موعظه 25 مطلب

مراد از «وَاضْرِبُوهُنَّ؛ و آنان (زنان) را بزنيد»؟!

آیا دستور قرآن با خطاب «وَاضْرِبُوهُنَّ؛ و آنان (زنان) را بزنيد» نشانه ظالمانه بودن احکام اسلامی در حق زنان نیست؟!

اولا حکم بیان شده فقط مخصوص به زنانی است که در قبال وظایف زناشویی خود کوتاهی و از تمکین به آن سرکشی و طغیان می کنند و شامل تمامی زنان نمی گردد. ثانیا جواز چنین برخوردی با زن بعد از آن است که ابتدا مرد همسرش را موعظه کند و در مرحله دوم از او دوری کند. بنابراین اگر زن در یکی از همان دو مرحله اول از سرکشی خود دست بردارد، همسرش حق تعدی و دست درازی به او را ندارد. ثالثا جواز چنین برخوردی بنابر برخی روایات و سخنان فقها باید بسیار ملایم باشد؛ یعنی اگر موجب کبودی یا آسیب شود، زن حق قصاص دارد. رابعا توسل به خشونت و زور برای اجبار شخص به انجام وظایفش در همه نظام های حقوقی دنیا امری مشروع است. خامسا مردان نیز اگر از ادای وظایف خود در قبال همسران خویش کوتاهی کنند، زنان حق دارند با توسل به زور - که معمولا به خاطر ضعف آنها با مراجعه به حاکم شرع اعمال می شود - آنها را مجبور به ادای مسئولیت‌های شان بکنند و تبعیضی در این بین علیه زنان وجود ندارد.

شيوه «داستان سرايى» در قرآن؟

قرآن كريم با چه شيوه و اسلوبی به بيان داستان می‌پردازد؟

اسلوب قصّه در قرآن با شیوه متداول در میراث فرهنگى و ادبى، متفاوت است؛ زیرا قرآن در نقل ماجراها و حوادث به صورت گزینشى عمل مى‌كند و تنها بخش‌هاى گزینش شده را آن هم به صورت خلاصه و پیراسته از جزئیات كم اهمّیت بازگو مى‌كند و گاه در چینش این بخشها پیوستگى داستان لحاظ نمى‌شود و تكیه سخن بر نقاط مهم و كلیدى است و در بیشتر موارد، هنگام نقل داستان، حقایق و موضوعات اعتقادى، اخلاقى، سنت‌هاى حاكم بر جهان و یا تشریع و قانون گذارى ذكر مى‌گردد.

علت عبرت نگرفتن مردم از دنيا و حوادث آن

چرا انسان ها حاضر نيستند از دنیا و حوادث آن عبرت بگیرند؟

زندگى انسانها در هر عصر و هر مكان، مملوّ از درس هاى عبرت آموز است؛ درسهايي كه بيدار كننده دل، كنار زننده حجاب ها و بر ملا كننده ماهيّت زندگي دنياست. با اين وجود مردم غالباً حاضر به عبرت گرفتن نيستند؛ چون از کنار حوادث آموزنده به دلیل تکراري بودن آنها با بی اعتنایی می گذرند و ديگر اينكه «فرا فكنى» نيز مي كنند؛ چرا که فکر می کنند ناكامى ها، شكست ها و زوال قدرت ها، همه براى ديگران است و آنها جاودانه، جوان و تندرست و پرقدرت، خواهند ماند و دنيا به كام شان مى گردد.

هشدار علي(ع) براي بيداري از «خواب غفلت»

امام علي(علیه السلام) در خطبه 153 نهج البلاغه براي بیدار شدن انسان ها از «خواب غفلت» و یاد مرگ چه هشدارهايي داده است؟

امام علي(ع) براي بیدار شدن انسان ها از خواب غفلت مي فرمايد: «اى شنونده! از مستى خود به هوش آى و از غفلت بيدار شو و از عجله و شتاب خود بكاه، در آنچه از زبان پيامبر(ص) به تو رسيده و راه فرارى از آن نيست، بينديش و با كسى كه نسبت به اين دستورات مخالفت كند همراه مشو و فخرفروشى را كنار بگذار، و از مركب تكبّر به زير آى و به ياد قبرت باش كه گذرگاهت به سوى آخرت است، همان گونه كه جزا دهى جزا داده خواهى شد و همان چيز كه زراعت كنى درو خواهى كرد و آنچه امروز از پيش فرستى فردا بر آن وارد خواهى شد؛ پس براى قدوم خود در سراى ديگر جايى فراهم ساز و براى آن روزت چيزى از پيش بفرست و ...».

بازتاب گسترده «تجسّم اعمال» در روایات

«تجسّم اعمال» در روایات اسلامی چگونه مطرح و بازتاب داده شده است؟

در روايات شيعه و اهل سنت، مسئله «تجسّم اعمال» بازتاب گسترده اى دارد. از جمله در روايتي از پيامبر(ص) مي خوانيم: «اى قيس! تو همنيشنى خواهى داشت كه با تو دفن مى شود؛ در حالى كه او زنده است و تو با او دفن مى شوى در حالى كه تو مرده اى، اگر او گرامى باشد تو را گرامى مى دارد و اگر پست باشد تو را تسليم [بدبختى] مى كند. او فقط با تو محشور مى شود و تو نيز فقط با او و تنها از او سؤال مى شوى، پس آن را صالح قرار ده؛ چراكه اگر صالح باشد موجب آرامش تو است و اگر فاسد باشد مايه وحشت تو است و او، عمل تو است».

روند شقاوت و سعادت انسان در بطن جوامع دنیوی

آیا این سخن رسول خدا(ص) که فرمود: «شقی کسی است که در رحم مادرش شقی شد»، دلیل جبر و بی عدالتی نیست؟!

طبق آموزه های اسلامی خداوند انسان را بر اساس اختیار و حق انتخاب بین شقاوت و سعادت آفریده و این خود انسان است که عاقبتی پرسعادت یا مملو از شقاوت برای خود رقم می زند.
این حدیث نیز یا به معنای علم خداوند به سعادت و شقاوت فرد از زمان پیش از تولدش و یا به معنای اختلاف استعدادها و زمینه های هر انسان برای قدم گذاشتن در مسیر سعادت و شقاوت است.
طبق تفسیر و معنای دیگری «ام» به معنای کانون جامعه یا رحم دنیاست؛ یعنی همان جایی که سعادت و شقاوت او بر اساس انتخاب های آزاد و آگاهانه اش شکل می گیرد.
بنابراین با توجه به این تفسیرها و آموزه های مسلّم فراوان دیگری که دلالت بر اختیار آدمی در اعمالش دارند، شائبه هیچ گونه جبر و ظلمی از طرف خدا پدید نمی آید.

نهی امام علی(ع) از «موعظه بدون عمل»

امام علي(علیه السلام) در حکمت 150 نهج البلاغه، درباره «موعظه بدون عمل» چه می فرماید؟

امام علی(ع) درباره «موعظه بدون عمل» می فرماید: «از كسانى مباش كه بسیار موعظه مى كنند، اما خود اندرز نمى پذيرند». اين وصف عالمان بى عمل و مدعيان بى تعهد و رياكاران فاقد اخلاص است كه در قرآن مجيد سبب خشم شديد خداوند قرار گرفته اند. هم چنین حضرت(ع) در ادامه می فرماید: «از كسانى مباش كه ديگران را هدايت و خود را گمراه مى سازند»، در واقع آنان اسباب نجات ديگران را فراهم کرده، اما خودشان از آن بهره نمى گيرند.

توصیه های اخلاقی امام علي(ع)

امام علي(علیه السلام) در نامه 31 نهج البلاغه، چه توصیه های اخلاقی به فرزندش نموده است؟

ایشان فرموده است: «[پسرم] قلب خود را با موعظه زنده كن و هواى نفس را با زهد بميران، دل را با يقين نيرومند ساز و با حكمت نورانى و با ياد مرگ رام نما و آن را به اقرار به فناى دنيا وا دار، با نشان دادن فجايع دنيا، قلب را بينا كن و از هجوم حوادث روزگار و زشتى هاى گردش شب و روز، آن را برحذر دار، و اخبار گذشتگان را بر نفس خود عرضه نما و مصائب رسيده به اقوام گذشته را به او يادآورى كن و در ديار و آثار آنها گردش نما و درست بنگر آنها چه كردند، از كجا منتقل شدند و در كجا فرود آمدند؟ هرگاه در وضع آنها بنگرى خواهى ديد آنها از ميان دوستان خود خارج شده در ديار غربت بار انداختند و گويا بزودي تو هم يكى از آنها خواهى شد ...».

پیامدهای «پرخوری»

«پرخوری» چه پیامدهایی دارد؟

در احادیث پیامدهای پرخوری این طور بیان شده است؛ پرخوری دل را می میراند؛ علم و دانش را از او بيرون مى كند؛ بر قلب علامت قساوت مى گذارد و اعضا را از اطاعت حق باز مى دارد و عقل را از شنيدن موعظه باز می دارد؛ صفا و نورانیت فکر را می گیرد؛ پرخوری باعث سستی و پرهیز از آن باعث مقاوم شدن انسان است و ...

معنای «جدال»

منظور از «جدال» چيست؟

راغب مي گوید: جدل و جدال از «جَدَلْتُ الْحَبْلَ»؛ (طناب را محكم تابيدم) گرفته شده، گويى كسى می خواهد با سخنان ستيزه جويانه، طرف مقابل را با زور از عقائدش دور سازد. برخی دیگر، جدال را به معنى تلاش برای زمين زدن ديگرى دانسته اند. البته جدال بر دو گونه است، جدال به حق که ممدوح است و پيامبر(ص) مأمور به آن شده بود، و نوع مذموم آن، جدال به باطل است كه افراد لجوج، به انکار روشن ترينِ دلايل مى پردازند.

قال ابو عبدالله (عليه السلام):

لا تدع زيارة الحسين بن على عليهما السلام و مر أصحابک بذلک يمد الله فى عمرک و يزيد فى رزقک و يحييک‏ الله سعيدا و لا تموت الا شهيدا.

وسائل الشيعه، چ 10 ص335