مومن 41 مطلب

وضعیّت حیات برزخی انسانها از نگاه منابع دینی اسلام؟

با توجه به اینکه از برخی آیات و روایات استفاده می شود، اموات در عالم بزرخ، در حالتی شبیه به خواب هستند و هیچ اطلاعی از اتفاقات برزخ و همچنین اطلاعی از عالم دنیا و احوالات اقوام و نزدیکان خود پیدا نمی کنند، چرا در برخی دیگر از آیات و روایات به زندگی و حیات اموات اشاره شده است؛ به شکلی که حالت خواب آنها، نقض می شود؟!

برخی از آیات و احادیث نشان از حیات و هوشیاری ارواح مؤمنان و کافران محض دارند ولی روایات دیگری مربوط به سؤال قبر وجود دارد که مردگانی که خارج از دایره «ایمان محض» یا «کفر محض» هستند، تا روز قیامت در حالتی شبیه به «خواب» روزگار می گذرانند؛ از اخبار متعددى كه در زمينه سؤال قبر وارد شده استفاده مى شود كه در قبر از دو گروه سؤال مى شود. گروهى كه ايمانى خالص دارند و گروهى كه صاحب كفر خالصند اما افراد مستضعفى كه در ميان اين دو قرار گرفته اند، حداقل در این مرحله مورد سؤال قرار نمی گیرند.
امّا مقصود از افراد «مستضعف» افرادی هستند که در مرز بین کفر و ایمان هستند. افرادی که در اثر دور ماندن از فضای ایمان و اسلام یا مرز اصلی برای تشخیص مذهب حق، شناخت لازم جهت هدایت شدن را کسب نکرده و به همان عقیده گذشته خود باقی مانده اند. این افراد گر چه مؤمن به دین اسلام یا مذهب راستین نبوده اند اما به جهت عدم اتمام حجت بر آن ها تا زمان تمام شدن حجت خداوند بر آن ها مورد مؤاخذه قرار نمی گیرند و سؤال قبر ندارند.
منظور از «مؤمن خالص» در روایات سؤال قبر، کسی است که به دین اسلام ایمان داشته و اگر چه در «عمل» مؤمنی متوسط الحال بوده ولی اصل ایمان او خالص و پذیرفته شده می باشد و بنابراین مشمول کسانی که «در قبر کسی متعرض سؤال از آنها نمی شود» نمی گردند.
حتی درباره افراد مستضعف هم می گوییم که به هیچ وجه مفهوم احادیث سؤال قبر این نیست که آنها برزخ ندارند بلکه فقط موضوع «سؤال قبر» از آنها منتفی شده است و شاید به روز قیامت موکول شده باشد. اتفاقا از روایات فشار قبر استفاده مى شود که رنج در قبر عمومیت دارد و همه به آن گرفتار مى شوند. رنج وقتی معنی پیدا می کند که ما شعور را برای مرده پذیرفته باسیم.

ادعای عدالت همه «صحابه»!!!

آیا این ادعا که همه صحابه پیامبر(ص) عادل بوده اند، قابل قبول است؟!

گرچه در ميان صحابه افراد صادق و با تقوا فراوان بودند، ولى افراد منافق يا ناصالح نیز وجود داشتند كه پيامبر اسلام(ص) از آنها بيزارى مى جست و قرآن نیز بارها آنان را نكوهش كرده و حتى گاهى عدّه اى را لعن کرده است. بنابراین آنها در چند گروه جای می گیرند: 1. صالحان 2. مؤمنان خطاكار 3. افراد آلوده و گنهكار 4. منافقان تبهكار. بنابراین، داستان عدالت همه صحابه، افسانه اى بيش نيست كه جمعى از هواخواهان خلفاى نخستين براى قطع زبان اعتراض بر اعمال آنها، اين نغمه را سر دادند.

امام علی(ع) و بیان اوصاف یاران خویش

امام علی(علیه السلام) با چه بیانی از یاران مومن و شجاع خود یاد می کند؟

امام علی(ع) برای تحریک نیروهای خود برای جهاد، یادی از دوستان شجاع خود کرده، می فرماید: «كجايند آنان كه اسلام را با جان و دل پذيرفته و هنگام جهاد عاشقانه حركت كرده، و سرانجام بعضى شهيد و بعضى رهايى يافتند». در واقع امام(ع) ايمان و درک آنان را انگيزه اصلى حركت شان بسوى جهاد دانسته و در بیان زهد آنان مى فرمايد: «چشمان آنها بر اثر گريه از خوف خدا ناراحت، و به خاطر روزه و شب زنده دارى رنگ چهره هایشان پريده بود». سپس مى فرمايد: «برادران من، آنها بودند كه رفتند پس سزاوار است كه تشنه ديدار آنها باشم».

ويژگي‌هاي «مؤمن» از منظر امام صادق(ع)

از منظر امام صادق(ع)، انسان «مؤمن» چه ويژگی هايی دارد؟

امام صادق(ع)، پنج صفت براى مؤمن بيان مى‌كند: پاكيزگى در كسب و كار، خوش خُلقى، پاكى درون، انفاق در راه خدا و كم حرفى از ويژگي‌هاي يك مؤمن است.

جایگاه «دنیا» در نگاه معصومین(ع)

«دنیا» در نگاه معصومین(ع) از چه جایگاهی برخوردار است؟

دنیا از منظر اهل بیت(ع) به خودی خود ارزش ندارد بلکه تنها وسیله ای برای رسیدن به سعادت اخروی است. از این رو پیامبر(ص) می فرماید: «دنیا و آنچه در آن است نفرین شده است، مگر آنچه برای خدا به کار گرفته شود». همچنین امام علی(ع) می فرماید: «دنیا مرکب مؤمن است که بدان به سوی پروردگارش کوچ می کند». از سویی امام صادق(ع) می فرماید: «دنیا را به عنوان پلی بر رودخانه ای قرار بده که از آن عبور می کنی و هرگز به آن باز نمی گردی». بر این اساس عمارت دنیا و توسعه در معیشت جامعه، باید در مسیر سعادت آخروی قرار گیرد.

معنای صفت «مؤمن»

چرا به خداوند «مؤمن» می گويند؟

واژه «مُؤْمِن» از ماده «امن» گرفته شده و دو معنی نزديك به هم دارد: امانت در مقابل خيانت و ديگرى تصديق نمودن. استفاده اين واژه درباره خدا به اين معنی است كه دوستانش را امنيت مى بخشد و به آنها ايمان مي دهد. بعضى نيز گفته اند: او اول كسى است كه به ذات پاكش ايمان دارد و آن را تصديق مى كند. به نظر «فخر رازى» مؤمن بودن خدا این است که پيامبران را با اعطاء معجزه تصديق كند. خدا مؤمن است به خاطر امنيت بخشيدن و ايجاد روح ايمان براى بندگان و تاييد پيامبرانش و تحقق وعده هايى كه به بندگانش داده است.

دستور روايات اسلامي درباره پاك سخن گفتن و دوري از سخنان ناروا

روايات اسلامي درباره پاك سخن گفتن و دوري از سخنان ناروا چه فرموده اند؟

در روایات اسلامی تأکیدات فراوانی درباره نیکو سخن گفتن آمده است که به برخی از آنها اشاره می شود: 1- سخن خوب جزء بهترین اعمال است. 2- از نشانه های فرد صالح است. 3- خوب سخن گفتن از اخلاق پیامبران(ع) است. 4- سخن می تواند از تیر و شمشیر برنده تر باشد چه در تاثیر مثبت و چه منفی. 5- زیبایی مرد در کلام و سخنش است. 6- نیکو سخن گفتن از صفات اهل بیت(ع) و دوستان آنها است.

نقش «زبان» در سعادت يا شقاوت انسان

«زبان» چه نقشی در سعادت یا شقاوت انسان دارد؟

قرآن «زبان و بیان» را از نعمت های بزرگ الهی می داند که فوائد زیادی دارد و در كنار بركات زياد آن، آفات زيادى هم نهفته است. آری انسان باید مواظب زبان این نعمت و گوهر گران بهایش باشد؛ زیرا که طبق بیان روایات زبان کلید هر خیر و شری می باشد و مومن بر دهان خود مانند صندوق طلا مهر می نهد تا باعث گناه و از بین رفتن مال و خون و آبروي مردم نشود.

تناقض آيات و روايات درباره «غمگين» يا «شاد» بودن مومن!!

راه جمعِ تناقض و تضادّ بین آیات قرآن و روایات در رابطه با «غمگین» یا «شاد» بودن مومن، چیست؟

در قرآن آمده كه اولياي الهي غم و غصه اي ندارند اما روايات گوياى وجود حزن و اندوهى در نهاد آنها است کما اینکه امام صادق(ع) فرموده اند: «حُزن و اندوه علامت اهل معرفت است». راه جمع قرآن و روايات اين است كه سرچشمه غم مختلف است، بعضی غمها به دل عارف عارض نمى شود، و بعضی دیگر هرگز از عارف جدا نمى شود. غم عارفان و پرهيزكاران به خاطر مقصر دانستن خود در پيشگاه الهى و گمراهى مردم و ناراحتى ها و شدائد جامعه است.

جریمه آزار زبانی مومن

آزردن دیگران بواسطه زبان چه جرمی دارد؟

در زمان حكومت على(ع)، شخصی به آن حضرت شكايت كرد كه فلان كس، سخن زشتى به من گفته است. حضرت فرمود: آن سخن چه بوده است؟ شاكى گفت: او گفته بر اثر خواب ديدن مادرم محتلم شده است! حضرت فرمود: حكم شرعى او اين است كه بر سايه اش تازيانه بزنيم؛ زيرا خواب همانند سايه است! [بنابراين، از جهت خوابى كه ديده مجازاتى ندارد] ولى ما او را سخت مجازات مى كنيم، تا بار ديگر [با زبان] باعث رنجش مسلمانى نگردد؛ سپس تازيانه سختى بر او نواخت.

الإمامُ علىٌّ(عليه السلام)

إنّ لکلٍّ أجلا لا يَعْدُوهُ

براى هر چيز مدّتى است که از آن تجاوز نمى کند

ميزان الحکمه، جلد 1، ص 46