عدل الهي 42 مطلب

تناقض توصیه به «کار و تولید» با توصیه به «زهد و توکّل» در اسلام!!

آیا این یک تناقض آشکار نیست که اسلام از طرفی به کار و تلاش و تولید بیشتر توصیه می کند و از طرف دیگر به زهد و توکّل و دوری از آرزوهای دراز؟

در آموزه های اسلامی، کار یک جهاد بزرگ اجتماعی و مذهبی است. با اين وجود این برنامه حرکت آفرین اسلامی منافاتي با دستوراتی همانند زهد و توکّل و پرهیز از آرزوهای دراز و بی اعتنایی به دنیا ندارد؛ چون مفاهیمی مانند زهد، توکّل، طول امل و ... آنچنان مسخ و تحریف گشته و با سلیقه های شخصی کوته بینان آمیخته شده که چهره سازنده آنها را در اذهان عمومی کاملا دگرگون کرده، و بسیاری از مردم به ظاهر مسلمان این مفاهیم را پوششی برای نارسائی ها، تنبلي ها و کوته نگري های خود قرار داده اند و ... .

سازگاری «شفاعت» با «عدل الهي»

آیا «شفاعت» با «عدل الهي» سازگار است؟

شفاعت، منافاتي با «عدل الهي» ندارد؛ چراكه شفاعت بدون زمينه مناسب انجام نمى گيرد و هركس لايق آن باشد، مشمول شفاعت مى شود و هركس لايق نباشد از آن محروم خواهد بود. ثانياً: مجازات گنهكار عين عدالت است و پذيرش شفاعت نوعى تفضّل است.

حوزه های عدل الهی؟

آیا عدل الهی فقط در قیامت تحقق می یابد یا در دنیا نیز وجود دارد؟ اگر عدالت خداوند اختصاص به قیامت ندارد در چه حوزه هایی جریان دارد؟

عدالت خداوند در سه حوزه «آفرینش»، «قانون گذاری» و «جزا» در جریان است و ملاک عدالت در هر سه حوزه «قرار گرفتن امور در جایگاه صحیح» است، لذا خداوند در حوزه آفرینش هر مخلوقی را به بهترین صورت آفریده و در حوزه قانون گذاری نیز قوانین را طوری قرار داده که موجب احقاق حقوق همگان شود و از هر کسی به اندازه توان او انتظار دارد و در قیامت نیز به اندازه عمل انسان ها جزا می دهد.

نزدیک بودن «قیامت» از زبان امام علي(ع)

امام علي(ع) نزدیک بودن «قیامت» را با چه بياني بازگو می کند؟

ایشان با بیان وقايعي چون نفخ صور، زنده شدن مردگان، تشکیل دادگاه های عدل الهی و حسابرسی سریع، صحنه قیامت و دادگاه عدل الهی، آن را چنان نزدیک توصیف می کند که گویی همه این امور واقع شده است: «گويى نفخه صور و صيحه نشور فرا رسيده و قيامت، شما را در بر گرفته و در آن صحنه دادگاه الهى حاضر شده ايد، باطل ها از شما رخت بر بسته؛ عذرتراشى ها از ميان رفته؛ حقايق برايتان مسلّم شده و حوادث، شما را به سرچشمه اصلى رسانده است [و به نتايج اعمال خود رسيده ايد]». حضرت در ادامه به همگان هشدار می دهد که از حوادث روزگار و آیات الهی پند گیرند و خود را برای چنین روزی آماده کنند.

تعابیر مختلف قرآن از «نامه اعمال»

قرآن کریم با چه تعابیری از «نامه اعمال» انسان ها یاد كرده است؟

در آيات «قرآن» بحث هاى زيادي درباره نامه اعمال و پرونده كارهاى آدمى شده و با تعبيرات گوناگوني چون «كتاب»، «زُبر»، «زبور» و «طائر» نام برده شده است و در بعضي تنها سخن از «نويسندگان نامه اعمال» است و از آنها تعبير به «رقيب» و «عتيد» يا «رسولان پروردگار» و ... شده كه هر كدام پيامى مخصوص به خودشان دارند. نامه هاي اعمال طوري است كه جزئيات اعمال انسان ها و كارهاى نيك و بد، اعم از بزرگ و كوچك در آن منعكس است. نامه اعمال طوري گشوده است كه مايه رسوايى صاحبش و يا عزت و آبروى او نزد خلايق مي شود و آن قدر روشن است كه نيازى به حسابگر ندارد.

عدم تناسب ميان گناه و كيفر در مسئله «خلود»!

چرا در مسئله «خلود» ميان گناه و كيفر تناسب برقرار نمی باشد؟

مهمترين اشكالى كه در مسئله «خلود» مطرح مى شود و در حقيقت اشكال اصلى است مسئله «عدم تناسب گناه و كيفر» است. گفته مى شود چگونه مى توان پذيرفت كه انسانى تمام عمر خود را - كه حدّاكثر صد سال بوده - كار بد كرده و در كفر و گناه غوطه ور بوده؛ ولى در برابر يكصد سال گناه بايستي هزاران ميليون سال كيفر ببيند؟! در حالی که حكمت و عدالت ايجاب مى كند كه اين دو متناسب باشند؛ در جواب باید گفت: كيفرهايى كه اثر طبيعى عمل است و خاصيت تكوينى آن است و يا نتيجه حضور خود عمل در برابر انسان است اين گفتگوها را نمى پذيرد.

رابطه «جبر و اختيار» با «عدل الهی»

مسأله «جبر و اختيار» چه رابطه و نسبتی با موضوع «عدل الهی» دارد؟

اعتقاد به اختيار و آزادى اراده بشر نه تنها مخالفتى با مسأله عدالت پروردگار ندارد؛ بلكه كاملا با آن هماهنگ است. آنچه منافات دارد مسأله جبر است كه قائلين به آن را بر سر دو راهى پذیرش جبر و انکار عدالت و يا انتخاب عدل و وداع با جبر قرار داده است؛ چرا که امكان ندارد كسى، ديگرى را مجبور بر گناهى كند و بعد او را به خاطر آن گناه مجازات نمايد. لذا معتقدين به جبر ناچار شده اند عدالت را رها سازند، که این يكى از بزرگترين ايرادات بر مذهب آنان است.

رابطه «قضا و قدر» با «عدل الهی»

مسأله «قضا و قدر» چه رابطه و نسبتی با موضوع «عدل الهی» دارد؟

مفهوم واقعى «قضا و قدر» اين نيست كه سرنوشت هر انسان از نظر سعادت و شقاوت از پيش تعيين شده باشد، سرنوشتى حتمى و غير قابل تغيير؛ که در این صورت شبهه مخالفت با عدل پدید می آید. بلکه قضا و قدر الهى اشاره به قانون عليت دارد؛ يعني خدا مقدّر كرده افرادى كه سعى و تلاش می كنند موفق شوند و افراد سست ناموفق، مطيعان، سعادتمند و عاصيان بدبخت، ملت هاى متحد پيروز و آنها كه راه تفرقه را مى پويند مغلوب شوند. و مسلّماً چنين تفسيری از قضا و قدر کاملا با مسأله عدل الهى هماهنگ است.

رابطه «فقر و غنا» با «عدل الهی»

آيا تفاوت انسان ها در فقر و غنا با مسئله «عدل الهی» سازگار است؟

مسأله تفاوت مردم در فقر و غنا از قبيل قضا و قدرِ مشروط الهى است؛ يعنى افراد يا ملت هاى سخت كوش معمولا غنى تر و افراد سست و ملت هاى تنبل فقيرترند. مواردى نيز وجود دارد كه فقر از خارج بر جمعيت يا فردى تحميل مى شود كه عدل الهى را زير سؤال نمي برد. شكّى نيست كه خداوند به انسان آزادى داده است. اگر آزادي نمى داد در شرايط اجبارى راه تكامل پيمودنى نبود و نيز شكّى نيست كه گروهى از اين آزادى سوء استفاده مى كنند كه البتّه خداوندِ عادل، سرانجام حق مظلوم را از ظالم مى گيرد و اين همان عدل الهی است.

«عدل الهی» و تأثیر آن بر عمل و اخلاق

اعتقاد و توجه به «عدل الهی» چه تأثيری بر عمل و اخلاق انسان دارد؟

توجّه به اوصاف الهى سبب مى شود كه انسان چشم دل را به نقطه كمالِ مطلق بدوزد و سعى كند در سير درونى و برونى، خود را به او نزديكتر سازد و اين نزديكى سرانجام سبب تخلّق به اخلاق الهى و انعكاس صفات خداوند در اخلاق و عمل انسان مى شود. بنابراين هر قدر انسان به او نزديك تر شود، اين صفات در او قوى تر مى شود، مخصوصاً در مسأله عدل الهى. اهميّت مسأله عدالت در اسلام به قدرى است كه هيچ چيز حتی دوستى ها و دشمنى ها، قرابت ها و خويشاوندى ها هيچ كدام نمى تواند مانع آن شود.

قرآن و تفسیر نمونه
مفاتیح نوین
نهج البلاغه
پاسخگویی آنلاین به مسائل شرعی و اعتقادی
آیین رحمت، معارف اسلامی و پاسخ به شبهات اعتقادی
احکام شرعی و مسائل فقهی
کتابخانه مکارم الآثار
خبرگزاری رسمی دفتر آیت الله العظمی مکارم شیرازی
مدرس، دروس خارج فقه و اصول و اخلاق و تفسیر
تصاویر
ویدئوها و محتوای بصری
پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی مدظله العالی
انتشارات امام علی علیه السلام
زائرسرای امام باقر و امام صادق علیه السلام مشهد مقدس
کودک و نوجوان
آثارخانه فقاهت

قال الصّادق عليه السّلام :

ما مِنْ اَحَدٍ قالَ فى الحُسَينِ شِعْراً فَبَکى وَ اَبکْى بِهِ اِلاّ اَوْجَبَ اللّهُ لَهُ الْجَنّةً وَ غَفَرَ لَهُ.

هيچ کس نيست که درباره حسين عليه السّلام شعرى بسرايد و بگريد و با آن بگرياند مگر آن که خداوند، بهشت را بر او واجب مى کند و او را مى آمرزد.

رجال شيخ طوسى ، ص 289