ضرورت بحث از حجاب و پوشش بانوان در جامعه؟!

چرا این قدر به بحث حجاب پرداخته می شود؟! آيا این یک استراتژی سياسی است يا اينكه به لحاظ شرعی و دينی واجب و لازم است؟

اگر الزامی به حجاب در جوامع دینی مشاهده می شود، طبق فرامین الهی و برای حفظ منافع و مصالح عالی است؛ نه یک استراتژی سياسی موقت. حجاب‏ از واجبات و مسلّمات، بلكه از ضروريّات دين‏ اسلام است؛ دین انسان را ملزم به صیانت از گوهر حیاء در پوشش، نگاه، گفتار، رفتار و آرایش می نماید. این وجوب دینی حجاب فرآیندی منطبق با فطرت توحیدی و در راستای حفظ گوهر حیاء است که در تمدن ها و ادیان پیشین نیز بدان پرداخته می شد. بازشناسایی زنان به عفت و مصونیت از آزارها؛ حفظ مردان از شعله غریزه؛ مصونیت خانواه؛ کاهش فرزندان نامشروع؛ حفظ ارزش و احترام زن؛ استواری اجتماع و حفظ نيروی فعال و كم كردن هزينه اقتصادی و ايجاد آرامش روحی زنان و مردان و ... از حکمت های وجوب دینی حجاب است.

حكمت واجب کردن سفر مشقت بار حج؟

اجبار مسلمانان به سفر مشقت بار حج چه حکمتی دارد؟

حج حکمت ها، کارکردها و ظرفیت های بسیار متنوعی دارد، مانند: 1. تقویت بعد اخلاقی و دگرگونی های درونی و روحی با خودسازی و جدا شدن انسان از مرزهای زندگی مادی و امتیازات ظاهری و زر و زیور. 2. برجسته شدن بعد سیاسی جامعه مسلمانان و از بین رفتن تعصبات ملی و نژادی آنها با ایستادن همه در صف واحد امت اسلام علیه استعمار. 3. ارتباط قشرهای مختلف مسلمانان از لحاظ فرهنگی و علمی. 4. امکان کم شدن فاصله طبقاتی با تقویت پایه های اقتصادی جهان اسلام و بسیاری برکات دیگر.

چشم‌انداز فرهنگ حاكم بر «نظام اسلامی» در قرآن

قرآن، فرهنگ حاكم بر «نظام اسلامی» را چگونه توصيف كرده است؟

قرآن، فرهنگ حاكم بر نظام اسلامي را اين گونه توصيف می كند: حاكم اسلامى در كنار قاطعيّت، مأمور به عفو، گذشت و استغفار در درگاه الهى است و تكيه گاه اصلى را خدا مى داند. عشق به خدا در اين گونه افراد برترين ارزش است و فرمان مى ‌دهد که او دست ردّ به سينه ثروتمندان غافل و بى خبر بزند. هميشه مراقب است كه مبادا در داورى ها، گرفتار حبّ و بغض و هوى و هوس شود و حقّ بى گناهى را ضايع كند. رابطه پدر و فرزندی مانع اجراى عدالت نمی شود و از منافع خويش در برابر اجراى حق می گذرند.

معرفی فرهنگ حاكم بر «نظام اسلامی» در روايات

از منظر روايات، چه فرهنگی بايد حاكم بر «نظام اسلامی» باشد؟

در روايات فرهنگ حاكم بر حكومت اسلامى اين گونه معرفی شده است: اسلام حتى در برنامه هاى جنگى خود، مسائل انسانى را با اين مسأله خشن[جنگ] آميخته و رعايت اصول اخلاق را حتّى در برابر دشمنان سرسخت و در ميدان جنگ لازم شمرده است. در يكي از اين روايات، پيامبر(ص) به علي(ع) دستور می دهد كه «با كسى پيكار مكن مگر اينكه قبلا او را به سوى اسلام بخوانى، و آنچه در توان دارى براى هدايتش به كار گيرى، سوگند به خدا اگر خدا يك نفر را به دست تو هدايت كند براى تو بهتر است از آنچه آفتاب بر آن طلوع و غروب مى كند».

جايگاه «محرومان» در حكومت اسلامی؟

«محرومان» در حكومت اسلامی چه جايگاهی دارند؟

امام علی(ع) در تبیین اهميّت فوق‌العاده قشرهاى محروم جامعه در فرهنگ حكومت اسلامى می فرماید: «خدا را، خدا را، در مورد طبقه پايين اجتماع، همان ها كه راه چاره اى ندارند، از مستمندان، نيازمندان، تهيدستان و از كارافتادگان؛ زيرا در اين قشر كسانى هستند كه روى سؤال دارند و نيز افرادى هستند كه بايد بدون سؤال به آنها كمك كنى. آنچه خداوند در مورد آنان به تو دستور داده عمل كن؛ بخشى از بيت المال و قسمتى از درآمد حاصل از كشاورزى را در هر منطقه اى به آنها تخصيص ده؛ زيرا آنها كه دور هستند به مقدار كسانى كه نزديك اند سهم دارند، و...».

شکل و قالب حکومت اسلامی؟

آیا حکومت اسلامی شکل و قالب مشخصی دارد؟

حکومت اسلامی حکومتی است که قوانین و ضوابط آن از شرع مقدس اخذ گردد و معیار مهم در اسلامی بودن یک حکومت، توجه به اجرای صحیح احکام شرع و قانون الهی است. بهترین مصداق آن حکومت پیامبران و ائمه معصومین می باشد، اما فقها نیز بر اساس سفارش معصومین وظیفه دارند در دوران غیبت برای تشکیل حکومت اسلامی و اجرای صحیح قوانین الهی تلاش کنند.

قالب حکومت چنانکه روند تاریخ و زندگی اجتماعی بشر نشان داده است، تابع «اقتضائات زمان و مکان» بوده است؛ چنانکه می دانیم پیامبران یا امامان معصوم از طرف خداوند منصوب به حكومت بودند، امّا آنها هم براى پيشرفت كار خود و جلب حمايت توده هاى مردم در بسيارى از مواقع از بيعت آنها بهره مى‏ گرفتند و با آن رسميت بيشترى به حكومت خود مى بخشيدند.

بنابراین رکن اصلی اسلامی بودن یک حکومت، محتوا و قوانین حاکم بر آن حکومت می باشد و قالب آن می تواند به شکلهای مختلف باشد که فرقی نمی کند که معصوم(ع) در رأس حکومت باشد یا فقها که در صورت عدم حضور ائمه(ع) از سوی آنها تایید شده اند، یا اینکه افراد دیگری مجری حکومت باشند اما قوانین خود را از فقها اخذ کنند.

شرایط «ذمه» در اسلام

در اسلام چه شرایطی برای «ذمه» تعیین شده است؟

روح تعالیم پیامبر(ص) دعوت به توحید، و مبارزه با شرک بود. در واقع حضرت با هیچ قوم و قبیله ای، خصوصاً صاحبان ادیان الهی، خصومت شخصی نداشت، و آنان را مجبور به پذیرش اسلام نکرد، در واقع آنان می توانستند با پذیرش شرایط «ذمّه»، از دین خود پیروی کنند. در واقع آنان با قبول پرداخت «جزیه»، نباید بر علیه امنیت، آبرو و اموال مسلمانان توطئه کرده و با مشرکان همکاری کنند. همچنین نباید تظاهر به منکرات؛ مانند شرب خمر کرده و ... در مقابل حکومت اسلامی نیز در برابر ستیزه جویی دیگران، امنیت آنان را تامین می کرد.

نهی از سپردن پست حکومتی به «خائن»

روایات اسلامی نسبت به دقت و هوشیاری در هنگام سپردن امانات و نهی از اعتماد به «خائن» چه بیانی دارند؟

همان گونه كه انسان موظف به امانت داری است، امانت گذار نيز بايد به هوش باشد كه امانت خويش را به دست چه كسى مى سپارد؟ پيامبر(ص) می فرمایند: «كسى كه امانت خويش را به غير امين بسپارد، خدا ضامن حفظ آن نيست؛ زيرا خدا او را از سپردن امانت به چنين كسى نهى كرده است». همچنين امام باقر(ع) می فرمایند: «كسى كه فرد غير امين را امين بشمرد مال خود را ضايع کرده و حجتى در برابر پروردگار ندارد». بنابراين مديران جامعه اسلامى نباید پست ها و مقامات مختلف حكومت را به افراد خائن بسپارند.

چگونگی اداره نظام اجرائی حكومت در عصر پيامبر(ص)

نظام اجرائی حكومت اسلامی در عصر پيامبر(صلی الله علیه و اله) چگونه بود؟

حكومت اسلامى در عصر پيامبر(ص) با وجود سادگی، مقتدر و کامل بود؛ مسجد پيامبر(ص) از يك سو پايگاه اصلى حكومت و كانون نظام اجرائى و از سوی ديگر كانون آموزش و پرورش و تعليم و تربيت بود و از سوى سوم ستاد ارتش اسلام و مركز فرماندهى كل قوا به حساب مى آمد و از سوى دیگر محكمه قضا و به اصطلاح كاخ دادگسترى بود. پيغمبر اكرم(ص) براى هر كدام از اين امور، مسئول يا مسئولينى برگزيده بود.

شاخصه های فرهنگ حاكم بر «نظام اسلامی»

فرهنگ حاكم بر «نظام اسلامی» چه شاخصه هايی دارد؟

سه اصل عمده بر نظام حكومت اسلامى حاكم است؛ اول اين كه مسئولان اجرائى، خود را امانت دار الهى مى دانند كه بايد حكومت و مقامات حكومتى را كه به آنها سپرده شده به عنوان يك وديعه حفظ كنند. دوم مردم آنها را مبعوثان الهى مى دانند؛ چرا كه اطاعت از آنها شاخه اى از اطاعت خدا است، و فرمان آن ها به منزله فرمان الهى است. سوم روح معنويّت و ارزش هاى اخلاقى در چنين حكومتى بايد بر همه چيز سايه بيفكند و مسائل اخلاقى و انسانى در سر لوحه كارها قرار گيرد؛ و انگيزه ها بايد فراتر از انگيزه هاى مادّى باشد.

قرآن و تفسیر نمونه
مفاتیح نوین
نهج البلاغه
پاسخگویی آنلاین به مسائل شرعی و اعتقادی
آیین رحمت، معارف اسلامی و پاسخ به شبهات اعتقادی
احکام شرعی و مسائل فقهی
کتابخانه مکارم الآثار
خبرگزاری رسمی دفتر آیت الله العظمی مکارم شیرازی
مدرس، دروس خارج فقه و اصول و اخلاق و تفسیر
تصاویر
ویدئوها و محتوای بصری
پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی مدظله العالی
انتشارات امام علی علیه السلام
زائرسرای امام باقر و امام صادق علیه السلام مشهد مقدس
کودک و نوجوان
آثارخانه فقاهت

الإمامُ علىٌّ(عليه السلام)

جَعلَ اللهُ لِکُلِّ شىّء قَدْراً، ولِکُلِّ قَدْر أجَلا

خداوند براى هر چيزى اندازه اى گذاشته است و براى هر اندازه اى سرآمدنى

ميزان الحکمه، جلد 1، ص 46