وجود عبارات «غیر عربی» در قرآن

آیا در قرآن واژه ها و عبارات «غیر عربی» به کار رفته است؟

در لغت عرب واژه هايى وجود دارد كه ريشه عربى نداشته و از لغت هاى مجاور گرفته شده، و اين يك امر طبيعى به شمار مى رود و در تمامى زبان هاى زنده و گذشته بر اثر مجاورت و رفت و آمدها، لغات نيز داد و ستد مى شدند. قرآن نيز كه يك سخن عربى كامل است، از اين جهت جدا نيست و واژه هاى غير عربى كه ريشه عربى ندارند ولى شكل عربى به خود گرفته، در آن وجود دارد. برخى واژه هاى غير عربى كه معرّب شده و در قرآن آمده عبارتند از: 1. اباريق، جمع ابريق، معرَّب: آب ريز، 2. أكواب، جمع كوب: فنجان، كوزه، 3. أرائک، جمع أريكه: تخت، و ...

معنای وجود «لغات غریبه» در قرآن

منظور از «لغات غریبه» چيست و آیا در قرآن کریم به کار رفته است؟

قرآن در بالاترين مرتبه فصاحت قرار داشته و هيچ گاه كلمات غريبه در آن به كار نرفته است؛ اما غرابت معناى ديگرى نيز دارد كه در قرآن به كار رفته است؛ غرابتِ در عرف محلّى. ممکن است قرآن الفاظ و كلماتى را مورد استعمال قرار دهد كه براى بيشتر عرف محلّى تازگى داشته، و معناى آن بر آنان چندان روشن نبوده است؛ زيرا قرآن از لغات تمامى قبايل عرب استفاده كرده، و حتى برخى كلمات را كه ريشه هاى آن از غير عرب گرفته شده را به كار برده؛ كه بعضا معانى آنها براى فرد فرد عرب روشن نبوده است.

معناي «نسخ» در لغت و اصطلاح

«نسخ» در لغت و اصطلاح به چه معناست و حقیقت آن چیست و انواع آن کدام است؟

«نسخ» در لغت به معناى فسخ و گسستن چيزى پيوند خورده به كار مى رود، و در اصطلاح یعنی حكم شرعى سابق، با تشريعى لاحق برداشته شود. لذا شرط است كه ناسخ و منسوخ، هر دو حكم شرعى باشند؛ و نيز حكم سابق به گونه اى باشد كه بر حسب ظاهر، اقتضاى تداوم داشته باشد، و تنها با تشريع، حكم لاحق برداشته شود. لذا نسخ در شريعت، نسخ ظاهرى است نه واقعى؛ زيرا نسخ حقيقى آن است كه ميان حكم سابق و حكم لاحق تنافى كلّى وجود داشته باشد و حاكى از آن باشد كه تشريع كننده تجديد نظر كرده و از حكم سابق صرف نظر كرده باشد و گرنه تخصيص يا تقييد خواهد بود.

اقسام «نسخ» در قرآن

چند صورت «نسخ» برای قرآن می توان تصور نمود و کدام یک ممکن است و کدام یک واقع شده است؟

در قرآن چهار گونه «نسخ» متصوّر است، كه عبارتند از: 1. نسخ حكم و تلاوت: آيه اى كه مشتمل بر حكمى است به طور كامل از صفحه قرآن محو شده باشد. 2. نسخ حكم و بقاى تلاوت: حكم در آيه نسخ شده باشد؛ ولى آيه همچنان در قرآن باقى است. 3. نسخ تلاوت و بقاى حكم: آيه از صفحه قرآن محو شده باشد؛ ولى حكم درون آن همچنان باقى و نافذ است. 4. نسخ مشروط: با تغيير شرايط، حكم سابق نسخ شده؛ ولى با اعاده شرايط گذشته، حكم منسوخ قابل بازگشت باشد. آنچه از اين انواع چهارگانه معقول و قابل پذيرش مى باشد، نوع دوم و چهارم است.

معنی و مفهوم «تفسیر» و «تأویل»

«تفسیر» و «تأویل» در قرآن به چه معنی است؟

«تفسير» از ريشه «فَسَرَ الأَمْرَ» به معناى أوْضحه و كشف عنه (آشكار نمودن) گرفته شده، از این رو در تعریف تفسیر گفته اند: تفسیر برگرفتنِ نقاب از چهره اَلفاظِ مشكله است. همچنین «تأويل»، از ريشه «اَوْل» گرفته شده، لذا تأويل به معنى اِرجاع دادن مى باشد، و زمانی به كار مى رود كه گفتار يا كردارى مايه شبهه، و یا موجب حيرت و سرگردانى شده باشد. لذا تأويل گر در جهت رفع شبهه اقدام نموده، ظاهر شبهه انگيزِ آن گفتار يا كردار را به جايگاه اصلى خود (وجه صحيح آن) باز مى گرداند.

تبيين «آیات متشابه» قرآن راجع به «عرش»، «کرسی» و «استواء»

«آیات متشابه» قرآن راجع به «عرش»، «کرسی» و «استواء» چگونه قابل تبیین است؟

«عرش» به معنی تخت و سریر بوده اما معمولا در معنی کنایی به کار می رود و در قرآن نیز با عبارت «استواى بر عرش» و «تدبير امر» قرین شده است، از این رو «عرش»، كنايه از تدبير می باشد. همچنین واژه «كرسى» نیز كنايه از سلطه كامل خداوند بر جهان هستى است. از سویی واژه «استواء»؛ اگر با «على» استعمال شود، به معناى استيلا و فراگيرى است همانند: «ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ». در واقع در نتيجه آياتى كه در آن ها واژه هاى عرش، كرسى و استواء به كار رفته، همان معناى كنايى متعارف آن منظور بوده و نبايد در معانى حقيقى استعمال شود.

معنای «سوره» و «آیه» و کاربرد آنها در قرآن

عبارت «سوره» و «آیه» به چه معناست و چه کاربردی در قرآن دارند؟

سوره از «سور بلد»؛ (ديوار بلند و گرداگرد شهر) گرفته شده است؛ زيرا هر سوره آياتى را در بر گرفته و به آن احاطه دارد؛ مانند حصار (سور) شهر كه خانه هايى را در بر گرفته است. برخى آن را به معناى بلنداى شرف و منزلتِ رفيع گرفته اند. همچنین آيه، به معناى علامت است؛ زيرا هر آيه از قرآن نشانه اى بر درستى سخن حقّ تعالى است يا آنكه هر آيه مشتمل بر حكمى از احكام شرع يا حكمت و پندى است كه بر آنها دلالت دارد.

اسامی سوره ها و نحوه نام گذاری آنها

سوره های قرآن کریم چگونه نام گذاری شده است؟

اسامى سوره ها مانند تعداد آيات هر سوره، «توقيفي» است، و با صلاح ديد شخص پيامبر(ص) نام گذارى شده است. بيشترِ سوره ها يك نام دارد و برخى دو يا چند نام. اين نام گذارى‌ها، طبق شيوه عرب با كوچك ترين مناسبت انجام مى گرفته است. مانند: سوره حمد با نام هاي «فاتحة الكتاب»، «امّ الكتاب» و «السّبع المثانى» نام گذاری شده است. «جلال الدين سيوطى» بيش از بيست نام براى اين سوره آورده است. از سویی نام هر يك از سوره ها براى آن سوره عَلَم شده، و اگر با يكى ديگر از اسباب منع صرف جمع شود «غير منصرف» خواهد بود.

نام های گروهی سور قرآن

برای سوره های قرآن کریم چند نام و اصطلاح گروهی وجود دارد؟

نام های گروهی سوره های قرآن عبارتند از: 1. سبع طِوال: هفت سوره طولانى بقره، آل عمران، نساء، أعراف، أنعام، مائده و دو سوره انفال و برائت كه به جاى يك سوره شمرده شده اند. 2. مئين: سوره هايى كه عدد آيات آنها از صد متجاوز است. 3. مثانى: سوره هايى كه عدد آيات آنها زير صد قرار دارد. 4. حواميم: هفت سوره اى كه با حروف «حم» شروع مى شود. 5. ممتحنات: نزديك به بيست سوره اند و عبارتند از: فتح، حشر، سجده، طلاق، ن و القلم و ... . 6. مفصّلات: از سوره الرحمان تا آخر قرآن است؛ به جز چند سوره كه از ممتحنات يا مئين شمرده شده اند.

تعداد آیات و سور قرآن

قرآن کریم چند آیه و چند سوره دارد؟

قرآن با 114 سوره از روز نخست به همين صورت فعلى، و بدون كم و زياد، نازل شده و از طريق پيامبر(ص) با نقل صحابه و تابعين به دست ما رسيده است. اين عدد متواتر است، و زياده بر آن فاقد اعتبار و كمتر از آن نیز فاقد دليل است. از سویی بر طبق روايت كوفيّين كه از مولى امام علی(ع) روايت شده‌، قرآن 6236 آيه دارد و اكنون عدد آيات قرآن در مصحف شريف همين رقم است. اين شمارش، مبتنى بر آن است كه «بسم ‌الله‌ الرحمن ‌الرحيم» در سوره حمد يك آيه محسوب شود و در ديگر سوره ها آيه مستقل به حساب نيامده باشد.

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی
سامانه پاسخگویی برخط(آنلاین) به سوالات شرعی و اعتقادی مقلدان حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی
تارنمای پاسخگویی به احکام شرعی و مسائل فقهی
انتشارات امام علی علیه السلام
موسسه دارالإعلام لمدرسة اهل البیت (علیهم السلام)
خبرگزاری دفتر آیت الله العظمی مکارم شیرازی

لِکُلّ شَيْئٍ ثَوابٌ اِلا الدَمْعَةٌ فينا.

لِکُلّ شَيْئٍ ثَوابٌ اِلا الدَمْعَةٌ فينا.

هر چيزى پاداش و مزدى دارد، مگر اشکى که براى ما ريخته شود (که چيزى با آن برابرى نمى کند و مزد بى اندازه دارد).

جامع احاديث الشيعه ، ج 12، ص 548