حُبّ ذات 9 مطلب

لزوم «بعثت» از نظر تربيت و اخلاق جامعه بشري

«بعثت» انبياء چه نقشي در تربيت و اخلاق جامعه بشري دارد؟

گرچه فلاسفه يونان قديم قائل به تأثير علم در اخلاق بوده اند؛ اما امروزه اين عقيده رد شده است؛ چراكه افراد بسياري ديده شده اند كه از روي علم و عمد كارهاي خلاف كرده و با علم به عواقب اعمال خود، مرتكب آنها شده اند. بنابراين مشكل اساسي، تعديل غرائز و بهره برداري صحيح از آنها در راه هاي مفيد و سودمند است و اين كار نيازمند مربّي كامل و مورد اطمينان و علاقه مي باشد و اين ممكن نيست مگر از ناحيه مبدأ مطمئن و او كسي جز پيامبر معصوم نيست؛ پيامبري كه از جنس بشر است.

نگاهي به سر منشأ «اخلاق»

آيا «اخلاق» ثمره و نتيجه «علم» است؟

گروهى از فلاسفه قديمِ يونان معتقد بودند كه فضيلت و حُسن اخلاق بر اثر علم به خوبى و بدى پيدا مى شود؛ اما اينان تنها نيمى از شخصيّت انسان را شناخته و تصوّر كرده اند كه شخصيّت انسان منحصراً يك شخصيّت عقلانى است و زمامِ حكومت كشورِ وجودِ ما تنها در دست عقل است؛ در حالى كه قسمت مهمى از شخصيّت انسان را همان غرايز(حُبّ ذات، ميل به كمال، استخدامِ ديگران، حسِّ انتقام، ترس، غضب و اميال و علاقه هاى گوناگون به مال، مقام، جمال و ...) تشكيل مى دهد.

نگاهي به اسباب «تکبّر»

اسباب «تکبّر» کدامند؟

«تكبّر» اسباب زيادى دارد. تكبر به اين خاطر است كه انسان در خود كمالى تصوّر مي كند و بر اثر حبّ ذات، بيش از حدّ آن را بزرگ مي نمايد و ديگران را در برابر خود كوچك مي شمارد. بعضى از بزرگان علم اخلاق مانند مرحوم فيض كاشانى در «المحجّة البيضاء» اسباب كبر را در هفت چيز خلاصه كرده‏ اند. اسباب دينى، «علم» و «عمل» است و اسباب دنيوى عبارتند از «نسب»، «زيبايى»، «قوّت»، «مال» و «فزونى ياران و ياوران».

سازگاری خلقت «انسانِ حريص» با حكمت خداوند

چگونه خلقت «انسانِ حريص» با حکمت خداوند سازگار است؟

بايد دانست كه «خلقت انسان حريص» با «حکمت خداوند» سازگار است؛ چراكه صفاتي مانند حرص مربوط به انسانهاي فاقد ايمان است؛ اما اگر طبيعت آدمى با ايمان همراه شود، كانونى از صبر و سخاوت خواهد شد، ولى هنگامى كه از ايمان جدا شود، طبيعي است كه در برابر كمترين ناملايمات بى‏ تابى مي كند.

«تعصب» و «تسلیم» در قرآن

دو صفت متقابل «تعصب» و «تسلیم» چگونه در قرآن به تصویر کشیده شده است؟

با مراجعه به تاریخ انبیای بزرگ و علل انحراف اقوام پیشین نتيجه مي گيريم که تعصب نقش اصلی را در انحراف آنها داشته است. اشارات روشن قرآن کریم به گونه ای است که نشان می دهد یک برنامه عام برای همه اقوام زشتکار پیشین بوده است. نقطه مقابل تعصّب، تسليم بودن در برابر حق است كه از فضايل مهمّ اخلاقى محسوب مى ‏شود، يعنى انسان حق را نزد هركس ببيند، در برابر آن تسليم مي شود. اين فضيلت اخلاقى سبب پيشرفت در علم و دانش و پرهيز از گمراهى‏ ها و گام نهادن در صراط مستقيم است.

راه های درمان «تعصّب»

چگونه صفت رذیله «تعصّب» را از وجود خود ريشه كن کنیم؟

راه علاج صفت رذیله «تعصّب» به چند طريق امکان پذیر است؛ در درجه اوّل توجّه به انگيزه‏ ها و ريشه‏ ها و از بين بردن آن است. همچنين بايد به آثار و پيامدهاى زيانبار آن توجّه شود كه اين خود، عامل ديگرى براى از ميان بردن اين رذيله اخلاقى است. طريق ديگر درمان، تغيير شكل و تعويض محتواى آن است به اين معنى كه انگيزه ‏ها و وابستگی ها را از بخش هاى منفى به بخش هاى مثبت و در جهت فضایل اخلاقی و افعال پسندیده هدایت کنیم.

خودخواهي و حُبّ ذات عامل ايجاد «تكبّر»

چگونه «خودخواهی و حُبّ ذات» باعث «تکبر» در انسان می شود؟

یکی از عواملی كه مى تواند منشأ «تكبر» باشد خودخواهى و حُبّ ذات است كه از حالت تعادل خارج شده باشد. حُبّ ذات في نفسه بسيار خوب است، ولى در صورتى كه تعديل شده و به خودبينى، خودپسندى، خودخواهى، خودمحورى و خودبرتربينى نرسيده باشد. درمان اين بيمارى هم تمرين كردن بر تقدم حق ديگران بر حق خود است و اين درمانى است كه تنها مي توان در نزد پزشكان حقيقى عالم به آن دست يافت.

نگاهي به «تکبر» قوم حضرت شعيب(ع)

قرآن درباره «تکبر» قوم حضرت شعيب(عليه السلام) چه فرموده است؟

خداوند در قرآن با اشاره به استکبار قوم حضرت شعیب(ع) چنین می فرماید: «زورمندان قوم شعیب(ع) در حالی که تکبر می ورزیدند گفتند: ای شعیب(ع)! سوگند یاد می کنیم که تو و کسانی را که به تو ایمان آورده اند از شهر و آبادی خود بیرون خواهیم کرد، مگر این که به آیین ما باز گردید». با دقت در آیه مذکور می فهمیم که عامل اصلی بدبختی و گمراهی قوم شعیب(ع) استکبار بود، چرا که تکبر و حب ذاتِ آنان، مانع از این شد که به دین و آیین الهی ایمان بیاورند.

بي محبتي خداوند نسبت به برخی انسان ها؟!

از ديدگاه قرآن، خداوند به چه گروه هايي از انسانها بي محبتي كرده است؟

با نگاهی به آیات قرآن به گروه های مختلفی بر می خوریم که خداوند آن ها را دوست ندارد؛ از جمله این گروه ها، می توان به ظالمان، مفسدان، تجاوزگران، اسرافکاران و ... اشاره کرد. با دقت در این گونه تعبیرات، می توان گفت: قدر مشترک میان صفات رذیله مذکور همان حب ذات و خود بزرگ بینی است که سرچشمه ظلم، فساد و فخر فروشی بر دیگران می شود و خداوند نیز به خاطر این صفت رذیله آنان را از ساحت قدسی اش طرد کرده و به آنان توجهی نمی کند.

قرآن و تفسیر نمونه
مفاتیح نوین
نهج البلاغه
پاسخگویی آنلاین به مسائل شرعی و اعتقادی
آیین رحمت، معارف اسلامی و پاسخ به شبهات اعتقادی
احکام شرعی و مسائل فقهی
کتابخانه مکارم الآثار
خبرگزاری رسمی دفتر آیت الله العظمی مکارم شیرازی
مدرس، دروس خارج فقه و اصول و اخلاق و تفسیر
تصاویر
ویدئوها و محتوای بصری
پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی مدظله العالی
انتشارات امام علی علیه السلام
زائرسرای امام باقر و امام صادق علیه السلام مشهد مقدس
کودک و نوجوان
آثارخانه فقاهت

الإمام عليٌّ(عليه السلام)

الإيثارُ أشرَفُ الکَرَمِ

ايثار، برترين بخشندگى است

ميزان الحکمه، جلد 1، ص 22