما اسلام آمد تا دست وى را بگيرد و تا سرحد جايگاه انسانى بالا برد. از نظر قرآن، زن در حقوق و بهره‌هاى انسانى هم‌سنگ مرد است، و اين همان برابرى است كه عقل آن را مى پذيرد. آيه «يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَر وَ أُنثَى» دليلى قاطع بر هم‌سنگ بودن زن با مرد در اصل نژاد بشرى است.

تأثيرپذيری قرآن از فرهنگ جاهلی!؟

آيا اين سخن صحيح است كه چون قرآن به لسان قوم جاهلی نازل شده پس از فرهنگ و آداب جاهلی تأثير گرفته است؟!

قرآن آمد تا تأثيرگذار باشد و با عادات و رسوم فرسوده جاهلى مبارزه كند، نه آنكه در برابر عُرف حاكم كرنش نشان دهد و تأثير بپذيرد. عمده دليل کسانی که این شبهه را مطرح می کنند «تكلّم به لسان قوم» است، كه لازمه آن پذيرش بار محتوايى واژگانى است كه به كار گرفته مى شود؛ زيرا الفاظ و كلمات كاربردى هر قومى، حامل فرهنگ آن قوم مى باشد و به كار گرفتن آن از سوى هركه باشد، به معناى پذيرفت فرهنگ حاكم بر آن جامعه است. و حال آنكه واژگان كاربُردى رايج در عُرف هر لغتى، تنها به عنوان ذكر نام و نشان براى مفاهيمى است كه ميان گوينده و شنونده ردّ و بدل مى شود و هرگز نمى تواند نشانگر پذيرش انگيزه واضع اصل لغت باشد.

شبهات مستشرقین پیرامون «مکّي» و «مدني» بودن سُوَر

«مستشرقین» درباره «مکّي» و «مدني» بودن سوره ها و آیات «قرآن کریم» چه شبهاتی مطرح كرده اند و چه پاسخ هائي به آنها داده شده است؟

«مستشرقین» در ارتباط با مکّي و مدني بودن سوره ها، چند شبهه طرح كرده اند: 1. شيوه سُوَر مكّي، شدّت و پرخاش گرانه است اما سُوَر مدني مسالمت آميز است. 2. آيه ها و سُوَر مكّي كوتاه و آيه ها و سُوَر مدني بلندند. 3. در سُوَر مكّي از تشريع خبرى نيست؛ اما در سُوَر مدني هست. 4. در سُوَر مكّي، برهان و استدلال به چشم نمى خورد؛ ولى در سُوَر مدني وجود دارد و ... که به این شبهات پاسخ هایی داده شده است ...

کروی نبودن زمين از ديد قرآن!

در قرآن آياتي وجود دارد که مي گويند زمين مسطح است؛ مثل آيه 22 سوره بقره که زمين را به سان «فراش» معرفي می کند و يا آيه 20 سوره غاشيه که از «مسطح کردن» زمين سخن مي گويد، آيا اين آيات با کروی بودن زمين منافات ندارند؟

اولا: آیاتی که ادعا شده بر سطحی بودن کره زمین دلالت دارند، واژه ها و کلماتی در آنها استفاده شده که هیچ کدام شان چنین معنایی را نمی رساند و صرفا بر بستر آرامش بودن زمین یا گستردگی آن دلالت دارند و نه هیچ چیز دیگر.
ثانیا: در قرآن توصیفاتی راجع به زمین به کار رفته است که جز با تصور کروی بودن زمین، معنای درستی نمی یابند. از پی هم در آمدن روز و شب که در سوره های زمر و اعراف بیان شده، یا تعدد مشرق ها و مغرب ها که در سوره معارج مورد اشاره قرار گرفته، از این دست موضوعات هستند.

نزول آیه اکمال در 9 ذی الحجّه و روز عرفه!

ما اهل سنّت روایاتی داریم که بر اساس آنها آیه اکمال در 9 ذی الحجه (روز عرفه) نازل شده است؛ آیا باز هم می توان از آن برای ولایت علی(ع) و ماجرای غدیر استفاده کرد؟!

اولا: این روایات که از طرق حدیثی گوناگونی نقل شده با هم تناقض دارند. حتی روایتی که از خلیفه دوم این شأن نزول را برای آیه معرفی می کند روزهای متفاوتی را اعم از پنج شنبه و جمعه به عنوان روز نزول آیه معرفی می کند و این در حالی است که طبق همان مبانی تاریخی و حدیثی، نقلی یافت نشده که بنابر آن، پیامبر اکرم در روز عرفه حجه الوداع، نماز جمعه برپا کرده باشند!

ثانیا: چنین شأن نزولی برای آیه با دو عقیده مشهور اهل سنت نیز تناقض دارد. یکی وفات پیامبر 81 روز بعد از نزول این آیه و دیگر وفات ایشان در روز 12ربیع الاول. اگر آنچنان که ادعا شده این آیه در عرفه بر پیامبر نازل شده، فاصله بین روز وفات ایشان (12ربیع) تا روز عرفه بیش از 90 روز است نه 81 روز!

«وحی» يگانه منبع قرآن

آيا قرآن جز «وحی» منبع ديگری دارد؟

برخى در اين واقعيت تشكيك كرده‌اند كه قرآن، وحى مستقيم است كه پيامبر گرامى اسلام(ص) آن را از ملكوت اعلى دريافت كرده. با اين دعوى كه امكان چنين چيزى نيست؛ و سنخيتى ميان جهانِ قدسى والا با جهانِ پستِ مادى وجود ندارد. يا به خيال آن كه قرآن مطالب پراكنده‌اى است كه پيامبر(ص) از زبان مردانى - از اهل كتاب - برگرفته؛ چرا كه او در سفرها و كوچ‌هاى خود به شهرها و سرزمين‌هاى گوناگون با پيروان اديانِ موجود آن روزِ جزيرة العرب ديدارها و برخوردهايى داشته است؛ حتّى در مكّه و حجاز نيز با مسيحيان و يهوديانى كه آنجا را براى سكونت برگزيده بودند ارتباط داشت: «وَ قَالُوا أَسَاطِيرُ الْاَوَّلِينَ اكْتَتَبَهَا فَهِىَ تُمْلَى عَلَيْهِ بُكْرَةً وَ أَصِيلاً».

جنبه «شهوانی» توصیفات قرآن از بهشت!!

آیا وعده قرآن به مومنین در استفاده از زنان و حوریه های بهشتی سبب می شود بهشت جنبه «شهوانی» داشته باشد؟

یکی از تهمت هایی که به پیامبر(ص) زده شده این است که آن حضرت به دنبال مسایل جنسی بوده و بهشت نیز جنبه شهوانی دارد؛ زیرا از زنان بهشتی سخن می گوید. در پاسخ به سخنان «جان دیون پورت» اکتفا می کنیم. او می گوید: «صحیح است که محمد(ص) زنان بهشتی را به مؤمنین وعده داده، ولی این تصور که مهم ترین لذت ها را لذت جنسی دانسته نیز اشتباه است. چون روح برتر از جسم است. اما این که لذایذ بهشتی، کلاً جنبه لذایذ جسمی داشته باشد نیز دروغ است؛ زیرا برخی معتقدند که این بیانات جنبه تمثیل و تشبیه دارد، و مقصود لذایذ روحانی است».

تقاضای «رويت» خداوند توسط موسی(ع)؟!

اگر مشاهده خداوند محال است، چرا حضرت موسی(علیه السلام) تقاضای «رويت» كرد؟

تقاضاي رويت از سوى جاهلان بنى اسرائيل _ كه اكثريت آنها را تشكيل مى دادند _ صورت گرفته بود نه موسی(ع)؛ و ایشان در فشار بود تا تقاضاى گروه جاهل را مطرح كند و از پيشگاه خداوند جواب بگيرد و به آنان بدهد و اگر امثال «فخر رازى» اصرار دارند كه بگويند اين تقاضا از دل حضرت موسى(ع) برخاست، به خاطر اين است كه قائل است كه خداوند قابل مشاهده است؛ وگرنه پيامبر بزرگى مثل او چنين تقاضايى را نمى كرد.

مبارزه قرآن با تقلید!

بسیاری از آیات قرآن تقلید را امری ناپسند می دانند؛ با این وجود چرا فقهای شیعه باز هم بر تقلید اصرار می کنند؟!

نکوهش تقلید در قرآن ناظر به «تقلیدهای کورکورانه» مشرکان و بت پرستان از گذشتگان «جاهل» خود است؛ پیروی و تقلیدی که به هیچ وجه برای آنها علم آور و عملی از سر دست یافتن به باورهای یقینی نیست. در حالی که تقلید مکلفین از فقها و گرفتن احکام دین شان از آنها، نوعی مراجعه به «متخصص» و یقین آور است؛ امری منطقی که به خاطر فطری بودن نه تنها مورد تایید عقلا قرار می گیرد که حتی قرآن نیز در سوره نحل به آن توصیه نموده است.
گذشته از آن نکوهش ها و مذمت هایی که در آیات قرآن از تقلید صورت گرفته مربوط به اقتباس باورها در «اصول دین» است و حال آن که تقلید مصطلح فقهی در «فروع دین» یعنی احکام صورت می گیرد و طبق آموزه های دینی اصول دین تقلیدی نیستند و هر کسی باید با برهان و استدلال آنها را بپذیرد.

حضرت یوسف(ع) و پذیرفتن ولایت و منصب طاغوت!

با اینکه خداوند از پذیرش ولایت طاغوت نهی فرموده، چرا حضرت یوسف(ع) تحت ولایت طاغوت زمانش در آمده و یکى از کارگزاران او بود؟! و حتی درباره عزیز مصر از کلمه «ربّ» - «انَّهُ رَبِّى أَحْسَنَ مَثْواىَ» - استفاده نموده است؟!

رسیدگی به اوضاع اقتصادی محرومین و رفع ستم هایی که به آنها شده آن قدر مسئولیت و مأموریت مهمی است که یوسف(ع) به خاطر انجام آن حاضر به همکاری با چنان حکومتی شد تا - چنانکه در روایات ما نیز آمده - شخص صالح در دستگاه حکومت جور پناهگاهی برای محرومان گردد.
همچنین بسیاری از مفسران استفاده از واژه «رب» را برای عزیز مصر بی اشکال می دانند؛ چون این واژه - همان طور که مثال های زیادی در خود سوره یوسف دارد - فقط برای خداوند به کار نمی رود.

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی
سامانه پاسخگویی برخط(آنلاین) به سوالات شرعی و اعتقادی مقلدان حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی
تارنمای پاسخگویی به احکام شرعی و مسائل فقهی
انتشارات امام علی علیه السلام
موسسه دارالإعلام لمدرسة اهل البیت (علیهم السلام)
خبرگزاری دفتر آیت الله العظمی مکارم شیرازی

عن ابي عمارة المنشد قال:

«ما ذکر الحسين بن علي عند ابي عبدالله عليه السلام في يوم قط فرئي ابو عبدالله عليه السلام متبسما في ذلک اليوم الي الليل‏»

بحارالانوار، ج 44، ص 280