شباهت کار شیعیان به کار امت نوح، در شرک و بت پرستی!

آیا کار شیعیان در زیارت قبور و طلب شفاعت، همانند کار امت نوح نیست که مجسمه سه تن از مومنان را ساختند و آنان را شفیع قرار دادند؟!

قرائن قرآنی نشانگر تفاوت ماهوی گرامی داشت بت ها نزد قوم نوح با آموزه های اصیلی هم چون توسل و زیارت قبور نزد شیعیان است. بت پرستان قوم نوح حقیقتا بت ها را می پرستیدند و آنها را «الهه» و خدای خود مى دانستند. این مسأله از تعبیر «آلهه» در آیه 23 سوره نوح کاملا مشخص است. در واقع اشتباه مهمّی که وهابیون و دیگر مخالفان زیارت قبور مرتکب می شوند این است که شفاعت طلبيدن از اوليا و توسل به آنها را که درخواستی مبتنی بر توحید و از درگاه پروردگار است، با شفاعت طلبيدن مستقیم از بت ها و خواستن حاجات از آن موجودات بى جان و بى عقل و شعور مقايسه مى كنند. هيچ کدام از زیارت کنندگان مراقد پيامبر(ص) و امامان معصوم(ع) را پرستش نمى كنند.

این مسأله در میان شیعیان و دیگر مسلمانان معتقد به آموزه توسل بدیهی است که وجود مقدس شخص یا مرقد او، به هیچ وجه مورد پرستش قرار نمی گیرد و تأثیر مستقیم و اصلی در برآورده شدن حاجات، همواره از آن خداوند دانسته می شود. زیرا عبادت، خضوع در مقابل دیگرى به عنوان آن است که او خدا یا پروردگار است یا کارهاى خدا به او سپرده شده است. این در حالی است که در توسل به پیامبران و صالحان و شهدا هیچ یک از این قیدها وجود ندارد، بلکه تنها از این جهت به آنان توسل مى شود که بندگان مورد احترام خدایند و دعاى آنان نزد خداوند سبحان مستجاب است. ائمه اهل بیت و معصومین(ع) و دیگر اولیاء الله نزد شیعیان همان بندگان صالح و مورد احترام خداوند هستند و ساختن مراقد برای آنها و تبرک جستن به آثارشان به هیچ وجه شائبه «الوهیت» این ذوات مقدس را حتی در اذهان عادی ترین شیعیان پدید نیاورده است.

معنای «سوره» و «آیه» و کاربرد آنها در قرآن

عبارت «سوره» و «آیه» به چه معناست و چه کاربردی در قرآن دارند؟

سوره از «سور بلد»؛ (ديوار بلند و گرداگرد شهر) گرفته شده است؛ زيرا هر سوره آياتى را در بر گرفته و به آن احاطه دارد؛ مانند حصار (سور) شهر كه خانه هايى را در بر گرفته است. برخى آن را به معناى بلنداى شرف و منزلتِ رفيع گرفته اند. همچنین آيه، به معناى علامت است؛ زيرا هر آيه از قرآن نشانه اى بر درستى سخن حقّ تعالى است يا آنكه هر آيه مشتمل بر حكمى از احكام شرع يا حكمت و پندى است كه بر آنها دلالت دارد.

امکان شناخت امام زمان(عج) در «غیبت»

با وجود «غیبت» امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) چگونه می توان امام زمان خودمان را بشناسیم؟

مقصود از شناخت حضرت مهدي(عج)، شناخت جسم و شكل او نيست؛ بلكه مقصود، معرفت به مقام و منزلت و جايگاهى است كه ايشان در اين عالم دارند. ايشان، حافظ كلى شريعت و واسطه فيض تكوينى و تشريعى الهى است و به اذن و اراده خداوند در کسانی که قابلیت دارند تصرف كرده، آنها را به حق و حقيقت رهنمون مى سازد و اين معرفت نسبت به امام زمان(عج)، بدون ديدن شكل و شمايل ايشان نيز قابل تحصيل است.

اهمیت اکتفا به قدر و منزلت خود

امام علي(علیه السلام) درباره اکتفا كردن انسان به قدر و منزلت خود، چه فرموده است؟

امام علي(ع) درباره اکتفا كردن انسان به قدر و منزلت خویش می فرماید: «كسی كه به ارزش و قدر خود اكتفا كند موقعيتش پايدارتر خواهد بود». تجربه نشان داده كسانى كه پا را از گليم خويش فراتر مى نهند مردم را بر ضد خود مى شورانند. دليل آن روشن است؛ زيرا مردم اين گونه اشخاص را افرادى متقلّب و دروغگو و خائن مى شناسند؛ ولى افراد راستگو را انسان هاى باارزشى مى دانند و هميشه حقشان را ارج مى نهند.

احتجاج های امام علی(ع) بر خلافت بلافصل خود بعد از رسول خدا(ص)؟

آیا امیرالمؤمنین(ع) بر خلافت بلافصل خود بعد از رسول خدا(ص) احتجاج کرده است؟

حضرت علی(ع) در موارد متعددی راجع به موضوع امامت شان صراحتا بیاناتی را فرموده اند. بخشی از صریح ترین این بیانات، احتجاجات آن حضرت به آیه 55 سوره مائده است. ایشان بارها با استدلال به این آیه از شایستگی خود در امامت معنوی و زعامت سیاسی جامعه سخن گفتند؛ مواردی مانند: در گفت وگویی با خلیفه اول، در شورای شش نفره بعد از مرگ خلیفه دوم و در مجلسی که در زمان خلیفه سوم با حضور چهره های شاخص منعقد شده بود، که حتی در مورد اخیر صراحتا به واقعه غدیر نیز اشاره کرده اند.

از آن گذشته ایشان در یکی از مهم ترین خطبه های خود که به خطبه «شقشقیه» نیز شناخته می شود صریحا حقانیت خود در خلافت و غصب این حق توسط دیگران صحبت می کنند و می فرمایند که فلان شخص جامۀ خلافت را بر تن کرد در حالى که مى دانست جایگاه من در حکومت اسلامى چون محور سنگ هاى آسیاب است او مى دانست که سیل علوم از دامن کوهسار من جارى است و مرغان دور پرواز اندیشه ها به بلنداى ارزش من نتوانند پرواز کرد.

نبوت، مقامی اکتسابی یا انتصابی؟

آيا مقام نبوت و امامت اکتسابی است؟ اگر چنین است، پس چگونه حضرت عيسی(ع) در بدو تولد به مقام نبوت مفتخر گردید؟ یا برخی از ائمه(ع) در سنّ کودکی به مقام امامت رسیده اند؟

اولا: خداوند با علم ازلى و مطلق خود مى دانست كه عده خاصى از بندگانش با اختيار خود بيش از ديگران و در بالاترين حد ممكن، از استعداد خود بهره بردارى مى كنند و مسير تكامل را مى پيمايند. علم خداوند به اين شايستگى و جایگاهی كه اين افراد با سير اختيارى خويش بدان مى رسيدند سبب شد كه خداوند از ميان افراد بشر آنان را برگزيند. به عبارت ديگر اعطاى این موهبت ويژه معلول شايستگى هاى آنان است. به هر حال در وجود اين بزرگان لياقت ها و استعدادهایى بوده ولى شكوفا ساختن آنها هرگز جنبه اجبارى نداشته بلكه با اختيار و اراده خودشان اين راه را پيموده اند.
ثانیا: درست است كه دوران شكوفایى عقل انسان معمولا حد و مرز خاصى دارد ولى مى دانيم هميشه در انسان ها افراد استثنایى وجود داشته اند. بنابراین چه مانعى دارد كه خداوند اين دوران را براى بعضى از بندگانش به خاطر مصالحى فشرده تر كند و در سال هاى كمترى خلاصه نمايد همان گونه كه براى سخن گفتن معمولا گذشتن يكى دو سال از تولد لازم است در حالى كه مى دانيم حضرت مسيح(ع) در همان روزهاى نخستين زبان به سخن گشود آن هم سخنى بسيار پرمحتوا كه طبق روال عادى در شأن انسان هاى بزرگسال بود.

قرار دادن مرده به جای خدا در توسل!

مگر خدا از مردگان شنواتر، نزدیکتر و مهربانتر نیست که شیعیان به مرده ها توسل می کنند؟!

 اولا: در توسّل، مخاطب خداست و چیزی جای او را نمی گیرد. ثانیا: توسّل طبق آیه «وابتغوا إليه الوسيلة»، دستوری قرآنی است و با توجه به عمومیّت كلمه «الوسيله»، «منزلت و دعای» پيامبران و اولياء الهى نیز از مصادیق وسیله هستند. ثالتا: مسلمانان به «منزلت و دعای» مردگان توسل می جویند - نه جسم آنها - و اين منزلت همواره براى آنها ثابت است. رابعا: از سیره پیامبر(ص) و مسلمین چنین به دست می آید که توسل به مقام و منزلت انبیاء و اولیاء الهی بعد از مماتشان، در میان آنها مرسوم بوده است.

امامت صغری دلیلی بر امامت کبری!

علی(ع) در زمان بیماری پیامبر(ص) حتّی در یک نماز امام جماعت مردم نبود؛ حال چرا باید بعد از ایشان خلیفه پیامبر و امام مردم باشد؟! مگر امامت صغری دلیل بر امامت کبری نیست؟!

اولا: طبق اسناد تاریخی حضرت علی(ع) از سوی پیامبر(ص) به اموری حیاتی تر از امامت جماعت مامور شده است که یکی از نمونه های آن سپردن امور شهر مدینه به ایشان در جنگ تبوک است. ثانیا: شیعه و سنی با اختلافاتی که بر سر موضوع «امامت» دارند، در این هم نظرند که صرف ماموریت یافتن شخصی از سوی پیامبر(ص) در مسأله ای خاص، موجب صلاحیت یافتن او برای جانشینی پیامبر نمی شود؛ زیرا در طول تاریخ اشخاص فراوانی بوده اند که نیابت یا امامت جماعتی را از پیامبر(ص) گرفته اند، حال آنکه شایستگی خلافت ایشان را نداشتند.

مقام و منزلت مؤمن از منظر پيامبر اكرم(ص)

پيامبر اكرم(صلى الله عليه و آله و سلم) مؤمن را داراي چه مقام و منزلتي مي‌دانند؟

پيامبر(ص) درباره مقام و منزلت مؤمن فرمودند: «كسى كه انسان با ايمانى را غمگين كند و بخواهد در مقام عذرخواهى تمام دنيا را به او بدهد، كفّاره گناه او نخواهد شد». اسلام بيشترين مقام را براى انسان قائل شده و انسان را بهترين مخلوقات و مسجود ملائكه دانسته و عالم هستي را در تسخير او قرار داده؛ اما مكاتب مادّى از نظر فلسفه خلقت، انسان را تكامل يافته ميمون مى‌دانند و در عمل، آزار انسانها در غرب اهميّتى ندارد و همه به دنبال حفظ منافع خود هستند.

منظور از «وسیله» در توسل و آیه «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ»؟

منظور از «وسیله» در آیه «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ» چیست؟ آیا مقام و منزلت انسانهای دیگر نیز می تواند وسیله قرب به پروردگار باشد؟

وسيله در لغت به معناى مطلق چيزى است كه انسان را به ديگرى نزدیک كند؛ بنابراين وسيله در این آيه معنى بسيار وسيعى دارد و هر كار و هر چيزى را كه باعث نزديك شدن به پروردگار مى‏ شود، شامل مى گردد. بسیاری از مفسران اهل سنت نیز یکی از اقسام وسیله را توسل به پیامبر(ص) و درخواست دعا و شفاعت او می دانند. سایر آیات قرآن نیز توسّل به اولیای الهی جایز می دانند. وقتی به سیره مسلمین نیز رجوع می کنیم می بینیم همین معنی را از آیه برداشت کرده اند و عملا به «اولیاء الهی» متوسل می شدند.

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی
سامانه پاسخگویی برخط(آنلاین) به سوالات شرعی و اعتقادی مقلدان حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی
تارنمای پاسخگویی به احکام شرعی و مسائل فقهی
انتشارات امام علی علیه السلام
موسسه دارالإعلام لمدرسة اهل البیت (علیهم السلام)
خبرگزاری دفتر آیت الله العظمی مکارم شیرازی

قال الرّضا عليه السّلام :

انَ اَبى اِذا دَخَلَ شَهْرُ الْمُحَرَّمِ لا يُرى ضاحِکاً وَ کانَتِ الْکِاَّبَةُ تَغْلِبُ عَلَيْهِ حَتّى يَمْضِىَ مِنْهُ عَشْرَةُ اَيّامٍ، فَاِذا کانَ الْيَوْمُ العْاشِرُ کانَ ذلِکَ الْيَوْمُ يَوْمَ مُصيبَتِهِ وَ حُزْنِهِ وَ بُکائِهِ ... .

امالى صدوق ، ص 111