امساك 3 مطلب

نگاهي به فلسفه «روزه»؟

فلسفه «روزه» چيست؟

«روزه» آثار و ابعاد گوناگونى دارد كه از همه مهمتر فلسفه تربيتى آن است. روزه، روح انسان را تلطيف، اراده او را قوى و غرائزش را تعديل مى كند، درس مساوات و برابرى در ميان افراد اجتماع مي دهد، تا افراد متمكن هم وضع محرومان اجتماع را به طور محسوس در يابند و این برای آنان تلنگری باشد تا در رفع پریشانی فقرا بکوشند. هم چنين روزه در طب امروز و طب قديم، اثر درمان بخشي براي بسیاری از بيماريها دارد؛ چراكه باعث مي شود كه مواد اضافى و جذب نشده در بدن سوزانده شود و به عبارتی بدن خانه تكانى كند.

معنای واژه «قَتْر» و رابطه آن با «بُخل»

واژه «قَتْر» در قرآن به چه معنايي آمده است و رابطه آن با «بُخل» چيست؟

كلمه «يقتروا» از ماده «قَتْر» به معنى تنگ گرفتن است و نقطه مقابل اسراف مى باشد. این واژه در قرآن به معنای انفاق به کمتر از مقدار لازم گفته می شود و در واقع واژه هاي «قتر» و «اقتار» مراحل ضعيف «بخل» هستند؛ زيرا حدّاقل چيزى انفاق مى شود، هر چند كمتر از مقدار شايسته باشد؛ در حالى كه در مراحل شديدترِ «بُخل»، هيچ گونه انفاقى در كار نيست.

دستورات اسلام براي «بيمار نشدن»

اسلام برای مبتلا نشدن به بیماری ها چه دستوراتی دارد؟

آيه «كُلُوا وَ اشرَبُوا و لَاتُسرِفُوا» با وجود سادگي يكى از مهمترين دستورات بهداشتى است؛ چراكه سرچشمه بسياري از بيماريها غذاهاي اضافي است كه در بدن انباشته مي شود و منبعی مهم براي عفونت هاست. طبق روایات، معده خانه همه بيماريها است و امساك و پرهيز، سرآمد همه داروها است. همين دستور ساده اسلام بود که طبيب مسيحي را وادار کرد که به توجه عميق دين اسلام به بهداشت و سلامت انسانها اعتراف كند.

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی
سامانه پاسخگویی برخط(آنلاین) به سوالات شرعی و اعتقادی مقلدان حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی
تارنمای پاسخگویی به احکام شرعی و مسائل فقهی
انتشارات امام علی علیه السلام
موسسه دارالإعلام لمدرسة اهل البیت (علیهم السلام)
خبرگزاری دفتر آیت الله العظمی مکارم شیرازی

قالَ الرّضا عليه السّلام :

فَعَلى مِثْلِ الْحُسَينِ فَلْيَبْکِ الْباکُونَ فَاِنَّ البُکاءَ عَلَيهِ يَحُطُّ الذُّنُوبَ الْعِظامَ.

گريه کنندگان بايد بر کسى همچون حسين عليه السّلام گريه کنند، چرا که گريستن براى او، گناهان بزرگ را فرو مى ريزد.

بحارالانوار، ج 44، ص 284