درجات 7 مطلب

آفرینش برای دوزخ!

با توجه به اینکه بسیاری از انسانها به کمال مطلوب نمی رسند و طبق آیه 179 سوره اعراف عاقبت آنها دوزخ است، آیا چنین آفرینشی با حکمت و عدل الهی سازگار است؟!

اولا: با توجّه دقیق به آیه 179 اعراف درمی یابم که هدف اصلی و اوّلیّه آفریننده انسان، جهنّم بردن او نیست، بلکه اقتضای خصوصیات، سبک زندگی، اختیار و عمل بعضی از انسانها جهنّمی شدن آنهاست. وضع انسانهایی که در این آیه آمده (انسانهایی که فکر نمی کنند و گوش و چشم خود را بسته اند و در نتیجه هیچ بهره ای از هدایت نمی گیرند)، به چوب های بی ارزشی می ماند که جز سوزانده شدن هیچ سرنوشت دیگری ندارند. سوزانده شدن چوبهای بی خاصیّت تابع خصوصیّات آنهاست نه اراده اوّلیّه صاحب چوبها. در لغت نیز معنای اصلي «ذَرَأْ» بسط و منتشر كردن چيزی پس از آفرينش آن است؛ يعنی اين مرحله در جايگاهی بعد از مرتبه آفرينش قرار دارد.

ثانیا: اینکه طبق آیات قرآن و واقعیت موجود در انسانها، تنها عده کمی به مراتب بالای کمال می رسند به این معنی نیست که دیگران به هیچ مرتبه ای از کمال نرسیده اند و نیز اینطور نیست که اکثر انسان ها جهنّمی شوند؛ بلکه فقط آنها که با علم به بطلان یک عقیده از آن پیروی کنند چنین سرنوشتی خواهند داشت. خیلی از انسان ها بخاطر محیطی که در آن زندگی می کنند و تحت تاثیر تبلیغات سوء قرار می گیرند، مستضعف فکری به شمار می روند و جهل و نادانی آنها ناشی از عناد و دشمنی با حقّ نیست؛ و در نهایت اهل نجات خواهند بود.

ثالثا: منحصر شدن آفرینش خداوند به انسان های بهشتی به معنای پدید آمدن جبر است؛ زیرا ما از یک سو، اختیار انسان را به معنای امکان انتخاب بین اعمال شر یا خیر تعریف می کنیم، و از سوی دیگر باید انسان هایی را تصور کنیم که جز خوبی چیزی را انتخاب نکنند و الا محکوم به عدم می باشند. بدیهی است که در چنین وضعیتی، اختیار معنا نخواهد داشت و همگی آن ها مجبور به بهشت رفتن خواهند بود.

نقش «صبر» در بهشتي شدن انسان

«صبر» چه نقشی در بهشتی شدن انسان هاي مؤمن دارد؟

قرآن درباره نقش «صبر» در بهشتي شدن مؤمنان مي فرمايد: «[فرشتگان هنگامى كه براى ديدار بهشتيان از هر درى وارد مى گردند، به آنها مى گويند:] سلام بر شما! به خاطر صبر و استقامتتان، چه پايان خوبى در اين سرا نصيبتان شد». دقت در این آیه ما را متوجه این حقیقت می کند صبر و استقامت، نقش مهمى در سعادت انسان و بهشتى شدن او دارد؛ زيرا بدون صبر نه پرهيز از گناه ممكن است و نه انجام اطاعت و عبادت و نه جهاد با نفس و یا حتی جهاد با دشمن. به همين دليل فرشتگان در نخستين تبريك به بهشتيان به مسئله صبر تكيه مى كنند.

دلایل لزوم بعثت، از دیدگاه اسماعیلیه

دلایل لزوم بعثت در نزد اسماعیلیان کدامند؟

مهمترین دلیل اسماعیلیه براى لزوم بعثت این است که هدف از آفرینش انسان رسیدن او به کمال و درجات والاى انسانى است و انسان با تکیه بر عقل نمى تواند به سعادت واقعى برسد. بنابراین لازم است خداوند واسطه هایى بفرستد تا راه و رسم و طریق تکامل را به انسانها بیاموزند.

اهمیت اخلاص در روایات

در روایات چه اهمیتی به مقوله «اخلاص» شده است؟

در روایات اسلامی از اخلاص به عنوان سرّ الهى، با ارزشترين مقامى كه انسان به آن مى رسد، برترين مقام ايمان، مایه رقابت عاقلان و انديشمندان با يكديگر، باعث تفاوت مقامات مؤمنان، آخرين مرحله يقين، سبب نجات انسان و عبادت مقرّبان درگاه خدا یاد شده است.

تناسب درجات قرب و نزديكي به خداوند با درجات معرفت

درجات قرب و نزديكي به خداوند متناسب با چه ويژگي در انسان است؟

درجات قرب به خدا متناسب با درجات معرفت است، از این رو خداوند می فرماید: «خداوند كسانى را كه از ميان شما ايمان آورده اند و آنها كه از علم بهره دارند، به درجات عظيمى بالا مى برد». هم چنین قرآن می فرماید: «يا كسانى كه مى دانند با كسانى كه نمى دانند يكسانند؟». از سویی امام علی(ع) می فرماید: «پاداش هر کس به اندازه عقلش است». از این رو هر چه تعقل انسان عالمانه تر و آگاهانه تر باشد، ثواب عملش بيشتر است.

درجات و مراتب ورع و پارسايي

ورع و پارسايي چه درجاتی دارد؟

ورع و پارسايي درجاتي دارد؛ اولين درجه آن كه از همه نازلتر است ورعِ اهل توبه است كه انسان از معصيت مي‏ پرهيزد و توبه مي كند. از اين بالاتر، ورع اهل صلاح است كه از مشتبهات نيز مي ‏پرهيزد. از اين بالاتر ورع اهل تقوا است كه نه تنها از محرّمات و مشتبهات پرهيز دارند؛ بلكه حتي از حلالهايي كه انسان را به سوي مشتبه مي‏ كشاند، نيز مي ‏پرهيزند. از اين بالاتر ورع صدّيقين است كه از هر چه غير خداست وارسته ‏اند و از هر چه غير حق است پرهيز مي كنند. آری اگر قلب جز محبت خدا چيز ديگر نپذيرفت قلب صديقين است.

معنای «رفیع الدرجات» بودن خداوند

منظور از اینکه خداوند «رفیع الدرجات» است، چیست؟

در آیه «یرفع الله... درجات»، اگر رفیع به معنای بالابرنده باشد، یعنی خداوند درجات بندگان صالح را بالا می برد. و اگر رفیع به معنای مرتفع باشد در این صورت اشاره به اوصاف بلند و عالی خدا مثل علم و قدرت و... دارد. با توجه به اینکه رفیع به هر دو معنی آمده و استعمال لفظ در بیش از یک معنی جایز است جمع میان هر دو تفسیر بی مانع است.

قرآن و تفسیر نمونه
مفاتیح نوین
نهج البلاغه
پاسخگویی آنلاین به مسائل شرعی و اعتقادی
آیین رحمت، معارف اسلامی و پاسخ به شبهات اعتقادی
احکام شرعی و مسائل فقهی
کتابخانه مکارم الآثار
خبرگزاری رسمی دفتر آیت الله العظمی مکارم شیرازی
مدرس، دروس خارج فقه و اصول و اخلاق و تفسیر
تصاویر
ویدئوها و محتوای بصری
پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی مدظله العالی
انتشارات امام علی علیه السلام
زائرسرای امام باقر و امام صادق علیه السلام مشهد مقدس
کودک و نوجوان
آثارخانه فقاهت

الإمام عليٌّ(عليه السلام)

الإيثارُ زِينةُ الزُّهْدِ

ايثار، زيور پارسايى است

ميزان الحکمه، جلد 1، ص 22