توصیفات قرآن و تورات درباره شخصیت «حضرت يعقوب(ع)»؟

قرآن و تورات چه توصیفاتی را از شخصیت حضرت يعقوب(ع) ارائه می دهند؟

به اعتقاد تورات، يعقوب(ع) پيامبري را از برادرش «عيسو» مي ربايد!! این کتاب در نسبت نارواى ديگری مي گويد: يعقوب پيامبر(ع) تمام شب را با خدا كشتى گرفت و او را رها نكرد تا آن كه خدا بر كف ران او زد و به او بركت داد تا سرانجام رهايش كرد!!
اما قرآن، اسحاق و يعقوب را با زيباترين عبارات توصيف مى كند: «بندگان ما ابراهيم و اسحاق و يعقوب را كه نيرومند و ديده‌ور بودند به ياد آور. ما آنان را با موهبت ويژه خالص گردانيديم، و آنان در پيشگاه ما جداً از برگزيدگان نيكانند».

«قربانی ابراهيم(ع)» از دید قرآن و تورات؟

«قربانی ابراهيم(ع)» از دید قرآن و تورات کیست؟

به عقيده تورات، اين «اسحاق» بود كه به قربانگاه برده شد نه «اسماعيل»؛ اما قرآن تأكيد دارد كه او اسماعيل بوده است. شاهد بر ادعای قرآن اين است كه:
اولا: در متن تورات تعبير «تنها فرزندت» با اينكه قربانى اسحاق باشد، نمى سازد؛ چرا كه او چهارده سال از برادرش اسماعيل كوچك تر بود. بنابراين تنها فرزند ابراهيم كه به قربانگاهش برد اسماعيل بود و نه ديگرى.
ثانیا: در تعابیر قرآن و تورات به این قربانی نسل بابرکتی داده شده و اين اسماعيل بوده كه در نسلش بركاتی برای جهانيان قرار داده شده؛ اما نسل اسحاق(بنی اسرائيل) همواره مايه بدبختی و تباهی برای ملت‌ها و كشورها بوده است.

«وحی» يگانه منبع قرآن

آيا قرآن جز «وحی» منبع ديگری دارد؟

برخى در اين واقعيت تشكيك كرده‌اند كه قرآن، وحى مستقيم است كه پيامبر گرامى اسلام(ص) آن را از ملكوت اعلى دريافت كرده. با اين دعوى كه امكان چنين چيزى نيست؛ و سنخيتى ميان جهانِ قدسى والا با جهانِ پستِ مادى وجود ندارد. يا به خيال آن كه قرآن مطالب پراكنده‌اى است كه پيامبر(ص) از زبان مردانى - از اهل كتاب - برگرفته؛ چرا كه او در سفرها و كوچ‌هاى خود به شهرها و سرزمين‌هاى گوناگون با پيروان اديانِ موجود آن روزِ جزيرة العرب ديدارها و برخوردهايى داشته است؛ حتّى در مكّه و حجاز نيز با مسيحيان و يهوديانى كه آنجا را براى سكونت برگزيده بودند ارتباط داشت: «وَ قَالُوا أَسَاطِيرُ الْاَوَّلِينَ اكْتَتَبَهَا فَهِىَ تُمْلَى عَلَيْهِ بُكْرَةً وَ أَصِيلاً».

نوع نگاه قرآن و ساير كتب آسمانی به «پيامبران(علیهم السلام)»؟

نگاه قرآن كريم به «پيامبران(علیهم السلام)» چه تفاوتی با ديدگاه ساير كتب آسمانی دارد؟

تحفظ بر منزلت پيامبران الهى، ويژگى قرآن است. اين در حالى است كه در تورات از شأن ايشان كاسته شده است. قرآن يادى از پيامبران الهى نكرده جز در هاله‌اى از تكريم و احترام، چنان كه ايشان را يكسره از پليدى‌ها منزّه و پاك شناسانده است. اما در تورات، داستانى از داستانهاى پيامبران را نمى بينيم؛ مگر آن كه پر از اهانت و تحقير است كه گاه به حدّ ابتذال مى رسد؛ همراه با نكوهش هايى كه هرگز شايسته بندگان مخلص الهى نيست.

نوع نگاه قرآن و ديگر كتب آسمانی نسبت به «طوفان نوح»؟

قرآن و ديگر كتب آسمانی در مورد «طوفان نوح» چه نگاهی دارند؛ آیا قرآن با ساير كتب آسمانی هم نظر است؟

قرآن، از آنجا كه كتاب هدايت و عبرت است از رويدادهاى تاريخى مانند «طوفان نوح» نكته برمى‌دارد و از درخت كهن حيات بشرى بهترين ميوه‌ها را برمى‌چيند؛ تا انسان امروز از آن تجارب و حکمت‌ها بهره گیرد و آن را در زندگی خویش بکار بندد. این در حالی است که داستان طوفان در سفر تكوين تورات به گونه اى اساطيرى آمده؛ به طوری که در آن چيزهايى ديده مى شود كه خِردپذير و متناسب با واقعيات زندگى نيست، چه رسد به شناخت رمز و رازهاى حكمت آميز جهان وجود!

نظر قرآن و ساير كتب آسمانی در مورد «پدر ابراهيم(ع)»؟

آيا قرآن كريم درباره نام پدر حضرت ابراهيم(ع) با ساير كتب آسماني هم عقيده است؟

تورات پدر ابراهيم(ع) را «تارَح» و قرآن کریم او را «آزر» معرفی نموده است. برخى از منكران اين نكته را بر قرآن خرده گرفته و گفته‌اند اين نسبتى كه قرآن گفته نادرست است؛ اما مفسّران شيعى برآنند كه «آزر» پدر ابراهيم پيامبر(ع) نبود هرچند ابراهيم او را پدر صدا مى زد؛ زيرا استعمال عبارت «پدر» اعمّ از پدر حقيقى است؛ و بر جدّ مادرى، مربّى، معلم، و مرشد و حتّى بر عمو نيز اطلاق مى شود. در قرآن از قول پسران يعقوب آمده كه خطاب به پدر گفتند: ما خداى تو و خداى پدرانت ابراهيم و اسماعيل و اسحاق را مى پرستيم، حال آن كه اسماعيل، عموى يعقوب بود....

«تفسير به رأى» در میان صوفیّه

فرقه «صوفیه» چگونه برای توجیه افکار عمومی خودشان دست به تفسیر به رأى قرآن می زدند؟

«تفسير به رأى» نزد متصوّفه يكى از شايع ترين كارهاست، آنان بسيارى از الفاظ را بدون هيچ قرينه اى بر معناى مجازى يا كنايى حمل مى كنند و گاهى آن چنان اين كنايات و مجازات از مفهوم لفظ دور است كه انسان را غرق در تعجّب مى كند. به عنوان مثال در تأویل آیه «يُرِيدُ أَن يُخْرِجَكُم مِّنْ أَرْضِكُمْ» می گویند: موسی مى خواست آنها را از سرزمين بشر مادّى به نور روحانيّت بيرون كند. هم چنین در تأویل تهديد فرعون با جمله «وَ لَأُصَلِّبَنَّكُمْ فِي جُذُوعِ النَّخْلِ» مى گويند: شما را بر شاخه هاى تعلّقات و پيوندهاى دنيا و زر و زيور آن گرفتار مى سازم.

«تفسير به رأى» در میان دانشمندان غرب زده

«تفسير به رأى» در میان دانشمندان غرب زده چقدر رواج دارد؟

بعضى از مفسران غرب زده تلاش می کنند مفاهيم قرآنى را بر اساس اصول علوم طبيعى و يا موازين مادى تفسير كنند، لذا گهگاه گرفتار تفسير به رأى شده اند. به عنوان مثال نویسنده تفسیر «المنار» ذیل آيه 260 سوره «بقره» می نویسد: «منظور اين است كه چهار مرغ را انتخاب كن و آنها را چنان تربيت كن كه با تو انس بگيرند، آن چنان كه هر وقت آنها را صدا بزنى به سراغ تو بيايند. سپس هر يك را بر كوهى بگذار، آنها را صدا كن آنها به سرعت به سوى تو مى آيند. همين گونه است فرمان پروردگار هنگامى كه بخواهد مردگان را زنده كند آنها را طبق فرمان تكوين صدا مى زند كه زنده شويد، بلافاصله زنده مى شوند».

ديدگاه مادّیون درباره «معجزات» پيامبر اسلام(ص)

ديدگاه مادّي ها نسبت به «معجزات» پيامبر اسلام(ص) چيست و چه پاسخي به آنها داده شده است؟

بعضى از نويسندگان اسلامى که تحت تأثير منطق مادّیون قرار گرفته اند، بى ميل نيستند كه با مادّى ها در موضوع انكار معجزات هم صدا شوند و از آيات قرآن مجيد نيز شاهدى براى مقصود خود بياورند! آنها مى گويند: «هنگامى كه مشركان عرب از پيامبر اسلام(ص) تقاضاى معجزات گوناگونى كردند، آن حضرت سريعاً به عجز خود اعتراف نمود و دست ردّ به سينه آنها گذارد ...»! در پاسخ بايد گفت: اولاً: بسيارى از خواسته هاى مخالفان پيامبر(ص)، منطبق با شرائط معجزه نبوده است. ثانياً: از آيات قرآن به خوبى بر مى آيد كه مخالفان پيامبر(ص)، مردمى لجوج، معاند و بى منطق بوده اند و حتى با ديدن معجزات آشكار باز هم حاضر نبودند در برابر حقيقت تسليم شوند.

اثبات بهائیّت با قرآن!

«بهائيان» برای اثبات مذهب ساختگی خود به چه آياتی از قرآن تمسّك كرده اند و چه پاسخی به ادعايشان داده شده است؟

«بهائيان» براى اثبات مذهب خود به آيه 5 سوره «سجده» تمسّك كرده و گفته اند: در اين آيه منظور از «امر»، دين و مذهب و منظور از «تدبير»، فرستادنِ دين و و منظور از «عروج»، نسخ دين است و چون هيچ مذهبى نمى تواند بيش از هزار سال عمر كند، بايد جاى خود را به مذهب ديگر دهد.

اين استدلال اشكالات واضحى دارد: 1. «امر» به معني فرمانِ آفرينش استعمال شده نه به معنى دين و مذهب. 2. كلمه «تدبير» نيز در مورد آفرينش به كار رفته، نه نازل گردانيدن مذهب. 3. آيات قبل و بعد آيه بالا مربوط به آفرينش جهان است نه تشريع اديان. 4. كلمه «عروج» به معنى صعود كردن آمده نه نسخ اديان و... .

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی
سامانه پاسخگویی برخط(آنلاین) به سوالات شرعی و اعتقادی مقلدان حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی
تارنمای پاسخگویی به احکام شرعی و مسائل فقهی
انتشارات امام علی علیه السلام
موسسه دارالإعلام لمدرسة اهل البیت (علیهم السلام)
خبرگزاری دفتر آیت الله العظمی مکارم شیرازی

قالَ الحسينُ عليه السّلام :

مَنْ دَمِعَتْ عَيناهُ فينا قَطْرَةً بَوَّاءهُ اللّهُ عَزَّوَجَلّ الجَنَّةَ.

چشمان هر کس که در مصيبتهاى ما قطره اى اشک بريزد، خداوند او را در بهشت جاى مى دهد.

احقاق الحق ، ج 5، ص 523