کتمان 18 مطلب

تناقض آيات قرآن درباره «امكان تكلّم مجرمان» در قيامت!

راه جمع بین آياتی كه برای مجرمان در قیامت قدرت «تكلّم» قائلند و آيات ديگری كه آن را نفی می كنند چيست؟

اوّلا: گويندگان صواب كه در آيه 38 سوره نبأ به آن اشاره شده فرشتگان يا مؤمنانند نه مجرمان، و چنان كه مفسّران نيز گفته اند، سخن صواب ايشان همان شفاعت به حق است؛ چنان كه امام صادق(ع) در پاسخ به پرسشى درباره همين آيه فرمود: «كسانى كه در روز قيامت به آنان اجازه داده مى شود سخن صواب گويند، ما اهل بيت هستيم كه خدايمان را ستايش مى كنيم، بر پيامبران درود مى فرستيم و شيعيانمان را شفاعت مى كنيم».
ثانيا: در قيامت مراحل، مواقف و موقعيّت‌هاى مختلفى وجود دارد و خداوند مجرمان و کافران را از مطلق مخاصمه و مجادله در محضر خویش نهى نكرده، بلكه از مجادله به هنگام محاسبه اعمال نهى کرده است. چنانکه مخاصمه ياد شده در آیه 28 سوره ق، مربوط به مرحله پس از حسابرسى اعمال و در مقام عذرخواهى است، ولى مُهر شدن لب‌هاى مجرمان در زمان محاسبه و در حين انجام آن است كه مى كوشند گناهان خود را از اساس منكر شوند.

نفرین امام علی(ع) به کتمان کنندگان غدیر

آیا امام علی(علیه السلام) به کتمان کنندگان ماجرای غدیر نفرین کرده است؟

زید بن ارقم، عبد الرحمان بن ابى لیلى و عمیرة بن سعد، ابن قتیبه، ابو اسحاق به نقل از عمرو ذو مرّ، یزید بن یثیع، سعید بن وهب و هانى بن هانى، همچنین أنساب الأشراف به نقل از ابو وائل، و شقیق بن سلمه، روایاتی را با این مضمون نقل کرده اند که کسانی که ماجرای غدیر را کتمان کرده اند از دنیا نرفتند مگر این که به خاطر نفرین علی(ع) به بلایی گرفتار شدند.

معاویه، و ترویج لعن و ناسزاگوئی

معاویه برای نهادینه کردن سبّ و لعن به امام علی(علیه السلام) چه کرد؟

بنی امیه برای کتمان گذشته خود و جلوگیری از نشر فضائل امام علی(ع)، به پرده پوشى فضایل على(ع) و ترویج فضایل ساختگى خلفا اکتفا نکرد، بلکه معاویه به سبّ و ناسزا گویى آن حضرت در مجالس و خطبه هاى نماز جمعه فرمان داد تا آن که لعن امام و خاندانش به صورت یک سنّت درآمد. در حقیقت آنان دوام حکومت خویش را بر پایه چنین سنت زشتی استوار می دیدند و با این شیوه زشت، آزار، کشتن و اسارت خاندان هاشمى را براى مزدوران خویش، پسندیده ساختند، تا در پناه آن به اهداف دنیا طلبانه خود برسند.

شاهدان وصیّت

اسلام چه شرائطى براى شاهدان وصیّت قائل شده است؟

در آیات 106 و 108 سوره مائده، توصیه هایی در رابطه با شاهدان وصیت بیان شده  که عبارتند از: دو شاهد باید پس از نماز به خدا سوگند یاد کرده و بگویند، ما حاضر نیستیم حقّ را به منافع مادى خویش فروخته و به ناحقّ گواهى دهیم. لکن در صورت خیانت آنان، افراد دیگرى از ورثه جاى آن دو را گرفته و حقیقت را بیان می کنند، این شیوه سبب مى شود که شهود، در امر شهادت دقت کنند. این مراحل شهادت، در زمینه شک و تردید و اتهام است و انتخاب وقت نماز برای شهادت، به سبب تأثیر زمان، در بیداری روح خدا ترسی انسان است.

عقیده بهائیان در مورد تقیّه و کتمان عقیده

عقیده بهائیان در مورد تقیّه و کتمان عقیده در مواقع ضرورت چیست؟

غالبا اقلیّت هاى مبارز، براى واژگون کردن اکثریت خودکامه و ظالم از روش استتار استفاده کرده، جمعیت زیر زمینى تشکیل مى دهند و برنامه هاى سرّى دارند، «تقیّه» قبل از آن که یک برنامه اسلامى باشد، یک تاکتیک عقلانى و منطقى براى مبارزه با دشمن نیرومند است. لکن منطق بهائیت در این موضوع متناقض است. از طرفی سیّد باب در تمام زندگی خود به شیوه تقیّه رفتار نموده و از طرف دیگر به پیروان خودشان دستور می دهند که شما نباید تقیه کنید.

بشارت حضرت عیسی(ص) به بعثت پیامبر اسلام(ص)

آیا حضرت عیسی(علیه السلام) بعثت پیامبر اسلام (صل الله علیه واله وسلم) را بشارت داده اند؟

خداوند در آیه 6 سوره صفّ می فرماید: حضرت مسیح(ع) به آمدن رسول اکرم(ص) بشارت داده است و این بشارتها به قدری مفصل بیان شده که خداوند درباره آن در آیات متعددی مثل آیه 146 سوره بقره می فرماید: «اهل کتاب پیامبر موعود را همچون فرزندان خود مى شناسند ولى جمعى از آنان، حق را در حالى که از آن آگاهند کتمان مى کنند».

تقیه روش خردمندان

تقیه چیست؟

«تقیّه» به معناى حقیقى آن، یک قانون شناخته شده عقلایى است. در تمام جنگ ها در طول تاریخ، مخفى کارى در برابر دشمن یکى از مهم ترین اصول مبارزه است. در صدر اسلام و در آن زمان که مسلمانان در اقلّیت بودند هنگامى که گرفتار چنگال دشمنان مى شدند عقائد خود را کتمان مى کردند تا بیهوده نیروهای خود را هدر ندهند. همانند داستان عمّار و پدرش؛ و در آیات متعدّدى از قرآن همچون ماجرای مؤمن آل فرعون، این مسأله مجاز شمرده شده است.

تحریف معنوی در کتاب مقدّس

آیا در کتاب مقدس تحریف معنوی رخ داده است؟

در تحریف معنوی، الفاظ متن مقدس تغییری نمی کند ولی مفسرین، برای انطباق آن بر مقاصد خویش، معانی بی اساس به آن منتسب می کنند. در آیات قرآن به این کار مفسرین یهودی و مسیحی اشاره شده، مثلا آیاتی که یهودیان را به خاطر تحریف کتاب مقدس خود نکوهش می کند. قرآن در جایی دیگر یهودیان را به خاطر تحریف کلمات و فراموش کردن اندرزهای کتاب مقدس، ملامت می کند. همچنین یهودیان به خاطر تفسیر نابجا و عدم توجه به فرازهایی از کتاب مقدس که منجر به کتمان نبوت پیامبر(ص) می شود نیز مورد نکوهش قرآن قرار گرفته اند.

زیان های جبران ناپذیر جریان منع حدیث

جریان منع حدیث چه زیان هائی را در پی داشت؟

بر اثر منع حدیث، احادیث نبوی در سینه ها ماند. این وضعیت باعث محرومیت فرهنگ اسلامی از گنجینه احادیث نبوی شد و زمینه بسیار مساعدی را برای جعل حدیث، به نفع حکومتهای وقت  فراهم کرد؛ زيرا وقتى مدرك، منحصر به حافظه ها گرديد، همه كس مى توانست همه گونه ادعايى بنمايد. سرانجام این ممنوعیت توسط عمر بن عبدالعزیز برداشته شد، اما با آسیب های دیگری مواجه شد، نظیر مکتوب شدن احادیث جعلی و کتمان شدن بسیاری از احادیث ایراد شده به نفع شیعه و اهل بیت، از سوی محدثان رسمی و طرفداران حکومت.

مقابله امام سجاد(ع) با جعلیات محمد بن شهاب زُهری

امام سجاد(علیه السلام) در پی جعلیات و انحرافات ابن شهاب زُهری چه کرد؟

امام سجاد(ع) در برابر جعلیات ابن شهاب زهری، نامه ای کوبنده و در عین حال نصیحت آمیز به او می نویسند. امام با یادآوری نعمت های الهی به زهری در خردی و بزرگی، می فرمایند: تو با کتمان حقایق و ایجاد شک و گمراهی در بین مردم، با ظاهر دینی به هم نوایی با ستمگران پرداخته و با سخنانت آنان را شادمان ساختی. امام با شکوه از مصیبت های که پدید آورده و با یادآوری مرگ و قیامت، از زهری می خواهد توبه کرده و از خواب غفلت بیدار شود.

قرآن و تفسیر نمونه
مفاتیح نوین
نهج البلاغه
پاسخگویی آنلاین به مسائل شرعی و اعتقادی
آیین رحمت، معارف اسلامی و پاسخ به شبهات اعتقادی
احکام شرعی و مسائل فقهی
کتابخانه مکارم الآثار
خبرگزاری رسمی دفتر آیت الله العظمی مکارم شیرازی
مدرس، دروس خارج فقه و اصول و اخلاق و تفسیر
تصاویر
ویدئوها و محتوای بصری
پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی مدظله العالی
انتشارات امام علی علیه السلام
زائرسرای امام باقر و امام صادق علیه السلام مشهد مقدس
کودک و نوجوان
آثارخانه فقاهت

الإمام عليٌّ(عليه السلام)

الإيثارُ غايةُ الإحسانِ

ايثار، اوج نيکوکارى است

ميزان الحکمه، جلد 1، ص 22