حنابله 7 مطلب

بدعت بودن عزاداری!

آیا طبق معیارهای دینی، عزاداری بدعت محسوب می شود؟!

بدعت اضافه کردن چیزی در دین یا کاستن از آن است. اما آیا موضوعی مثل عزاداری به عنوان امری فطری و منطبق بر روحیه بشری که دارای شواهد قرآنی(همچون سوگواری یعقوب در جدایی از یوسف) و روایی فراوانی است و نمونه های بی شماری - حتی به نقل از بسیاری از منابع اهل سنت - در سیره پیامبر اکرم(ص)، اهل بیت(ع)، همسران پیامبر، خلفای راشدین، صحابه، تابعین و علما و فقهای ادوار مختلف فریقین دارد، می تواند امری خارج از دین باشد؟!
آیا می توان انکار کرد که رسول خدا(ص) خود هنگام شهادت عموی شان حمزه گریستند و دیگران را نیز به این کار ترغیب کردند؟ آیا می توان این واقعه تاریخی را رد کرد که خلیفه اول و مردم مکه و مدینه هنگام رحلت پیامبر به سوگواری و عزاداری پرداختند؟ بی گمان چنین نیست. احتمالا از همین روست که حتی در میان فقهای اهل سنت نیز هیچ کس فتوا به تحریم اصل گریه کردن در رثای مرگ عزیزان و اطرافیان نداده اند و همه آنها تحت شرایطی آن را مجاز شمرده اند و فقط مالکیه و حنفیه، بر اين باورند كه گریه با صدا و شیون با صوت، اشکال دارد.

دلیل اشاعره بر قدیم دانستن «قرآن»

نظر اشاعره درباره «كلام الله» چيست و چرا قرآن را حادث نمی دانند؟

اشاعره «كلام الله» را از جنس مفاهيم گرفته و آن را «قديم» می دانند، لذا هر كس آن را حادث بداند كافر می نامند و دليلشان اين است كه قرآن يكى از صفات خدا را تكلّم دانسته و به آن «كلام الله» گفته است. از سویی خدا وجودى است ازلى، پس صفاتش نيز ازلى است و نتيجه گرفته اند كه تكلمِ خدا ازلى است. آنها به خاطر ضعف معلوماتشان ميان صفات ذات و صفات فعل فرق نگذاشته اند. آنچه ازلى است صفات ذات است و صفات فعلی كه عقل ما آن را از خدا انتزاع می كند امورى حادثند و جزو انتزاعات عقلى هستند و قائم به ذات خدا نيستند.

وهابیون و اطلاق عنوان «سلفى» برخود

هدف وهابیون از اطلاق عنوان سلفیه بر خود چه بود؟

وهابیون مى گویند: بهترین عصر، عصر سلف صالح است؛ چون آنها سنّت پیامبر(ص) و قرآن کریم را بهتر درک مى کردند؛ بنابراین خود را سلفیّه می نامند. ولی در حقیقت آنها پیرو سلف صالح و سنت پیامبر(ص) نیستند بلکه قصدشان از سلف صالح همان کسانى است که حدیث در تجسیم و تشبیه خداى متعال نقل کردند؛ از قبیل ابن تیمیه و ابن قیّم جوزیّه.

ورود اسرائیلیات بجاى احادیث در زمان عمربن خطاب

منع کتاب و تدوین حدیث توسط عمربن خطاب چه آثارى در پى داشت؟

عمر از طرفی از نشر حدیث و تدوین و کتابت آن جلوگیرى کرد و از طرفى دیگر به گروهى از احبار و رهبان ها از قبیل کعب الأحبار و وهب بن منبه که در ظاهر اسلام آورده بودند اجازه داد که براى مردم سخن بگویند. در نتیجه جامعه اسلامى با حجم زیادى از اسرائیلیات در حدیث مواجه شد.

برخورد سلفیون با مذاهب دیگر

سلفیّون با مذاهب دیگر چه برخوردى داشتند؟

سلفیّه براى اثبات اعتقادات خود به جاى بکارگیرى عقل و منطق، به نفى و انکار و جنگ با اعتقادات دیگر مذاهب بر مى خیزند و در این راه از عوام مردم و دنیاپرستان نیز استفاده مى کردند، کسانى که جهل و امّى گرى بر آنان سایه افکنده بود.

متشابه القرآن و مختلفه

معرفی کتاب «متشابه القرآن و مختلفه»

این کتاب که یکی از منابع کم نظیر و بسیار مهم در زمینه تفسیرآیات متشابه قرآن به شمار می رود توسط رشیدالدین ابوجعفر محمد بن علی بن شهر آشوب مازندرانی معروف به ابن شهر آشوب (م 588 ق) تالیف شده است. ابن شهر آشوب که یکی از دانشمندان بزرگ شیعه و جامع علوم و فنون بود و مورد اعتماد شیعه و سنی می باشد، این کتاب را بنا به در خواست عده‌ای از فضلای زمان خود برای روشن ساختن معنای آیات متشابه قرآن و زدودن اختلافات موجود در زمینه این آیات نوشته است.

دیدگاه متکلمان اسلامی در مورد رؤیت خدا

دیدگاه متکلمان در مورد رؤیت خداوند چیست؟

متکلمان معتزله و شیعه امامیه معتقدند: خداوند متعال در دنیا و آخرت به دیده سر ادراک نمى شود، ولى با قلب و دل و به چشم یقین رؤیت مى شود. این عالى ترین مراتب ایمان است که از آن به «عین الیقین» و شهود قلبى تعبیر مى شود. ولی وهابیان و حنبلیان به طور عموم، و تابعین مذهب اشعرى از حنفیه و مالکیّه و شافعیّه معتقدند که خداوند متعال در دنیا یا در آخرت دیده مى شود.

قرآن و تفسیر نمونه
مفاتیح نوین
نهج البلاغه
پاسخگویی آنلاین به مسائل شرعی و اعتقادی
آیین رحمت، معارف اسلامی و پاسخ به شبهات اعتقادی
احکام شرعی و مسائل فقهی
کتابخانه مکارم الآثار
خبرگزاری رسمی دفتر آیت الله العظمی مکارم شیرازی
مدرس، دروس خارج فقه و اصول و اخلاق و تفسیر
تصاویر
ویدئوها و محتوای بصری
پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی مدظله العالی
انتشارات امام علی علیه السلام
زائرسرای امام باقر و امام صادق علیه السلام مشهد مقدس
کودک و نوجوان
آثارخانه فقاهت

الإمامُ عليٌّ(عليه السلام)

قولا بالحَقِّ، و اعْمَلا للأجْرِ

حق بگوييد و براى پاداش (آخرت) کار کنيد

ميزان الحکمه، جلد 1، ص 30