تقیه انبیاء در ابلاغ پیام الهی!

آيا پيامبران الهي در دعوتشان مجاز به تقيه و توریه بوده اند؟ آیا جواز این امر، با وظیفه هدایتگری پیامبران الهی منافات ندارد؟

«تقیه خوفی» به این معنا که انبياء حقایق دین را کتمان کنند و یا اظهار کفر کنند برای پیامبران جایز نیست؛ چنانکه قرآن می فرماید: «پيامبران پيشين كسانى بودند كه تبليغ رسالتهاى الهى مى‏ كردند و از او (خدا) مى‏ ترسيدند و از هيچكس جز خدا واهمه نداشتند».
اما انواع دیگر تقیه مثل «تقیه تحبيبى» که برای جلب عقیده طرف مقابل عقیده خود را مکتوم کنند و «تقیه پوششى» که براى رسيدن به هدفی نقشه های شان را كتمان كنند، در مورد پیامبران اشکالی ندارد.
«توریه» نیز در صورتى كه موجب تزلزل اعتماد عمومى مردم نشود ایرادی ندارد؛ چنانکه حضرت ابراهیم(ع) برای شکستن بتها اظهار بيمارى کرد.

استفاده پیامبران(ع) از «سلاح»؟!

پیامبران الهی(علیهم السلام) در رسالت الهي شان از چه سلاح هائي استفاده می كردند؟

پیامبران الهی(ع) برای دعوت مردم به سه «سلاح» مسلّح بودند: 1. سلاح علم و دانش که مخصوص انسان هاى خردمند و داراى بصيرت و صاحبان عقل و فكر بود. 2. سلاح معجزه که برای توده عوام جامعه از آن استفاده می کردند. 3. سلاح تهدید به عذاب الهی که در مقابل افراد لجوج و متعصب به كار می رفته است.

اثبات توحید از طریق «هماهنگی دعوت انبیاء»

چگونه می توان از طریق «هماهنگی دعوت انبیاء» توحید را اثبات کرد؟

اگر چند واجب الوجود در عالم بودند هر کدام باید منبع فیض باشند؛ چرا که عدم فیض براى وجود کامل نقص است، و حکیم بودن او ایجاب مى کند، همگان را مشمول فیض خود قرار دهد. این فیض دو شاخه دارد: فیض تکوینى (در عالم خلقت) و فیض تشریعى (در عالم هدایت). بنابراین، اگر خدایان متعددى وجود داشت، باید فرستادگانى از نزد همه آنها بیایند، و فیض تشریعى آنها را به همگان برسانند. امّا اگر می بینیم همه رسولان الهی از خدای یگانه خبر می دهند روشن می شود که غیر از او معبودی وجود ندارد.
ضمن اینکه اگر دو یا چند اراده و فیض در عالم حاکم بود، هر یک اقتضائاتى داشت و امر و نهی متفاوتی می کرد و هر کدام اثر دیگرى را خنثى مى ‏کرد، درنتیجه جهان به تباهی مى ‏گرائید؛ لذا چنین فرضی نه تنها محقق نشده بلکه محال است.

شرط ثروتمندان براي همنشینی با پيامبران

ثروتمندان و اغنياء براي همنشینی با پيامبران چه شرطي قائل مي شدند؟

ثروتمندان و اغنياء براي همنشینی با پيامبران شرط مي كردند كه فقرا و مستمندان را از اطراف خود دور كنند؛ اما پيامبران حاضر به انجام چنين كاري نمي شدند. حضرت نوح(ع) به ثروتمندان می فرمود: «من هرگز یاران خود را طرد نخواهم کرد». همين درخواست را ثروتمندان از پيامبر(ص) داشتند؛ اما خداوند در جواب آنها فرمود: «با كسانى باش كه پروردگار خود را صبح و شام مى خوانند، و تنها رضاى او را مى طلبند! و هرگز به خاطر زيورهاى دنيا، چشمان خود را از آنها برمگير! و از كسانى كه قلبشان را از يادمان غافل ساختيم و از هواى نفس پيروى كردند، و كارشان افراطى است، اطاعت مكن».

روش هاي پيامبران براي تبليغ آئين خود

پيامبران براي تبليغ آئين خود از چه روش هائي استفاده مي كردند؟

گرچه امروزه براي تبليغات، ابزار و وسايل فراوانى وجود دارد،‌ مانند تريبون هاى مساجد، حسينيه ها، مجالس مذهبى، نمازهاى جمعه، روزنامه ها، كتابها، مجلّات رسانه هاى صوتى و تصويرى نظير صدا و سيما و ماهواره ها و اينترنت ها و حتّى موبايل ها و ... امّا هيچ كدام از اينها در عصر پيامبران نبوده است. پيامبران از جمله حضرت نوح(ع) برای تبلیغ از روش هاي گروهی و انفرادی استفاده می نمودند؛ در مجالس مردم شركت مي كردند؛ به درب خانه آنها مي رفتند و به طور خصوصي آنها را دعوت مي كردند.

«انذار» در کنار «بشارت»

چرا پیامبران براي دعوت و هدايت مردم از «انذار» همراه با «بشارت» استفاده می کردند؟

پیامبران(ص) برای هدایت مردم علاوه بر «بشارت» از «انذار» هم استفاده می کردند. براى هدايت بايد هم تشويق كرد هم توبيخ؛ كه هر كدام بدون ديگرى و به تنهايى كارآيى لازم را ندارد. اينكه گفته مى شود بچّه ها را فقط تشويق كنيد اشتباه است بايد با انجام كارهاى پسنديده تشويق، و با ارتكاب كارهاى ناپسند سرزنش شوند. حضرت نوح(ع) نيز مردم را هم «بشارت» داد و هم «انذار». گرچه ایشان پنج بشارت به قومش دادند؛ ولی این قوم لجوج هر بار که حضرت نوح(ع) آنها را دعوت می کرد، انگشت در گوش های خود می کردند تا سخنش را نشنوند.

«فخر رازی» و هدف از دعوت فرعون به ايمان

«فخر رازى» در پاسخ به این سوال که "چرا خداوند با آن که مي دانست فرعون ايمان نمي آورد ولي موسي(علیه السلام) را به سوي او فرستاد؟" چه می گوید؟

«فخر رازى» در پاسخ به این سوال مى گويد: «در اين گونه موارد جز اين كه ما تسليم در مقابل آيات قرآن باشيم و لب به اعتراض نگشاييم راه ديگرى در پيش نيست». ولى پاسخ اين سؤال روشن است و نمى بايست بر شخصى مثل فخر رازى مخفى بماند؛ زيرا كار خداوند اتمام حجت است، تا مبادا هنگام مجازات و در مقام اعتراض بگوید؛ اگر رسولانی برای هدایت ما مى فرستادی، ايمان مى آورديم. از سویی خداوند مى فرمايد: «شايد متذكر شود، يا از خدا بترسد»، یعنی تبليغ باید آميخته با خوش رويى و با هدف رسیدن به نتیجه است، هر چند در پاره اى از افراد با موانع سختی برخورد كند.

دلالت روایات اسلامی بر خاتمیت پیامبر اسلام(ص)؟

آیا روایات اسلامی خاتمیّت پیامبر اسلام را تایید می کنند؟

روایات متعددی از پيامبر(ص) که مى فرمايد: «من خاتم پيامبرانم»، و حديث معروف منزلت، یا احادیثی که می گوید: «حلال محمد(ص) حلال است تا روز قيامت و حرام او حرام است تا روز قيامت»، همچنین خطبه های 173، 133، 72، 87 و 198 و حکمت 235 نهج البلاغه، خاتمیت پیامبر(ص) را تأیید کرده است. قابل توجه اينكه کلمه «خاتَمُ النَّبِيّينَ» و «خاتَمُ الرُّسُلِ» و «خاتَمُ الاْنْبِياءِ» در بيش از سيصد مورد در 110 مجلد بحار آمده که قسمت عمده آن روايات ائمه معصومين است.

وحدت دعوت انبیاء، با وجود اختلافات اساسی!

با وجود اختلافات اساسی بین ادیان مختلف، چه دلیلی بر وحدت دعوت انبیاء می توان اقامه کرد؟

اختلاف تعالیم انبیاء اساسی نیست؛ چرا که همه آنها از سوی یک خدا مبعوث شده اند و مأموریتشان یکی بوده است. اصول کلی عقائد، قوانین و وظایف پیامبران درهمه ادیان یکسان بوده است؛ اختلاف آنها مربوط به روش ها، امور فرعی و جزئیات هست. بسیاری از اختلافات در روش انبیاء از نوع تفاوت در شکل اجرا بوده است نه در روح قانون. ممکن است براساس موقعیت شخصیت حقیقی هر یک از پیامبران رفتار متفاوتی از آنها در امور کاملا شخصی و جزئی ببینیم، امّا روح دعوت و قوانین اصلی و کلی آنها یکی بوده است.

وعده نصرت مومنان و شهادت انبیاء و اولیای الهی!

اگر مشیت و اراده خدا بر یارى مؤمنان است، چرا بسیارى از انبیاء در طول تاریخ به شهادت رسیدند؟!

نصرت و یاری الهى در مورد پيامبران و مؤمنان به صورت‏هاى مختلف جلوه مى‏ كند؛ كه برخی از آنها اگرچه در يك نگاه سطحى و اولیه شكست دانسته می شود، ولى در واقع پيروزى و نصرت الهى را در بر دارد. باید توجه داشت که پیروزی به عصر و زمان خاص و مكان خاصّى محدود نمى شود، لذا هرگز انبيا و مؤمنان شكست نخوردند؛ چرا كه در نهايت، عقيده و مرام آنان باقى ماند و در حقيقت يارى خدا نسبت به اعتقادات آنان، همان يارى آنان است.

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی
سامانه پاسخگویی برخط(آنلاین) به سوالات شرعی و اعتقادی مقلدان حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی
تارنمای پاسخگویی به احکام شرعی و مسائل فقهی
انتشارات امام علی علیه السلام
موسسه دارالإعلام لمدرسة اهل البیت (علیهم السلام)
خبرگزاری دفتر آیت الله العظمی مکارم شیرازی

قال ابي عبدالله (عليه السلام)

إِذَا دَخَلْتَ الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ فَادْخُلْهُ حَافِياً عَلَى السَّکِينَةِ وَ الْوَقَارِ وَ الْخُشُوعِ...

هنگامى که به مسجد الحرام وارد شدى، با پاى برهنه و با آرامش و متانت و خشوع داخل شو.

کافى: 4/401